استاندار تهران در نخستين اظهارات خود پيرامون رونق اقتصادي استان به نقش گردشگري و ضرورت توسعه صنعت توريسم اشاره كرد و از ضرورت توجه به آن به عنوان عامل تأثيرگذار و لزوم فراهم ساختن شرايط لازم و امكانات زيرساختي براي توسعه هرچه بيشتر اين ظرفيت بالقوه و بهرهبرداري از مزاياي آن سخن گفت.
در نگاه اول فكر و ايده عالي است براي توسعه پايدار اقتصاد شهري استان و پايتخت اما هرگونه علم مخالفتي با اين نظر به طور طبيعي به معني مخالفت با توسعه و پيشرفت استان و رونق چرخه اقتصادي و صنعت گردشگري و اشتغالزايي تلقي خواهد شد! اما روي ديگر اين سكه اين است كه شهر تهران امروزه با وجود توسعه انواع زيرساختها اعم از بزرگراهها، پلها، شبكه حمل و نقل ريلي، ايجاد خطوط اتوبوسراني، فضاي سبز و پاركها و گردشگاهها و امكانات خدماتي هنوز با مشكلات مهم و تأثيرگذاري دست و پنجه نرم ميكند كه ضمن آنكه به سادگي قابل رفع و رجوع نيست خواه ناخواه فرايند ارائه خدمات را به مسافران و گردشگران و مهمانان با موانع بيشماري روبهرو خواهد كرد و طبيعتاً اجراي برنامه توسعه گردشگري را با موانع عمدهاي روبهرو ميكند در روستاها و مناطق گردشگري هم با محدوديتهاي خاص خود وضع بهتر از اين نيست. البته نبايد از اين نكته هم غافل بود كه جذابيتها و ديدنيهاي تهران نه تنها از برخي استانهاي ديگر كمتر نيست بلكه در برخي جهات بيشتر و متنوعتر هم هست. وجود قلل مرتفع مثل توچال و دماوند، جذابيتهاي جغرافيايي و طبيعي و تفريحي بيش از 300 روستا كه هر كدام در نوع خود بينظيرند. برخورداري از 300 و اندي امامزاده و بقعه متبركه، درههاي سرسبز و رودخانههاي پر آب، درياچه مصنوعي چيتگر، باغ پرندگان كه بزرگترين آنها در نوع خود در خاورميانه است، وجود ابنيه تاريخي و سلطنتي و دهها مورد ديگر همه جزئي از جذابيتهاي گردشگري اين استان است كه دل هر بينندهاي را براي ديدن اين مواهب طبيعي و انساني ميفريبد اما نكته باريكتر ز مو اينجاست كه جذب توريست در درجه اول به مقدماتي نياز دارد كه برخورداري هر منطقه از امكانات رفاهي و خدماتي و اقامتي متناسب با استانداردهاي لازم از جمله آنهاست. علاوه بر اين ضرورت معرفي درست اماكن تاريخي، وجود راهنمايان و كارشناسان خبره و مترجمان متبحر نيز از جمله لوازم جذب گردشگر داخلي و خارجي است كه دومي به جهت ارزآوري در اولويت است. همچنين ايجاد زيرساختهاي لازم و ارائه خدمات مطلوب و مناسب، تبليغات گسترده، ايجاد امنيت براي گردشگران و معرفي جاذبههاي طبيعي و تاريخي به زبانهاي مختلف در قالب بروشور، كاتالوگ، نماهنگ و مستند در عرصه جذب و هدايت گردشگر بسيار مهم و تأثيرگذار است. حال جاي اين پرسش از استاندار تهران وجود دارد كه آيا در اين زمينهها و بسياري از عرصههاي مغفول ديگر تا چه حد در تهران تلاش كردهايم؟ و در چه سطحي قرار داريم؟
وقتي در يك مسير 35 كيلومتري شهرزيبا تا امامزاده داود(ع) كه برخي از روستاهاي آن مثل سنگان و سولقان به عنوان مناطق و روستاهاي نمونه گردشگري هم معرفي شدهاند و روزانه پذيراي هزاران زائر، مسافر و گردشگر در طول سال به ويژه در تابستان است حتي يك چشمه سرويس بهداشتي نميتوان يافت؟ چگونه ميتوان گردشگر آن را به ديدن اين مناطق دعوت كرد؟ يا در صورت تصادف و جراحت و نياز به درمان، مصدوم را بايد به كجا برد؟ آيا امكانات بهداشتي و درماني مناسبي ميتوان در اين منطقه يافت؟ در هيچ موقعيتي از فصول سال ما شاهد حضور چادرهاي جمعيت هلالاحمر نبودهايم؟ آيا هيچگاه براي مديران بخش و استان اين سؤال پيش نيامده است كه چه كسي بايد به وضعيت اسفبار اين مسير پرمسافر كه توان و ظرفيت بالايي در جذب گردشگر دارد، رسيدگي كند؟ سالهاست قرار است در اين منطقه ايستگاه امداد و نجات راهاندازي شود اما از اين وعده سر خرمن سالهاست كه ميگذرد؟! با اين توصيف آقاي هاشمي كه خوشبختانه مديري توانمند و مجرب هم هستند انتظار ميرود مناطق گردشگري و توريستي را ابتدا به امكانات و زيرساختها مجهز كنند بعد به دنبال جذب گردشگر باشند.