صالح سليماني | او پنج سال پيش به عضويت فيسبوك درآمد؛ تنها هر چند ماه يكبار سري به آن ميزد و عكسمناسبتهاي ويژه مثل جشن تولد را با 393 دوست فيسبوكي خود به اشتراك ميگذاشت. كيمبرلي ميگويد گاهي با ديدن افرادي كه عكس كارنامه كودكشان را در فيسبوك ميگذارند آزرده ميشوم و تعداد آنها كم هم نيست.
مطمئنم كه اكثر اوقات اين تنها از حسّ افتخار آنان نشئت ميگيرد ولي باز مرا آزار ميدهد. او ميگويد امروزه بيش از هر زمان ديگري مادران براي بالا بردن كودكان، ترفندهاي تربيتي و زندگيهاي خود از فيسبوك به عنوان يك بستر استفاده ميكنند و اين كار را براي مادران فيسبوكي كه صورتشان را با سيلي سرخ نگه داشتهاند به مراتب سختتر كرده است.
زماني كه شيرزنها سلاح مجازي در دست ميگيرند
رجزخواني درباره كودكان خود چيز جديدي نيست، اما پيش از پيدايش فيسبوك بيشتر بازي قياس و كنتراست بود كه مادران را ـ هنگام تعطيل شدن بچهها ـ در پاركينگ حياط مدرسه يا مهد كودك سرگرم نگه ميداشت؛ آنها محتاطانه و از سر بصيرت به موشكافي كودكان يكديگر كنار ميايستادند.
حال اين به روند ادامهداري تبديل شده است، شبانهروزي، و در يك جعبه شني الكترونيكي گسترده. مادران فيسبوكي بيوقفه توسط مطالب به روز شده درباره كودكانِ دوستان خود و موفقيتهاي آنان بمباران ميشوند؛ هر روز و حتي هر ساعت. بر اساس پژوهشهاي صورت گرفته در سال 2013، 57 درصد از مادران فيسبوكي بيش از 35 سال سن دارند. گفتني است اين مادران نخستين نسلي هستند كه كودكانشان را تماماً در عصر فيسبوك بزرگ كردهاند.
آنان از دوران تجرد با به اشتراك گذاشتن عكسهاي تولد و خوشگذرانيهايشان آغاز كردند و حال پوشك عوض ميكنند، نگران حساسيتهاي غذايي نوزادان و حملات همهجانبه مادرانه با سياستهاي زنانه هستند.
بخش عمدهاي از كاربران فيسبوكي را مادران شامل ميشوند. طبق آمار هفت نفر از هر 10 مادر امريكايي نمايه كاربري در فيسبوك دارند و بيش از يك هزار صفحه و گروههاي عمومي و خصوصي مختص مادران وجود دارد.
اين گروهها كه تعداد اعضاي آن از صدها تا دهها هزار تن متغير است، هر موضوعي از آموزشهاي مادر بودن تا دست انداختن آزمونهاي پذيرش مدارس خصوصي را در خود جاي داده است. به طور متوسط اين جمعيت از زنان امريكايي روزانه 1/5 بار بر روي فيسبوك ميروند و باز برميگردند، حتي اگر خيلي نامحسوس شماتت شوند؛ «كودك من باهوشتر، سرحالتر و خوشبختتر از كودك توست.»
براي مادرهايي كه پيش از تلنگر زدن به كودكانشان براي رفتن به مدرسه به سختي كفش پاي آنان ميكنند، پستهايي كه يك خانواده كامل را به تصوير ميكشد ميتواند احساس گناه يا حتي نفرت از خود را پرورش دهد. مرديت دپرشيا، مادر دو فرزند در سانفرانسيسكو، ميگويد با ديدن اين مطالب ديگر چه كسي روحيه رسيدگي به كارهاي خانه را دارد؟ فيسبوك مرا سست ميكند.
گلنون دويل ملتون، نويسنده امريكايي نيز عنوان كرده است كه چندان فرقي نميكند كه چقدر از زندگي، حرفه، خانواده، زندگي اجتماعي، مسكن و غيره خود راضي هستم. به محض اينكه وارد فيسبوك ميشوم و در زندگي ديگران سرك ميكشم، متوجه آن ناخرسندي ايجاد شده به واسطه قياس كردنها ميشوم و بذر ترديد و دودلي در دلم پاشيده ميشود، به هيچ وجه حس خوبي نيست.
