
راكباني كه نه قانون را ميبينند و نه ميشنوند، 25 درصد از تصادفات رانندگي را به خود اختصاص دادهاند.
فرياد وحشتزده عابران پياده از حركت ناگهاني و شتابزده موتورسواراني كه همچون قطار شهربازي از كنار آنها ميگذرد و حكمراني راكبان در پيادهراهها، خطوط ويژه و... گوشهاي از ديگر پازل به هم ريخته شهر تهران است كه همچون سريال تكراري همه روزه و در هر گوشه از سطح شهر به نمايش گذاشته ميشود. به واسطه زندگي ماشيني و توسعه شهرنشيني كه امروزه ظرفيت خيابانها از ميليونها خودرو مملو شده است و عرصه را براي موتورسواران تنگ كرده و تردد غيرقانوني موتورسواران در خطوط ويژه، پيادهروها را براي فرار از ترافيك موجب شده است. بخش عمدهاي از كلانشهرها خصوصاً پايتخت در كنار مشكلات متعدد ترافيكي، آلودگي زيستمحيطي و هزاران معضل ديگر با معضل چشم بستن راكبان بر حقوق شهروندي دست به گريبان است.گرچه پيادهروها در بيشتر جوامع جزء اصلي شبكه معابر شهري و محل امن براي حركت انسان و محل خالي از حركت غيرانسان است اما متأسفانه امروز ماهيت پيادهروها در شهر تهران تغيير كرده و به قلمرو موتورسواراني درآمده است كه هيچ چيز نميتواند آنها را متوقف كند نه چراغ قرمز و نه خيابانهاي پرترافيك و فشرده پايتخت. راكباني كه نه به قوانين راهنمايي و رانندگي پايبندند و نه ملاحظه عابران پياده را ميكنند. در يك كلام گويا هيچ قانوني براي اين قشر از سوارهها نوشته نشده است.
80 درصد موتورسيكلتسواران قوانين را دور ميزنندسردار رحيمي، رئيس پليس راهنمايي و رانندگي تهران بزرگ سهم موتورسواران از تصادفات رانندگي را در سالجاري 29درصد عنوان كرده و ميگويد: براساس آمار و اطلاعات ثبت شده در سالهاي گذشته موتورسواران در تصادفات رانندگي پايتخت سهم بسزايي داشتهاند و خوشبختانه در سالجاري اين سهم روند كاهشي را در پيش گرفته و اين اتفاق بزرگي است. وي همچنين درباره موتورسيكلتسوارهايي كه در پيادهروها و خطوط BRT رفت و آمد ميكنند، ميگويد: سالهاي سال است كه اين قشر به رفتارهاي خارج از عرف عادت كردهاند اما اولويت ما بحث فرهنگسازي و برخورد قانوني بدون اغماض است. سردار رحيمي با اعتقاد بر ضرورت توجه به برنامههاي آموزشي و فرهنگسازي ميافزايد: در حال حاضر
3 ميليون دستگاه موتورسيكلت در سطح شهر تهران در حال تردد هستند كه تنها 20 درصد آنها پايبند به قوانين هستند و به نظر ميآيد كارهاي سلبي به تنهايي نتوانسته آمار متخلفان موتورسوار را كاهش دهد و برگزاري دورههاي آموزشي و آگاه ساختن آنها از صدمات ناشي از بيتوجهي به قوانين و حقوق شهروندي ميتواند در پيشگيري از اين اقدامات پرخطر مؤثر واقع شود. وي معتقد است كاهش تخلفات و سهم موتورسواران از تصادفات از40 درصد درسال گذشته نسبت به 29 درصد در نيمه نخست سالجاري حاكي از تأثيرگذاري برنامههاي آموزشي است.وي اراده جمعي در كاهش حوادث رانندگي و افزايش انضباط ترافيكي موتورسواران را ضروري ميداند. به تصوير كشيدن موتورسواراني كه به رغم آگاهي نسبت به وضعيت نگرانكننده آمار تصادفات همچنان بر تداوم ناهنجاريهاي رفتاري خود اصرار ميورزند و در اين بازي مرگبار گاهي خانواده خود را نيز با سوار كردن بر ترك خود همراه ميكنند اين سؤال به ذهن ميرسد كه چرا موتورسيكلت وسيلهاي است پرطرفدار؟
