کد خبر: 618456
تاریخ انتشار: ۰۸ آبان ۱۳۹۲ - ۱۵:۱۷
چرا از خريد لذت نمي‌بريم؟!
خريد كردن از جمله افعال لاينفك زندگي انسان‌هاست.

مريم احمدي | پروسه‌اي كه به منظور تأمين اقلام و كالاهاي مورد نياز با صرف پول و زمان انجام مي‌شود و البته گاهي هم به دغدغه‌اي تبديل مي‌شود كه علاوه بر صرف پول، آرامش و توان آدمي را نيز مي‌كاهد. با گشت و گذار چند ساعته‌اي در مراكز پرتردد خريد شهر و مشاهده رفتار خريداران كه اغلب خسته و بي‌حوصله به نظر مي‌رسند، مي‌شود نتيجه گرفت كه هميشه خريد كردن با لذت همراه نيست و چه بسا از نظر برخي افراد به عنوان يكي از دردسرهاي زندگي تلقي مي‌شود.

بي‌توجهي به آداب صحيح خريد، عدم نيازسنجي دقيق و نداشتن برنامه‌ريزي زماني و مالي در كنار ديگر فاكتورهاي رفتاري خريدار گاهي سبب مي‌شود كه اين فرآيند صرفاً جنبه اجباري به خود بگيرد و جز خستگي و در برخي موارد احساس ندامت و زيان چيزي به همراه نداشته باشد.

مركز خريد؛ سليقه‌هاي تنش‌زا!

زن و شوهر جوان يك به يك ويترين‌ها را ورانداز مي‌كنند. انگار دل و دماغ داخل شدن به فروشگاه‌ها را ندارند. مرد انگشتش را به گوشه ويترين مغازه‌اي نشانه مي‌رود و زن با تكان سر به چپ و راست، با بي‌ميلي همراه همسرش وارد مغازه مي‌شود. چند دقيقه بعد، دست خالي بيرون مي‌آيند. چند متر جلوتر باز همان اشاره و باز ورود و خروجي بي‌حاصل! اين چرخيدن‌هاي زمانگير و بي‌نتيجه ادامه پيدا مي‌كند. مرد از بازارگردي حوصله‌اش سر رفته و زن نگران از اتمام وقت و دست خالي به خانه برگشتن! خستگي حاصل از گذراندن ساعت‌ها وقت در مراكز خريد و به هدف نرسيدن سبب ايجاد تنش بين زن و مرد مي‌شود؛ «اصلاً هيچي نمي‌خوام، بريم خونه. پشيمون شدم. هر وقت مي‌آييم خريد بايد با اعصاب خورد برگرديم».

_ «تقصير من چيه كه تو از هيچي خوشت نمي‌آد، يعني توي اين همه مغازه، يه چيزي نيست كه تو بپسندي؟!»

_ «اگه تو بذاري به سليقه خودم بخرم خيلي چيزا هست، از هر چي خوشم مياد تو يه ايرادي مي‌گيري، اصلاً مگه من هميشه بايد به سليقه تو خريد كنم كه تو دائم نظرتو به من تحميل مي‌كني؟»

_ «تقصير منه كه اين همه براي تو وقت مي‌ذارم...»

بحث از حد خريد و اعمال سليقه و صرف هزينه، به پيچيدگي روابط مي‌رسد. اعضاي يك خانواده در حالي كه براي تأمين يك كالاي مورد نياز به خريد رفته‌اند، پس از گذراندن چند ساعت تنش‌زا با دست خالي و كام تلخ بازمي‌گردند.

