زني كه متهم است با همدستي پسرجواني مرتكب قتل شوهرش شده در دادگاه كيفري استان تهران، پاي ميز محاكمه ميرود.
خيانت و جنايت، مسيري كه متهمان بسياري از پروندهها با عبور از آن به طناب دار يا حبسهاي طولاني نزديك ميشوند. برچسب قاتل يا خيانتكار ميخورند و باعث رسوايي خود و خانوادهشان ميشوند. خواندن سرنوشت زن و مردي كه حالا در انتظار برگزاري جلسه محاكمهشان هستند هم با اين موضوع پيوند خورده است. به گزارش خبرنگار ما، اين پرونده از سال گذشته و همزمان با ناپديد شدن مردي به نام كاميار در شهرري به جريان افتاد. همسر او به پليس گفت: شوهرم براي ديدن خواهرزادهاش از خانه بيرون رفت و ديگر برنگشت. او به تلفن همراهش جواب نميدهد و خواهرزادهاش هم ادعا ميكند خبري از شوهرم ندارد. بعد از مطرح شدن شكايت، مأموران جسد كاميار را كنار يكي از خيابانها پيدا كردند. بررسيها نشان داد كه مقتول در محل ديگري با ضربات متعدد چاقو كشته و بعد جسدش به خيابان منتقل شده است. بعد از آن مأموران از همسر مقتول كه سپيده نام داشت بازجويي كردند. او گفت: شوهرم با خواهرزادهاش كه نيما نام دارد اختلاف داشت. روز حادثه هم شوهرم به ديدن نيما رفت و فكر ميكنم كه او مرتكب قتل شده باشد. مأموران بعد از آن نيما را بازداشت كردند. او اتهام خودش را انكار كرد و گفت: زن داييام دروغ ميگويد. روز حادثه مرخصي سربازيام تمام شده بود در ترمينال نشسته بودم تا به محل خدمتم بروم. بليت اتوبوس هم گرفته بودم و داشتم سوار ميشدم كه سپيده زنگ زد و گفت حال داييام بد شده است. بعد خواست به سرعت به خانهشان بروم و به او كمك كنم. سپيده گفت به خانوادهام نيز خبر دهم. من هم حرفش را باور كردم اما وقتي به خانه داييام رفتم گفت از شوهرش خبر ندارد. مأموران سپس درباره ادعاي نيما تحقيق كردند و متوجه شدند كه اظهارات او درست است، بنابراين اين بار به رديابي تماسهاي تلفني سپيده پرداختند. بررسي تماسهاي او نشان داد كه سپيده از مدتي قبل با پسري به نام شهاب ارتباط دارد. سپيده در يكي از پيامكها از شهاب خواسته بود كه شوهرش را به قتل برساند. بعد از به دست آمدن اين سرنخ، سپيده بار ديگر مورد بازجويي قرار گرفت. او وقتي با پرينت پيامكهايش روبهرو شد به جرم خودش اقرار كرد و گفت شهاب مرتكب قتل شوهرش شده است. بعد از آن مأموران پليس شهاب را بازداشت كردند. او در بازجوييها اتهام خودش را پذيرفت و گفت سپيده او را فريب داده است. متهم گفت: مدتي قبل با هم آشنا شديم. او مدام گريه ميكرد و ميگفت شوهرش او را اذيت ميكند. بعد هم به من پيشنهاد داد كه شوهرش را بكشيم و با هم زندگي كنيم. من اول مخالفت كردم اما بارها اصرار كرد تا اينكه گفت اتهام قتل را به گردن خواهرزاده شوهرش مياندازد. او گفت با نقشهاي كه او كشيده پليس خواهرزاده شوهرش را دستگير ميكند. من هم قبول كردم. روز حادثه به خانه سپيده رفتم و با كمك او شوهرش را به قتل رسانديم و جسدش را از خانه بيرون برديم. بعد هم سپيده با خواهرزاده مقتول تماس گرفت. بعد از انجام تحقيقات، پرونده با صدور كيفرخواست براي رسيدگي به شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. بنابراين شهاب به اتهام مباشرت در قتل و سپيده به اتهام معاونت در قتل پاي ميز محاكمه حاضر ميشوند.