شايد افزايش جمعيت و روند رو به رشد زندگي شهرنشيني، عدم دسترسي مناسب به وسايل حمل ونقل عمومي، پايين بودن قيمت موتورسيكلت، رها شدن از ترافيك سنگين خيابانها به ويژه در مركز شهر و... را بخشي از دلايل استقبال شهروندان تهراني از اين وسيله نقليه دانست اما موضوع قابل تأمل آن است چرا وسيلهاي كه براي رفاه شهروندان توليد ميشود امروز به يك معضل تبديل شده است. دكتر بهروز شبگير، مدرس دانشگاه و كارشناس حمل و نقل و ترافيك وضعيت نامطلوب تردد موتورسيكلتسواران و حجم گسترده تخلفات آنان در سطح جامعه را داراي پيچيدگيها و زواياي آشكار و پنهان متعددي ميداند و به «جوان» ميگويد: به همين دليل است كه پرداختن به مبحث آسيبشناسي دلايل ناهنجاريهاي موجود بين موتورسواران مستلزم رويكردي چندجانبه است كه خود متأثر از عوامل گوناگوني مانند مسائل و كاستيهاي موجود در وضعيت كنوني حمل و نقل، وضعيت قوانين و اجراي آن و آموزش و فرهنگسازي است. وي اعتقاد دارد: به نظر صحيح است عنوان شود كه مشكل اصلي ما تعداد زياد موتورسيكلت نيست، بلكه رفتارهاي غلطي است كه از سوي موتورسيكلتسواران سر ميزند. يكي از دلايل اصلي استقبال مردم از موتورسيكلت در سطح وسيع، عملكرد ضعيف ساير گونههاي حمل و نقلي در مقايسه با موتورسيكلت است در نتيجه مردم براي جبران ضعفهاي موجود در گونههاي حمل و نقلي ديگر مانند سرعت سفر پايين و ضعف در دسترسي به مقاصد مورد نظرشان از موتورسيكلت استفاده ميكنند.
اجراي دقيق قوانين، وظيفه همگانياين كارشناس حمل و نقل و ترافيك ميافزايد: در متن قانون، تمام قواعدي كه بر خودروي شخصي حاكم است براي موتورسيكلت نيز وجود دارد اما قانونمدارترين فرد هم هنگامي كه سوار موتور ميشود و بياثر بودن رعايت يا عدم رعايت قوانين و مقررات را ميبيند، پس از مدتي ناخودآگاه به سمت قانون شكني كشيده ميشود. وي ديگر مشكل اساسي در قوانين را عدمجرمانگاري آن دسته از تخلفات كه در آنها مخاطره، تكرار، اصرار يا تعمد وجود دارد بيان ميكند و ميگويد: برخي از رفتارهايي كه از برخي موتورسواران سر ميزند از سطح تخلف بالاتر بوده، به جرم نزديكتر است. براي مثال در برخي از كشورها تخلفاتي مانند حركت در حريم پيادهرو به عنوان جرم تلقي ميشود و مجرم به سرعت بازداشت شده و در دادگاهي كه ويژه تخلفات ترافيكي تأسيس شده است، مورد بازخواست قرار ميگيرد اما دراينجا شديدترين و خطرناكترين رفتارها تخلف رانندگي تلقي ميشود. بنابر الگوي كشورهاي توسعه يافته، بايد دادگاه ويژه پروندههاي ترافيكي وجود داشته باشد، تا مشخص كند كه آيا صرفاً خطا يا تخلفي رخ داده يا اينكه جرمي محقق شده است. مدرس دانشگاه ميگويد: از سوي ديگر برخي از رفتارهاي خطرناك و تكرار برخي از رفتارهاي غلط، بايد در سابقه كيفري افراد ثبت شود. تركيب آشفته و بيبرنامهاي از جريمه و جبران بر روندهاي ترافيكي ما حاكم است كه به هيچ وجه شأن بازدارندگي و اصلاح تدريجي رفتارهاي نابهنجار را ندارند. مجازاتهايي كه قانونگذار براي تخلفات رانندگي در نظر گرفته چندان قابل توجه و براساس شواهد و مستندات، حتي كاهشدهنده ميزان آن جرائم هم نيستند.
در چنين شرايطي و با تداوم تخلفات موتورسواران در كلانشهرها و به ويژه تهران و استقبال شهروندان از اين وسيله نقليه به نظر ميرسد اگر تدبيري انديشيده نشود درآينده ديگر جايي براي خودروها و عابران پياده در خيابانها و پيادهروهاي شهر نخواهد بود و شهر به تدريج در محاصره موتورسيكلتها قرار خواهد گرفت و همچنان اين پرسش مطرح است كه با توجه به آمار مطرح شده از خطراتي كه اين سوارهها را تهديد ميكند و قوانيني كه وضع شده چرا هيچ چراغي براي موتورسواران قرمز نيست و همه قوانين بيتأثير؟