در نظر نگرفتن شرايط خريد و عدم شناخت كافي از سلايق و علايق همديگر گاهي در چنين مواقعي علاوه بر صرف هزينه‌هاي گزاف، سبب هدر رفتن نيرو و انرژي افراد يك خانواده مي‌شود. اغلب حل و فصل برخي اختلاف نظرها و اختلاف سليقه‌ها در شرايط عادي بسيار راحت‌تر و نتيجه بخش‌تر است. صرف زمان بيشتري براي برنامه‌ريزي و مشخص كردن فاكتورهاي مهم براي طرفين قبل از رفتن به خريد، مي‌تواند بسياري از تنش‌هاي هنگام خريد كردن را كاهش داده و افزايش رضايت از خريد را در پي داشته باشد. خريد در شرايط اضطرار، بدون در نظر داشتن فاكتورهاي مشخص و واضح و برآورد هزينه مي‌تواند آن را به پروسه‌اي سخت و طاقت‌فرسا تبديل كند كه علاوه بر صرف هزينه، رضايت و لذتي به همراه ندارد.

مذاكره قبل از خريد بر اساس علايق شخصي و فردي خود و توافق بر سر جنبه مالي يكي از بهترين راه‌هايي است كه كارشناسان براي انجام خريد اثربخش آن را به زن و شوهرها توصيه مي‌كنند.

داخل فروشگاه؛ فروشنده بهتر مي‌داند!

مشتري با ترديد جنس مورد نظرش را بالا و پايين مي‌كند، نمي‌تواند تصميم بگيرد، براي رهايي از شك و دودلي دست به دامان فروشنده مي‌شود و در نتيجه ديالوگي تكراري رد و بدل مي‌شود كه البته با شگرد برخي فروشنده‌ها انحصاري به نظر مي‌رسد! حالا، جنسش خوبه؟. . . رنگ نمي‌ده؟ آب نمي‌ره؟. . . به من مي‌آد؟ به نظرتون اندازمه؟

اينجاست كه فروشنده از خدا خواسته صحبتش گل مي‌كند و آسمان و ريسمان مي‌بافد و به هر دري مي‌زند تا بلكه خريدار مردد را راضي كند. در نهايت هم با گفتن اين جمله كه «خودمم از اين جنس بردم، يا، براي خانواده و فاميل‌هاي خودم هم از اين كار برداشتم» به خيال خود مهر تضمين بر حرف‌هايش بكوبد! مشتري با همان ترديد (البته كمتر از قبل) پول را مي‌پردازد و جنس خريداري شده را برمي‌دارد. در حال خروج از مغازه انگار تمام دودلي‌اش را بر سر كلمات خالي مي‌كند؛ «خريد كردن مثل يه بار سنگينه برام، دلم مي‌خواد بشينم تو خونه يكي هر چي لازم دارم برام بخره. هميشه هم از خريدهام ناراضي‌ام و زود پشيمون مي‌شم ولي چه فايده ديگه پول دادم جاش...» و در نهايت، چاره‌اي جز دلداري دادن به خودش ندارد؛ «اشكال نداره شريك عمرم كه نمي‌خواد باشه... مگه حالا چقدر بابتش پول دادم، فداي سرم...». پول خرج شده و جنسي هم خريداري شده اما نه لذتي از خريد كردن هست و نه رضايتي از خريد كالاي مورد نظر! كم نيستند افرادي كه بدون داشتن قصد مشخصي از خريد و بدون درنظر داشتن مشخصات كالاي موردنياز اقدام به خريد مي‌كنند. اين افراد پس از آنكه مغلوب چرب‌زباني فروشنده‌ها شدند، با سرزنش پنهاني خود دست به دامان جملات توجيه‌كننده مي‌شوند. اين در حالي است كه در دنياي امروز يادگرفتن آداب خريد يكي از مهارت‌هاي ضروري زندگي محسوب مي‌شود و بي‌دليل پول خرج كردن و در حقيقت پول هدر دادن از ضعف شخصيتي و كمبود قدرت تعقل حكايت مي‌كند و قابل توجيه نيست!

