مهلا صالحي | دلهره و نگراني دوباره به سراغش آمده، او هر روز صبح با ترس و نگراني كودك سه سالهاش را راهي مهدكودك ميكند، بدتر آنكه شب گذشته كودك الفاظي را بر زبان آورده كه به گفته خودش آن را از دوستانش در مهد ياد گرفته. كلماتي كه پدر و مادر ساعتها با آن درگير شدند، با اين حال چارهاي نيست امروز صبحي دوباره است و پدر و مادر بايد سر وقت در محل كار خود حاضر شوند. كودك كلافه و گريان است، ميخواهد بخوابد، ميخواهد هيچ صبحي آنقدر زود از خواب بيدار نشود او هم ناچار است خوابآلود همراه مادر به مهد برود. مادر اما نگران موضوعاتي است كه امروز كودكش قرار است در مهدكودك ياد بگيرد.
اين وضعيت بيشتر كودكاني است كه مادرانشان شاغل هستند و با مشكلات بسياري سر كار خود حاضر ميشوند. كودكان هم مجبورند چند ساعتي را در مهدهاي كودك سپري كنند، مهدهايي كه حالا خانه دوم بيشتر كودكان ايراني به ويژه در كلانشهرها شده است.
البته اين سالها فرستادن كودكان به مهدها تنها مختص مادران شاغل نيست، اين وضعيت تبديل به يك ژست اجتماعي در بين مادران خانهدار هم شده است، مادراني كه از صبح تا شب در خانه هستند اما انگار ترجيح ميدهند براي عقب نماندن از اين جريان، كودكان خود را به مهدها بسپارند.
اين رفتار خانوادهها موافقان و مخالفان بسياري دارد. مهمترين منتقدان و مخالفانش كودكاني هستند كه ميخواهند صبحها ديرتر از خواب بيدار شوند و لحظات كودكيشان را در خانه و در كنار مادر سپري كنند؛ همچنين روانشناسان كودك كه تا سه سالگي فرستادن كودك را به مهد جايز نميدانند و از سن سه سالگي هم فقط چند ساعت در روز را براي تعامل كودك با همسالانش توصيه ميكنند.
نظارتهاي ناكافي روي مهدها
اگر ژست و موج فرستادن كودكان به مهدها را كنار بگذاريم با اين وجود برخي از مادران هستند كه به علت اشتغال مجبورند كودك را زودتر از سن معمول خود به مهدها بفرستند اما آنطور كه گفته ميشود نظارتهاي جدي روي عملكرد مديران و مربيان مهدهاي كودك از سوي سازمانهاي مربوطه انجام نميگيرد. از يك طرف مادران شاغل جايي براي سپردن كودكانشان ندارند و از طرف ديگر مهدها عملكرد مثبتي از خود براي پرورش كودكان نشان نميدهند. نمونهاش هم ميشود گلايههاي مادران ناراضي كه معمولاً ميگويند كودكان ما از محيط مهدكودك ناراضياند و ميترسند يا مربي با كودك دعوا ميكند و كودك از مربي يا بچههاي مهد حرفهاي ناپسندي ياد ميگيرد كه همه اينها نشان از نظارت ناكافي مديران مسئول بر مهدهاي كودك است.
البته دكتر نفريه، معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي كشور اين موارد را قبول ندارد. او معتقد است سازمان بهزيستي بر فعاليت مهدهاي كودك نظارت عالي دارد. چند سالي هم هست كه بخشي از نظارت از سوي خود مهدهاي كودك انجام ميشود.
وي ميگويد: «در سال گذشته سازمان بهزيستي يك دوره جهادي براي نظارت بر مهدهاي كودك 10 استان بزرگ كشور گذاشت كه براساس آن ظرف دو ماه بازرسان به طور جدي روي مهدهاي كودك نظارت داشتند و البته مهدهايي كه تخلف ميكردند شناسايي شدند و چندين مورد هم پلمب داشتيم، اين طور نيست كه مهدها تخلف كنند و سازمان هم در برابر آنان سكوت اختيار كند.»