مادري از تگزاس گفته است زماني كه پسرم سن و سال كمتري داشت، آنچه مرا ديوانه ميكرد ديدن پستهايي مثل «كودك من ديشب تا صبح يك بار هم بيدار نشد» بود. در آن سال، عادتهاي خوابيدن پسرم من و شوهرم را كاملاً كلافه و خسته كرده بود. پس صادقانه بگويم، با ديدن پست نفر x ديشب براي شش ساعت متوالي خوابيد، بلافاصله مطلب به اشتراك گذاشته شده توسط آن نفر را براي مدتي پنهان ميكردم چراكه خيلي روي اعصابم بود. ولي اكنون ديگر از فيسبوك فاصله گرفتهام چون از ديدن تظاهر به كمال ديگران شديداً زده شدهام.
مرز تيره و تار ميان پست كردن
و لاف زدن
در ميان سياستهاي سايت فيسبوك هيچ قانوني شرط صداقت و افشاي كامل حقايق را الزامي عنوان نكرده است و اين طبيعت هر انساني است كه بهترين نسخه از زندگي خود را به تصوير بكشد. از به اشتراك گذاشتن لحظات مسافرت تا روزهاي ابتدايي مدرسه، همه ما و نه تنها مادران، سعي در توصيف موجوديت عاري از مشكل، سرشار از سرگرمي و سعادتمندي را داريم و ديدن چنين پستهايي ميتواند خيلي رنجآور باشد اگر صبح تا ظهر را صرف تميز كردن نقاشي با املت فرزندانمان روي ديوار آشپزخانه كرده باشيم.
مادر و معلمي از تگزاس گفته است يكي از همكارانم نقاشي را از دخترش كه اتفاقاً همسال پسر من است روي فيسبوك گذاشته بود كه واقعاً زيبا هم بود. لحظهاي اضطراب وجودم را گرفت ولي بعد اندكي درنگ كردم. او كسي است كه هميشه مزخرفات مثبت، شاديآور و تمام عيار را روي شبكههاي اجتماعي پست ميكند. هميشه به خودم ميگويم خير، براي آن تره هم خرد نميكنم. زندگي هيچ كس اينقدر كامل نيست (!).
بخشي از مشكل اين است كه اين در دنياي واقعي و اصطلاحاً «فيس تو فيس» صورت نميپذيرد. يعني مادراني كه ممكن است منظوري از دلخور كردن اطرافيانشان نداشته باشند در حال از دست دادن نشانههاي اجتماعي هستند كه كاربرد آن درپوش گذاشتن بر جمعيتي معترض است. مدير مركز تحقيقات روانشناسي رسانهها، دكتر پاملا روتلج، ميگويد شبكههاي اجتماعي مثل فيسبوك عادتهاي رجزخواني افراد را تغيير نداده است؛ تنها ميزان آن را تغيير دادهاند. چنين توانايي اطلاعرساني وسيعي مرز ميان پست كردن و لاف زدن را تيره كرده است. هنگامي كه شما در جمعي خودستايي ميكنيد متوجه پراكنده شدن افراد از دور و اطرافتان ميشويد اما در فيسبوك تنها خدا ميداند چند نفر را مبتلا كردهايد.
مافياي شيشه شير به دست
اگر مادران از عكسها و استاتوسهاي بيخطر آزرده خاطر ميشوند، زماني كه پيغام يا كامنتي با موضع پرخاشگرانه بگيرند انتظار چه چيزي را بايد كشيد؟ ميخواهد بحث بر سر مزاياي شير مادر، تدريس در خانه، تمرينهاي خواباندن نوزاد يا واكسيناسيون كودكان باشد. بخش عمدهاي از مادران امريكايي از شبكههاي اجتماعي به عنوان بستري جهت تحميل عقايدشان استفاده ميكنند و بنا به طراحي آن، فيسبوك به مادران اجازه نظارت بر اخبار سايت ـ كه بيان كننده فعاليت دوستان كاربرهاست ـ را ميدهد؛ فرصتي استثنايي براي پا برهنه دويدن وسط بحث ديگران و بيان نظرات.
مادري از ويرجينياي شمالي ميگويد اخيراً دوستي سؤالي را درباره خواب نوزادان مطرح كرد و درخواست كمك كرد. من چيزي را كه براي من جواب مثبت داده بود عنوان كردم و مادر ديگري بلافاصله بعد از من آمد و با دادن آمار و ارقامي سعي در تحميل نظرش به من را داشت.
