هشتم آبانماه ششمين سالگرد درگذشت قيصر امينپور است؛ او جزو معدود شاعراني است كه شعرهايش بين مردم جاي خودش را باز كرده است و خيلي از همين مردم شعرهايش را حفظ كردهاند. با مردم زيستن، نيكي به ديگران و. . . از قيصر شاعري صاحب كشفهاي شگفت آفريده بود. به همين بهانه با چند نفر از نويسندگان و شعراي كشورمان به بازخواني شخصيت و خصوصيات شعري قيصر امين پور به گفتوگو نشستيم.
بنيانگذار شعر انقلاب
محمدحسين جعفريان نويسنده، شاعر و فعال فرهنگي در رابطه با شخصيت و خصوصيات بارز شعري و اخلاقي قيصر امين پور به خبرنگار «جوان» ميگويد: حرف زدن درباره قيصر امينپور بسيار مشكل است، چراكه او هم شاعر خوبي و هم انسان وارستهاي بود. جمع شدن چندين و چند نمونه از صفات و خصلتهاي خوب در يكجا خيلي مسئله آساني نيست. بنده فكر ميكنم علاقهاي كه جوانها به قيصر دارند به ويژه كساني كه او را ديده بودند معلول تجمع همين خصائص در او بود. از طرفي هم قيصر دغدغه همه افراد را داشت. يك دوست افغاني دارم كه ميگفت به جلسهاي كه قيصر امينپور آن را اداره ميكرد رفت و آمد داشتم. آن ايام همزمان با بارندگي برف و باران فصل زمستان بود و چون كفشم سوراخ بود جوراب و پاهايم خيس شده بود. به همين دليل آنها را از پايم درآوردم تا داخلشان را كمي خشك كنم. روز بعد كه دوباره به اين جلسه رفتم قيصر يك هديهاي به من داد، وقتي آن را باز كردم ديدم يك جفت كفش نو است و فهميدم كه او روز گذشته متوجه اوضاع و احوال من شده است. اين يك نمونه از دغدغهها و توجه قيصر به ديگران و اطرافيانش بود. كساني كه قيصر را از نزديك ديدهاند احتمالاً بارها شاهد تكرار چنين اتفاقاتي بودهاند و كساني هم كه موفق به ديدارش نشدهاند از دور ميتوانند مغناطيس نجابت و دغدغه او را احساس بكنند.
جعفريان در ادامه ميافزايد: همين ديروز (سهشنبه) كه در گتوند و سر مزار او رفته بودم پدر قيصر امين پور را ملاقات كردم و انگار اين نجابت براي آنها يك خصلت خانوادگي است و به تعبير دوست عزيزم عليرضا قزوه كه ايشان هم آنجا بود و گفت: نگاه پدر دقيقاً همانند نگاه پسر است! يك مرد جنوبي و خوزستاني اصيل، دلچسب و باورمند به نحوي كه انگار در كنار قيصر ايستاده بوديم! من گمان ميكنم كه جنس قيصر با خيلي از شعرايي كه ميشناسيم متفاوت است.
اين شاعر و نويسنده درباره سبك و مكتب شعري قيصر و نيز جايگاهش در شعر انقلاب و كشورمان اظهار ميدارد: اينها در دورهاي شروع به كار كردند كه شعر انقلاب پرواز نداشت و به نوعي سنگبناي شعر بعد از انقلاب را گذاشتند. چهرههايي كه به اين عرصه آمدند و جلساتي كه منجر به تشكيل حوزه هنري شد همين افراد (قيصر و دوستانش) بودند و در سالهاي دفاع مقدس به فرياد ادبيات انقلاب و ادبيات دفاعمقدس رسيدند. اولين نمونههايي كه در اين حوزه مشاهده ميشوند و در هنگامي كه نياز به تهييج و شرح مظلوميت با هر زبان هست خب كساني مثل سلمان هراتي، سيدحسن حسيني و قيصر امينپور كمفروشي نميكنند.
تمام توانشان را مصروف اين دوران ميدارند از سرودن نوحه توسط سيد حسن كه اگر كساني نوحههاي او را بخوانند قطعاً حيرت خواهند كرد (ميروم مادر كه اينك كربلا...) از اينكه او چنين اشعاري نيز داشته است. قيصر هم به همين ترتيب و بلكه در همه عوالم شعري كارهاي زيادي دارد؛ مثلاً در شعر و كار بلند «ميخواهم شعري براي جنگ بگويم» واقعاً چهره جديدي را در زمان خودش از جنگ ترسيم كرد. گمان ميكنم كه اين آدم همپاي اتفاقات انقلاب و جنگ پيش آمد و اين حركت بعد از جنگ هم ادامه پيدا ميكند. بعد از جنگ يكي از مهمترين كارهاي ايشان مربوط به تربيت نسل جديد شاعران انقلاب است كه آن را بسيار جدي دنبال ميكرد. دوراني كه قيصر در حوزه هنري بود و زماني كه دفتر شعر جوان تشكيل شد اين آدمهايي كه در شعر ما صاحبنام هستند، نامهايي كه محترمند و هر كدامشان سري بينسرها هستند اغلب از همين جلسات انجمن شعر جوان عبور كردهاند و با قيصر روزها و ماهها و زمانهاي زيادي را گذراندهاند.