با اين همه چندي پيش گله و شكايت از سوي كارشناسان تربيتي درباره مهدهاي كودك بالا گرفت. آنان گفتند مهدهاي كودك آنطور كه بايد و شايد آموزش لازم را به كودكان ارائه نميكنند، همين موضوعي شد تا نظارت 30 ساله بهزيستي بر 15 هزار مهدكودك مورد بازبيني دولت قرار گيرد به طوري كه وزير سابق آموزش و پرورش از دستور رئيسجمهوردولت دهم براي تحت پوشش قرار گرفتن مهدهاي كودك از سوي آموزش و پرورش خبر داد و عنوان كرد كه احمدينژاد اين پيشنهاد خود را به شوراي عالي انقلاب فرهنگي ارائه كرده تا آموزش و پرورش سياستگذاري مهدهاي كودك را بر عهده بگيرد. به گفته دكتر نفريه همچنان مسئوليت نظارت بر عهده سازمان بهزيستي كشور است با اين حال اين دستور هنوز اجرايي نشده است.
معاون اجتماعي سازمان بهزيستي كشور تأكيد ميكند: «قرار نيست مهدهاي كودك دولتي شوند براساس اين مصوبه تنها آموزش كودكان در مهدهاي كودك يا مراكز پيش دبستاني بر عهده آموزش و پرورش است اينطور نيست كه آموزش و پرورش نظارت مهدها را بر عهده گيرد. سازمان بهزيستي از 30 سال پيش تاكنون مراكزي را راهاندازي كرد كه ساعتها كودكان در آنجا نگهداري شوند و در كنار اين نگهداري برنامههاي پرورشي هم برايشان راهاندازي كرد اما بعدها برخي كارشناسان نسبت به اين برنامهها انتقاد كردند و اظهار داشتند كه برنامههاي مهدهاي كودك بايد آموزشي باشد. اين در حالي است كه اين موضوع در كشور ما رد شده است ما معتقديم در هفت سال اول زندگي كودك آموزش معنا ندارد به همين علت اين مسئوليت را آموزش و پرورش بر عهده گرفت.»
سه سالگي، سن ورود به مهدكودك
مراحل رشد كودكان نكته قابل توجهي است كه والدين بايد به آن توجه كنند، در حقيقت روانشناسان كودك بر اين باورند كه تا دو سالگي مرحله شكلگيري توان حسي و حركتي كودك است، دو تا شش سالگي مرحله پيش عملياتي و هفت تا 12 سالگي عمليات عيني است كه هيچ يك از اين مراحل رشد نبايد از سوي والدين ناديده گرفته شود. به خاطر اينكه هر يك از خصلتهاي روحي و رواني كودك در يك مرحله شكل ميگيرد. با اين حال آنان سن ورود به مهدكودك را براي كودكان سه سالگي ميدانند و معتقدند كه كودكان در اين سن مفهوم تعامل اجتماعي با گروه را درك ميكنند. دكتر كتايون خوشآبي، روانپزشك كودك و نوجوان در اين باره ميگويد: «توصيه ما به خانوادهها اين است كه تا سن سهسالگي كودك در محيط خانه حضور داشته باشد، اما از سن سه سالگي به بعد كودك احتياج دارد كه آموزشها را در روند اجتماعي شدنش ببيند، آموزشهايي كه در محيط خانه مهيا نيست، همچنين براي رسيدن به سن مدرسه پيشنيازهايي وجود دارد كه در بستههاي آموزشي مهدها موجود است. البته بايد در نظر گرفت كه همه مهدها داراي اين ويژگيها نيستند. متأسفانه برخي از مهدها شرايط مناسبي براي آموزش صحيح به كودكان ندارند.»
مربيان بيتخصص و بيانگيزه در مهدها
به اعتقاد كارشناسان علوم تربيتي مربي مهدكودك بايد تحصيلات و تخصص علمي را در كنار تجربه داشته باشد اما در حال حاضر تعدادي از مهدهاي كودك به علت آنكه ميخواهند مزد كمتري به مربيان بدهند، نيروهاي كمتخصص و كمتجربه را استخدام ميكنند تا هزينه كمتري پرداخت كنند.