جن جانستون، مادر دو كودك در ويرجينياي شمالي، ميگويد جالب است! چند وقت پيش مباحثهاي درباره واكسن زدن يا نزدن به اطفال در فيس بوك ميخواندم، جايي كه مادران لباس قضاوت بر تن كرده بودند. مادري بر روي عكس يك كودك مبتلا به سرخك عنوان كرده بود كه شبيه زرافه شده است. واقعاً؟ آيا كارمان به جايي رسيده است كه بيماري كودكانمان را مسخره ميكنيم؟
غيرمحتمل است كه مادري دوست خوبش را در جمعي به دليل داشتن عقايد يا ارزشهاي متفاوت سنگ روي يخ كند، اما زماني كه او تنها آشنايي سطحي با طرف مقابلش داشته باشد، قانون عوض ميشود. كارولين مك كوي، مشاور حقوقي از بورك گفته است خوب ياد دارم زماني كه باردار بودم، روي فيس بوك اطلاع دادم كه فعلاً قصد ندارم خانهنشين شوم.
يكي از دوستان مجازيام روي شبكه اجتماعي گفته بود كه من بايد از خودم شرمسار باشم و از كار كردن صرفنظر كنم. اين نظر مرا خيلي ناراحت كرد و احساس گناه كردم. براي يك لحظه حتي به اين فكر افتادم كه شايد درستتر باشد كه به حرف او گوش كنم. اما بايد صراحتاً بگويم كه من حتي او را به خوبي نميشناختم كه بخواهد چنين توصيهاي به من بكند. متأسفانه عدهاي به راحتي به خودشان اجازه ميدهند درباره همه چيز نظر بدهند.
مادران فيس بوكي امريكايي براي رجزخواني درباره اعمال فرزندانشان و نظر دادن حول هر موضوعي بدنام شدهاند. آنان با مواضع تند خود درباره شيردهي نوزادان و واكسيناسيون، تا پيش از اين تريبوني براي موعظه كردن مخاطبان خود در اختيار نداشتند اما فيس بوك اين موقعيت را به آنها داده است. مادري از نيوجرزي ميگويد زناني كه كاملاً صريح از واكسيناسيون صحبت ميكنند و حتي كودكان خودشان را واكسن نميزنند مدام پستهايي شامل مقالات علمي در همين باره به اشتراك ميگذارند كه بحثهاي بيسر و ته و پر دردسري را به راه مياندازد. از حرفهاي آنان به خوبي ميتوان برداشت كرد كه من همه چيز ميدانم چون بچه دارم! و من اين را به خوبي ميدانم چون وقتي من هم نظري ميدهم منظورم همين است. من نيز عضوي از اين مافيا شدهام!
فيس بوك از ابتدا ابزاري براي مقايسهها بود
دكتر گل آذين ساعدي ميگويد بايد به خاطر داشته باشيم كه هر چيزي كه در فيس بوك هست، درست مانند تلويزيون، حقيقت ندارد. زندگي هيچ كس بينقص نيست و هر چه افراد سعي بيشتري در به تصوير كشيدن تمام عيار بودن آن داشته باشند، خلاف آن ثابت شده كي شود. مهم است كه مادران فيس بوكي قدمي به عقب بردارند، اندكي فاصله بگيرند و ارزيابي مجددي انجام دهند. اين در حالي است كه بسياري از اين زنان قصد عقب نشيني ندارند؛ ميخواهند خودشان را به راحتي ابراز كنند و رها شوند. شايد خيلي از آنان آمادگي ـ يا تواناييـ كنار گذاشتن فيس بوك را نداشته باشند. مادري تصميم گرفت كه زمان آن رسيده است تا نظارتي بر صفحه خود داشته باشد و به گفته خودش دهانبندي بر دهان لافزنان بگذارد. ولي او قرار را بر فرار ترجيح داد و نمايه كاربري جديدي به راه انداخت تا تنها با افرادي در ارتباط باشد كه جزء خانواده يا دوستان واقعي او هستند.
حال، زنان بيشتر و بيشتري به فكر ميافتند تا نسخهاي موقت براي خود بپيچند و از فضاي مجازي فاصله بگيرند. مادري از فلوريدا ميگويد زماني كه پسرم شش ماهه بود، جدايي شش ماههاي از فيسبوك گرفتم. همسرم به من گفت كه تغييرات زيادي را در من ديده است و اميدوار است كه اين روند ادامهدار باشد. گاهي فكر ميكنم كه به درستي از فيس بوك استفاده نميكنم. چه بخواهم چه نخواهم، در نهايت به قياس كردن خودم با بقيه مشغول ميشوم. ولي وقتي بيشتر فكر ميكنم ميبينم اتفاقاً به درستي از آن استفاده ميكردم. از همان ابتدا فيسبوك ابزاري براي مقايسه بود.
منبع :Newsweek Weekly Magazine