جعفريان ادامه ميدهد: نكته ديگري كه درباره قيصر امينپور ميتوان به آن اشاره كرد و نبايد ناگفته بماند اينكه قيصر به حوزه ادبيات كودك و نوجوان هم توجه ويژه و وافري داشت. شما ملاحظه كنيد اغلب بچههايي كه در حوزه شعر انقلاب كار كردهاند و صاحبنام نيز هستند، عنايتي به حوزه ادبيات كودك ندارند. اما قيصر و سلمان هراتي در اين زمينه دو استثنا محسوب ميشوند و ضمن تلاش و اثرآفريني ديگران را نيز براي ورود به اين عرصه مورد تشويق و ترغيب قرار ميدادند. مهمتر از همه اگر نگوييم نخستين بايد گفت قيصر امينپور در عداد و شمار نخستين شعرايي بود كه در قالب شعر نيمايي «شعر نوجوان» را سرود.
او در پايان درباره جايگاه و تأثيري كه قيصر امين پور در شعر انقلاب به خصوص بعد از جنگ ميگويد: با اجازه شما من ميخواهم گستره را فراتر بكنم و بگويم تأثيري كه قيصر بر شعر فارسي گذاشت؛ امروزه واقعاً تاثير اين مرد بر ادبيات فارسي غير قابل انكار است. شما اگر به خارج از كشور برويد، در بين آثاري كه از شعر فارسي ترجمه شدهاند، مشاهده ميكنيد كه بيترديد يكي از آنها مربوط به آثار قيصر امينپور است. در حوزه شعر انقلاب، قيصر پرچمدار بود و به شكلي ميتوان او را صاحب نسق دانست چراكه كار او از حوزه تأثير فراتر رفته و به نوعي بنيانگذار بود. امروز كه ما با هم صحبت ميكنيم سالهاست كه قيصر درگذشته است و از نظر ظاهر نشانهاي ندارد و كمتر از ديگران نام او برده ميشود اما به رغم همه اين مسائل ميزان محبوبيت او نه تنها كم نشده بلكه بسيار بيشتر از قبل هم شده است. در نمايشگاههاي كتاب كه هر ساله برپا ميشوند ما شاهد اين هستيم كه شمارگان و تعدد چاپ آثار او با رشد قابل توجهي مواجه بوده است. همه اينها به ما نشان ميدهد كه اقبال به اين آدم به خاطر مؤلفه و شاخصههاي اخلاقي و كيفيت آثارش، روز به روز بيشتر ميشود.
شعر قيصر شعر جامعه، انقلاب و جهان
مصطفي محدثي از ديگر شعراي كشورمان درباره ابعاد شخصيتي و شعري قيصر امينپور ميگويد: ايشان و دو سه نفر ديگر كه به نوعي انگشتشمار هم هستند، جزو كسانياند كه نسل اول شاعران برآمده از انقلاب محسوب ميشوند و جزو جريانسازان شعر انقلاب و ترسيمكنندگان خطوط اصلي شعر انقلاب، هم به لحاظ ذهني و هم به لحاظ زباني هستند. كساني مثل سيد حسن حسيني، سلمان هراتي، علي معلم و قيصر امينپور كساني هستند كه شعر انقلاب را به كمال رساندهاند. ما اوج شعر انقلاب را در ايام و روزهاي ميانه دفاع مقدس و در دهه 60 ملاحظه و مشاهده ميكنيم كه آثار اين بزرگواران سببساز آن اوجگيري بوده است. الان هم اگر بخواهيم تعريفي براي شعر انقلاب ارائه بدهيم، مؤلفههاي اين تعريف را ناگزير از بين آثار كساني مثل قيصر امينپور بايد استخراج كنيم. قيصر يك برجستگي ديگري هم كه داشت اين بود كه روحيه خستگي ناپذيري در حوزه تحقيق و پژوهش داشت. بعد از اينكه قيصر به درجه استادي ادبيات در دانشگاه رسيد، آثار تأليفي ارزشمند خوبي را نوشتند به خصوص پاياننامه او كه درباره «سنت و نوآوري در شعر» بود و مجموعه آثارش در شعر باعث ساختهشدن چهره بزرگي از قيصر امين شد. در كنار همه اينها بايد اخلاق كريمانه و بزرگواران و دل مهربان و دريايياش را هم اضافه كنيم كه همه اينها دست به دست هم دادند و موجب شدند تا از قيصر چهرهاي بزرگ، شاخص و انقلابي در شعر معاصر شاهد باشيم.
اين شاعر در پاسخ به اين سؤال كه قيصر برخلاف ديگران خيلي اهل حضور در جشنواره و اينگونه مجالس نبود و با همين حضور اندك در ميان مردم به خصوص جوانان چهرهاي شناخته شده و محبوب به حساب ميآيد. اين شهرت و محبوبيت چگونه كسب شده است؟ ميگويد: نرفتن ايشان به جشنوارهها و كنگرهها هم بخشي از مناعت طبع و بزرگواري قيصر بود كه از تابلو شدن و ديده شدن و در ويترين قرار گرفتن پرهيز داشت. قيصر شاعري بود كه بيشتر اهل سير و سلوك دروني بود البته اينطور نيست كه تصور شود چون چنين اخلاقي داشتند پس اشعارش شبيه آثار اهل گوشهگيري و زاويهنشيني باشد، بلكه تجلي همه اتفاقات جامعه، انقلاب و جهان را ميتوان در شعر قيصر مشاهده كرد. همين حضور اندك و كم امين پور در مراسمها و جشنوارهها باعث عطش بيشتر دوستدارانش ميشد و ناخواسته محبوبيت او را بيشتر ميكرد.
محدثي در پايان با تأكيد بر اينكه به نظر من قيصر امينپور عصاره فضيلتهاي ما ايرانيان مسلمان در طول تاريخ است، ميافزايد: بنده گمان ميكنم به لحاظ شعري او بر مدار اصيل و اصلي شعر فارسي حركت ميكرد و زيرساخت اشعارش همين عرفان اسلامي است. البته يك جلوههاي اجتماعي پررنگي هم در آثارش وجود دارد كه جزو چيزهايي است كه او به عرفان اسلامي اضافه كرده است. عرفان اجتماعي او نه يك عرفان اهل گريز و عزلت بلكه يك عرفان اهل ستيز و تجلي و حضور در جامعه بود.
شعر قيصر رايجترين شيوه شعري چند دهه اخير
اسماعيل اميني يكي ديگر از شعراي كشورمان درباره جايگاه شعر قيصر در بازه زماني بعد از انقلاب اظهار ميدارد: جايگاه شعري او آنقدر مؤثر بود كه هم روي شعراي همنسل و دوره خودش تأثيرگذار باشد و هم روي شعراي جوانتري كه بعدها ظهور و بروز پيدا كردند؛ به نحوي كه ميتوان گفت شيوه شعري قيصر رايجترين شيوه شعري چند دهه اخير بوده است. قيصر امين پور دو شخصيت دارد؛ يكي شخصيت شعري و خلاق اوست و ديگري هم پژوهشگري و كسوت معلمي اوست. از منظر خلاقيت، شعرهايش الگوي خوبي براي معرفي آن بعد برجسته شخصيتي است و در بعد شخصيت پژوهشگرانهاش هم مجموعه نظرياتش در كتاب «سنت و نوآوري در شعر» موجود است. در اين كتاب راه ميانهاي كه همواره متكي بر سنت است اما همواره به سمت خلاقيت و نوآوري است، راه و روشي است كه او ميپسنديد.
اميني در پايان درباره راز محبوبيت قيصر در ميان مردم ميگويد: بخشي از اين محبوبيت ميتواند به جنس و پيكره اشعارش تعلق داشته باشد، چراكه جنس شعرش به گونهاي است كه هم عوام آن را ميپسندند و هم خواص. بخش ديگر اين محبوبيت و شهرت را ميتوان به شخصيت معتدل و ملايم او معطوف دانست.
هر كسي كه با او آشنا ميشد حال اين آشنايي چه از نزديك باشد و چه با مطالعه افكار و آثارش كه سنخيت و نزديكي زيادي به خود واقعي او دارد موجب ميشود كه در روزگار اختلافات و تمايزات متنوع سليقگي، افراد بسياري با سلايق گوناگون او را دوست داشته باشند.
برآيند آنچه از گفتار و خاطرات دوستان و نزديكان قيصر امينپور به گوش ميرسد مويد اين مسئله است كه قيصر همچنان براي گستره دلهاي دوستدارانش «قيصر» است و هرگز كهنه و تمام نميشود.