به خاطر همين حاشيهها مربي نميتواند با كودك رابطه صحيح برقرار كند يا كودك از مهد گريزان ميشود. دكتر كامكاري روانشناس كودك دراين باره ميگويد: «از آنجا كه مهدكودك به منزله يك محيط كاملاً صميمي و دوستانه است لذا تأثيرپذيري كودكان در اينگونه مكانها از مربيان و همسالان خود به مراتب بيش از محيط خانواده است بنابراين لازم است مربيان مهد طبق معيارهاي خاصي انتخاب شوند، اگر مربيان افرادي آموزشديده، كارآمد و متخصص در زمينه تربيت كودكان نباشند، در انجام رسالت خود كه همانا جامعهپذيري كودكان است ناكام ميمانند و مهمتر اينكه با بيتجربگي و نداشتن دانش كافي لطمات جبرانناپذيري به كودكان وارد ميكنند. بنابراين بسياري از روانشناسان كودك تأكيد دارند والدين در انتخاب مهدكودك بيش از هر چيز، نسبت به دانش و تجربه مربيان و همچنين آموزش آنها اطمينان كامل حاصل كنند. با اين حال تجربيات و شادابي مربي هم نياز به انگيزه دارد كه از سوي مديران مهد يا مسئولان بهزيستي بايد به آن توجه شود اين در حالي است كه مربيان در مهدها با مشكلات بسياري روبهرو هستند.
مينا سلطاني، مدير يكي از مهدهاي كودك در استان تهران است. او مهمترين مشكل در مهدهاي كودك را بيمه شدن مربيان ميداند و معتقد است همين موضوع موجب دلسردي مربي در كار ميشود. وي ميگويد: بسياري از مربياني كه در مهدهاي كشور فعاليت ميكنند بيمه نيستند. همين امر موجب دلسردي كار آنها ميشود. متأسفانه در برخي مهدها مشاهده كردم كه مربيان حداقل حقوق وزارت كار را هم نميگيرند همين موضوع روي اخلاق كاريشان تأثير مستقيم ميگذارد.
وي معتقد است: «داشتن مربي خوب و باتجربه از ديگر مشكلات مهدهاست كه كمتر پيدا ميشود. كار در مهدكودك پردردسر است. كودكان از هر خانواده و با هر فرهنگي از صبح تا بعدازظهر كنار مربيان هستند بنابراين بهزيستي بايد براي داشتن مربي كاربلد بيشتر سرمايهگذاري كند.»
با اين حال مسئولان سازمان بهزيستي معتقدند زماني سازمان بهزيستي به علت نيازش يك فرد ديپلمه را براي مهدهاي كودك استخدام ميكرد و بعد از آن شش هفته آموزش اجباري براي مربي ميگذاشت اما هماكنون در دانشكده علمي كاربردي رشته مربيگري كودك تدريس ميشود و مربيهايي كه ديپلمه هستند بايد مدرك خود را براي كار در مهدهاي كودك ارتقا دهند. اين موضوع از سوي سازمان بهزيستي به تمام مهدهاي كودك ابلاغ شده اما معلوم نيست كه اين مورد در مهدها رعايت ميشود يا خير؟
شهريههاي ميليوني مهدها
اين روزها براي ثبتنام مهدكودك براي كودكان سه تا شش ساله به اضافه فوق برنامهها و موارد جانبي به طور متوسط حدود يك ميليون و 500 تا 2 ميليون تومان براي 9 ماه بايد پرداخت، رقمي كه كمتر كسي باور دارد كه براي بازي كودكش در مهدها بايد پرداخت كند. اين ارقام در شهرها و حتي مناطق مختلف بالاتر و پايينتر ميشود. با اين حال اين رقم ميانگين مهدهاي بيكيفيت شهر تهران است كه مباحث فوق برنامه براي كودكان اجرا ميكنند. مديران سازمان بهزيستي مهدها را در چهار سطح طبقهبندي كردهاند، بيستاره، يك ستاره، دو و سه ستاره كه معيار اصلي طبقهبنديها هم امكانات آموزشي، پرورشي، فضاي مهدها، تخصص مربيان، بهداشت مهدها، نوع برخورد با والدين و وسايل تفريحي براي كودك است.
مسئولان سازمان بهزيستي ميگويند تمامي مهدهاي كودك طبق تعرفههاي اين سازمان شهريهها را مشخص ميكنند و تمام مهدهاي كودك هم ملزم به رعايت اين تعرفهها هستند اما مينا سلطاني مدير يك مهدكودك معتقد است: «برخي از مديران مهدهاي كودك طبق تعرفه كار نميكنند و در طول سال بارها و بارها از خانوادهها پول به بهانههاي مختلف دريافت ميكنند كه بهزيستي هم مطلع نميشود.»