فرياد بازاريابان؛ جنس‌هاي قالبي

پافشاري جوان فروشنده كه با صداي بلند در تلاش است مشتريان را به داخل مغازه بكشاند، برخي از خريداران در حال گذر از راهروي مركز خريد را ناراحت مي‌كند. سماجتش عجيب است و حكايت از موفقيت‌آميز بودن روشش دارد. بالاخره موفق مي‌شود. دختر و پسر جوان با كنجكاوي پشت سر فروشنده وارد مغازه مي‌شوند. نيم ساعت از لحظه ورودشان به مغازه مي‌گذرد و فروشنده يك نفس در حال حرف زدن است تا اينكه بالاخره پسر جوان به امتحان كردن جنس مورد تبليغ رغبت نشان مي‌دهد. فروشنده با هيجان دور و بر مشتري مي‌چرخد و پيشنهاد پشت پيشنهاد. حالا ديگر مشتري خلع سلاح شده. پول پرداخت مي‌شود و كيسه‌هاي خريد را به دست مي‌گيرند و فروشگاه را ترك مي‌كنند. دختر و پسر جوان هنوز كمي گيج‌اند. «اصلا نمي‌دونم چرا كفش خريدم، من كه لازم نداشتم، اونم كفش اسپرت يه اين گروني...»

به همين راحتي، فروشنده با توسل به شگرد نيازآفريني براي مشتري مي‌تواند به سود مورد نظر برسد و با تعريف آب و تاب‌دار از اجناسش چنين وانمود كند كه مشتري با خريد كردن از آن برخي از كمبودهاي اصلي و اساسي زندگي‌اش برطرف مي‌شود. مهارت برخي از اين فروشنده‌ها به حدي است كه خريدار گمان مي‌كند از خواب غفلت بيدار شده و با خريد كالايي كه پيشنهاد مي‌شود، زندگي جديدي را آغاز خواهد كرد! خريد هدفمند و برنامه‌ريزي شده علاوه بر آنكه سبب مديريت منابع مالي مي‌شود، مجالي به نيازآفريني توسط فروشنده نمي‌دهد.

خريد به خاطر شما!

عده‌اي دختر نوجوان همسن و سال، گردش در مراكز خريد را به جاي رفتن به پارك و سينما انتخاب مي‌كنند. تماشاي ويترين‌ها و رفتن گاه به گاهي به درون مغازه‌ها و شايد انجام خريد كوچكي براي يكي از آنها برنامه دو سه ساعته اين جمع دوستانه است. مغازه‌هاي مركز خريد را يكي پس از ديگري پشت سر مي‌گذارند. مقابل فروشگاه روسري فروشي، شال نارنجي رنگي توجه يكي از دخترها را به خود جلب مي‌كند؛ «چه رنگ خوشگلي داره... آره فكر كنم اين رنگا به تو خيلي مي‌آد. . . . به نظر منم بهش مي‌آد تازه با همين مانتوشم يه جورايي ست مي‌شه... بچه‌ها راست مي‌گن بد نيست، حالا چرا امتحانش نمي‌كني؟... نه بابا شال و روسري نياز ندارم، تازه اگه روسري بخرم، ممكنه واسه خريد كيف، پول كم بيارم... » گروه وارد روسري‌فروشي مي‌شوند و چند دقيقه بعد هم با خريد شال نارنجي رنگ بيرون مي‌آيند.

اغلب خريدهاي نامتعارف، اضافي و به درد نخور هنگامي صورت مي‌گيرد كه فرد تحت تأثير جمع خريد مي‌كند. اين جمع ممكن است دوستان و آشنايان همراه وي يا حتي غريبه‌هايي باشند كه در محل خريد حاضرند. تحت تأثير جمع قرار گرفتن اغلب خرج‌تراشي به همراه دارد و گاهي خريدار، بدون در نظر گرفتن نياز واقعي اقدام به خريد كالايي مي‌كند كه در واقع مورد توجه يكي از همراهان است. اينجاست كه شخص بدون در نظر گرفتن سليقه و خواست خود، هزينه خواست ديگران را مي‌پردازد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها