بر اساس بررسيهاي انجام شده از 160 كشور جهان 143 كشور در دامنه مفيد مهاجرت مغزها قرار دارند يا به سخن ديگر از منافع اين پديده بهرهمند ميشوند. در دهه نود، 7/1 درصد از آمار فرار مغزهاي جهان مربوط به ايران بود كه اين رقم در سال 2000 به 9/1 درصد رسيد، نرخ مهاجرت افراد با تحصيلات عالي به مراتب بيشتر از ساير گروهها و نزديك به 25 درصد است.
اصطلاح فرار مغزها را براي نخستين بار انگليسيها به كار بردند. فرار مغزها ريشه در روابط تاريخي امريكا و انگلستان داشته و بيانگر انگيزش مهندسان و پزشكان انگليسي براي مهاجرت به امريكا، با هدف كسب درآمد بيشتر و دستيابي به محيط كار مناسبتر در كوچگاه بوده است. يادآوري ميكنيم كه مفهوم اين واژه در بيشتر زبانهاي اروپايي گوياي معناي به سوي خود كشيدن و جذب مغزهاي پرورده است.
در حالي كه معادل فارسي اين اصطلاح، مفهوم فرار كردن و دفع را با خود دارد. برخي از نويسندگان مصري با عبارت «دزدي مغزها» از آن نام ميبرند. بنابراين با اينكه كوچ نيروي انساني ورزيده و پرورده از جايي به جاي ديگر واقعيت واحدي است، تحليلگران ساكن مناطق توسعه يافته و قدرتمند، اين حركت را جذب به درون مرزهاي خود تلقي ميكنند و صاحبنظران ساكن در كشورهاي موسوم به جهان سوم و كمتر توسعهيافته، آن را نوعي دفع از اقامتگاه خود ميدانند.
ايران از نظر مهاجرت مغزها در صدر كشورهاي جهان قرار دارد. طبق آمار صندوق بينالمللي پول، سالانه بين 150 تا 180 هزار نفر از ايرانيان تحصيلكرده براي خروج از ايران اقدام ميكنند و ايران در بين 91 كشور در حال توسعه و توسعه نيافته جهان مقام اول را از آن خود كرده است.
خروج سالانه 150 تا 180 هزار ايراني با تحصيلات عالي از اين كشور معادل خروج50 ميليارد دلار سرمايه سالانه از اين كشور است. طبق آمار منتشره از سازمانها و نهادهاي دولتي مثل هفته نامه سازمان مديريت و برنامهريزي، از 125 دانشآموزي كه در سه سال گذشته در المپيادهاي جهاني رتبه كسب كردهاند، 90نفر اكنون در دانشگاههاي امريكا تحصيل ميكنند. بسياري از آنان هرگز به ايران براي زندگي دائم باز نميگردند.
با نگاهي به درصد خروجي دانشجويان از كشور، متوجه خواهيم شد كه دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف بيشتر از هر دانشگاه ديگري در كشور ساز جدايي مينوازند و در فكر رفتن از كشور هستند. در اين ميان دانشجويان رشته برق در رتبه اول براي مهاجرت و تحصيل در كشورهاي ديگر هستند. چندي پيش مجله نيوزويك همين موضوع را مورد بررسي قرار داد و مطلبي درباره مهاجرت نخبگان دانشگاه صنعتي شريف از كشور منتشر كرد. نيوزويك در اين مقاله مينويسد مسئولان واحد مهندسي برق دانشگاه استنفورد با گروهي از دانشجويان خارجي مواجه شدند كه بالاترين نمرات را در آزمون سخت دكتراي اين رشته به دست آورده بودند. به گفته يكي از مسئولان آن دانشگاه، اين دانشجويان از يك دانشگاه امريكايي يا ديگر موسسات آموزشي ساير كشورهايي كه با موسسات امريكايي مرتبط هستند و تمايز خود را در چنين آزمونهايي نشان ميدهند نيامده بودند، بلكه اكثر آنها ايرانياني بودند كه از دانشگاه صنعتي شريف فارغ التحصيل شده بودند.
دانشگاه استنفورد محبوبترين مقصد فارغالتحصيلان دانشگاه شريف براي ادامه تحصيلات عالي است. به گفته «بروس وولي» مدير پيشين واحد مهندسي برق استانفورد، دانشگاه شريف داراي يكي از بهترين برنامههاي آموزشي براي كارشناسي در رشته مهندسي برق است. سرآمدي اين دانشگاه را نبايد با داشتن رقيباني چون ام. آي. تي امريكايي و كمبريج انگليسي و ديگراني چون چين دست كم گرفت.
محمد منصوري، از فارغ التحصيلان سال ۱۹۹۷ دانشگاه شريف كه اكنون در نيويورك تدريس ميكند ارجحيت و تشويق والدين ايراني به تحصيل فرزندانشان در رشتههاي پزشكي و مهندسي به جاي رشتههاي ديگري چون حقوق را يكي از علل سر آمدي دانشوران ايراني و دانشگاه شريف ميداند. در جوار آن، دانشگاه شريف از روند گزينشي بسيار دشواري براي ورود فارغ التحصيلان به اين دانشگاه برخوردار است.
هر سال حدود يك ميليون و ۵۰۰ هزار تن از فارغالتحصيلان دبيرستانها در آزمون ورودي موسسات آموزش عالي شركت ميكنند ولي تنها ده درصد از سرآمدان آنها موفق به ورود به دانشگاههاي دولتي شده و فقط يك درصد از آنها بخت راهيابي به موسسات آموزشي عالي چون شريف را مييابند. محمد منصوري ميگويد: روال گزينشي در ايران، باهوشترين و پرانگيزهترين و كوشاترين دانشجويان كشور را در اختيار موسسات آموزشي سر آمدي، همچون دانشگاه شريف قرار ميدهد.
دانشگاه شريف در سال ۱۹۶۵ تاسيس شد. اين دانشگاه در آن زمان با استفاده از راهنماييهاي دانشگاه ام. آي. تي برپاشد و بسياري از اساتيد كنوني آن از امريكا فارغالتحصيل شدهاند. بر اساس گزارش انستيتوي بينالمللي آموزش، دانشجويان ايراني در آن زمان، بزرگترين گروه دانشجويان خارجي در ايالات متحده را تشكيل ميدادند. يكي ديگر از علل موفقيت دانشجويان ايراني را ميتوان در سيستم آموزشي دوره تحصيلات متوسطه در ايران جستوجو كرد. در اين سيستم دروسي تدريس ميشود، كه دانشآموزان در امريكا تا رسيدن به مقطع كالج از آن بهره نميبرند. اين روش آموزشي پيشرفته به مقاطع بالاتري چون ليسانس نيز تعميم دارد. محمد منصوري و ساير دانشآموختگان ميگويند، در مقطع ليسانس در ايران مواردي به ما تدريس ميشد كه در امريكا، تنها به مقاطع بالاتري چون فوق ليسانس اختصاص دارد.
موضوعي كه بيشتر از هر چيز ديگري نام ايران را در بحث مهاجرت نخبگان مطرح ميكند سطح علمي بالاي دانشجويان ايراني است. بايد به اين مسئله واقف بود كه ايران از لحاظ توليد علم حرف اول را خاورميانه ميزند. امروز هيچ كشوري در دانش نانو و روباتيك به پاي ايران نميرسد و كشورمان در منطقه و در ميان كشورهاي در حال توسعه يك قدرت علمي است. همين موضوع باعث ميشود توجه بسياري از كشورهاي پيشرفته به نخبگان و دانشمندان ايراني جذب شود. همين موضوع باعث شده تا شركتهاي فن سالار غربي و موسسات پژوهشي در غرب بيكار ننشينند و توجه ويژهاي به ايران و دانشجويان ايراني داشته باشند. اين مراكز و شركتهاي با پيشنهادهاي مالي و مادي خود تلاش زيادي براي جذب نخبگان كشورهاي ديگري ميكنند. بسياري از اين شركتها پيشرفتهاي خود را مديون علم و دانش دانشمندان كشورهاي ديگر هستند.
فرار مغزها و مهاجرت نخبگان سوژهاي شد تا عدهاي از جوانان دانشجوي دانشگاه صنعتي شريف كه از نزديك اين موضوع را لمس كردهاند و شاهدش هستند اين سوژه را دستمايه ساخت مستندي در رابطه با همين موضوع قرار دهند.
«ميراث آلبرتا» مستندي است كه به موضوع رفتن دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف به خارج از كشور ميپردازد. در اين مستند پاي درددل جواناني مينشينيم كه در تكاپوي رفتن هستند. كساني كه تلاش ميكنند از روشهاي مختلف از كشور خارج شوند و خود را به يكي از دانشگاههاي غربي برسانند. از سوي ديگر هم با كساني طرف هستيم كه تمام شرايط موجود براي رفتن را داشتهاند ولي نرفتهاند و ماندهاند تا به كشورشان خدمت كنند. آنهايي كه ماندهاند تا وطن را جايي براي ماندن كنند.
نگاهي به حرفهاي مطرح شده جوانان در اين مستند مياندازيم تا از دريچه حرفهايشان بيشتر با مسئله فرار مغزها آشنا شويم. امريكا و كانادا مقصد اصلي بسياري از اين دانشجويان است. رتبه 10 كنكور رياضي در سال 1386 مقصدش را دانشگاه پرينسون امريكا اعلام ميكند.
جوان ديگري كه رتبه شش كنكور رياضي را آورده دانشگاه استنفورد امريكا را براي تحصيل انتخاب كرده و ميگويد اين دانشگاه جزو پنج دانشگاه برتر دنياست. نفر سوم كنكور رياضي هم فكر رفتن به دانشگاه اي پي اف ال سوئيس را در سر ميپروراند.
مريم اسلامي ديگر رتبه تك رقمي كنكور همان سال سخن از دانشگاه بريتيش كلمبيا در كانادا ميگويد. او اشاره ميكند كه از همان ابتدا در فكر من رفتن بود و چيزي كه بيشتر اين فكر را تقويت كرد وجود دانشگاههاي معتبر در آن سوي مرزها بود.
حرفهاي او را به دقت كه ميشنويم متوجه حقايقي تلخ ميشويم. اسلامي ميگويد: «كساني كه در بين دوستان و آشنايان خودم ديدهام اين بوده كه كسي تا به حال برنگشته است. فقط يك نفر از سال بالاييها به دلايل خانوادگي برگشته است. من هميشه شاگرد اول مدرسه نبودم. از لحاظ معدلي در رتبه سوم يا چهارم قرار داشتم. هميشه شب امتحان درس ميخواندم و اگر ميخواستند در مدرسه من را توصيف كنند ميگفتند خيلي شلوغ هستم. ولي از همان روزهاي آغازين دوره پيش دانشگاهي بود كه تصميم گرفتم درس بخوانم. براي اين كار هم دليل داشتم. چون ميخواستم به دانشگاه صنعتي شريف بروم و از آنجا از كشور خارج شوم. هميشه دنبال اين بودهام كه فرصتي پيش بيايد و بروم. من دوست دارم كه بتوانم براي خودم برنامهريزي كنم و اينجا نميتوانم اين برنامهريزي را داشته باشم. اين برنامهريزي نكردن اعصاب مرا به هم ميريزد. اينكه سيستم زندگيام دستم نباشد مرا عصبي ميكند. اين نظم و برنامه نداشتن باعث ميشود من نتوانم اينجا زندگي كنم.»
سيد شهابالدين ميرجليلي، دانشجوي ديگري كه عزم رفتن كرده است در پاسخ به اين سؤال كه دانشگاهها دانشجويان را انتخاب ميكنند با دانشجويان به دانشگاهها ميگويد: «اغلب دانشجويان درخواست ميدهند. اين مسئله خيلي جالبي است كه دانشجويان خوب دنيا حالتي التماسگونه نسبت به دانشگاههاي امريكا پيدا ميكنند. اين دانشگاهها هم با كلي منت بهترينها را جذب ميكنند.»
دكتر سعيد سهرابپور دليل شناخت دانشگاه صنعتيشريف را درخشش فارغالتحصيلانش در سالهاي گذشته ميداند. او به اين نكته هم اشاره ميكند استاداني كه به آنها فرصت مطالعاتي داده ميشود خيلي قوي هستند و در خارج كشور درخشيدهاند. اما در اين بين يكي از استادان كه بين دانشگاههاي داخلي و خارجي در رفتوآمد است حرفهاي تازهاي دارد. او ميگويد: «خيلي دنبال جواب اين سؤال بودهام كه واقعا تفاوت دانشگاههاي كشور با دانشگاههاي خارج از كشور در چيست؟! حقوق يك استاد دانشگاه تازهكار در خارج چيزي حدود شش تا 10 هزار دلار است. در ايران هم حقوق پايه يك استاد بين دو تا سه ميليون است كه با كارهاي پژوهشي و تحقيقاتي به چهار يا پنج ميليون ميرسد. از لحاظ حقوقي و مادي تفاوت چنداني ديده نميشود. اين در حالي است كه در ايران جاي رشد و پيشرفت براي يك استاد خيلي بيشتر است. يك استاد دانشگاه در ايران خيلي زودتر ميتواند صاحب زندگي شود.
يكي از دانشجوياني كه آن سوي مرزها مشغول تحصيل است، پرده از حقيقت عرياني كه اغلب ناديده گرفته ميشود برميدارد. او دست روي اين حقيقت ميگذارد كه زندگي در خارج كشور به هيچ عنوان كار آسان و راحتي نيست. كساني كه هزينه ميكنند و زمان ميگذارند بايد بدانند آن سوي آبها آن آرمانشهري كه فكر ميكنند نيست. زندگي در آنجا خيلي سخت است.
محمدحسن مددي كه خودش از دانشجويان دانشگاه شريف است، درباره موضوع مهاجرت نخبگان در دانشگاه شريف ميگويد: من و تيمي كه با هم كار ميكنيم همه از بچههاي دانشگاه صنعتي شريف هستيم و رفتن دانشجويان به خارج كشور در اين دانشگاه به يك مسئله روتين تبديل شده است. بچههايي كه وارد دانشگاه شريف ميشوند به صورت اتوماتيكوار همانطوري كه رياضي را پاس ميكنند، همانطور هم كارنامه زبان ميگيرند و همانطور بر اساس گزينههايشان درخواست ميدهند و ميروند. امثال ما هم كه چنين كاري نميكرديم، عجيب و غريب بود. خاطرم هست روز امتحان تافل كسي سر كلاسهاي دانشگاه حاضر نميشد. خيلي لازم نبود درباره سوژه اين مستند فكر كنيم و به چنين موضوعي برسيم.
محسن اخوان هم كه كار فيلمبرداري مستند را بر عهده داشت، دوران كارشناسي خود را در دانشگاه شريف گذرانده است. او در گفتوگو با «جوان» درباره وضعيت فرار مغزها در دانشگاه شريف توضيح ميدهد: در دانشگاه شريف سكه مهاجرت سكه رايجي است. دانشجوياني كه بتوانند بروند اغلب ميروند. كساني كه فرصت رفتن داشته باشند درنگ نميكنند و كساني كه ميمانند براي عشق به كشور و خانواده از ترك كشور صرفنظر ميكنند.
او ادامه ميدهد، هر ساله بيش از 60 درصد از وروديهاي برق شريف از كشور ميروند. هم بورس ميشوند هم خودشان داوطلبانه ميروند كه تعداد افراد داوطلب خيلي بيشتر است. از دانشگاههاي آن طرف پذيرش ميگيرند و آنجا درس ميخوانند.
اخوان نظر دانشجويان شريف به اين مستند را ارزيابي ميكند و ميگويد در نظرسنجياي كه انجام داديم، بيشتر دانشجويان شريف مطالب مطرح شده در ميراث آلبرتا را قبول و باور دارند.
يكي از دانشجويان دانشگاه شريف به خبرنگار «جوان» گفت: براي بسياري از رتبههاي تكرقمي اين دانشگاه درخواست براي تحصيل ميآيد. يكي از دوستان خودم به محض قبولي با رتبه تكرقمي از دانشگاهي در لندن برايش دعوتنامه آمد و او راهي كشور انگلستان شد. آنها از وضعيت دانشگاهها و قبولي نفرات در دانشگاهها به خوبي اطلاع دارند و ميدانند چه كساني را گزينش كنند. او برايمان توضيح داد كه كساني كه آنجا بورس ميشوند پس از مدتي كه از اقامتشان گذشت، ميتوانند يكي از دوستان خود را به دانشگاه معرفي كنند تا در صورت موافقت او هم در آن دانشگاه پذيرش شود. همكلاسي خود من از طريق دوستش كه خارج كشور بود به يكي از اين دانشگاهها معرفي شد. آنها هم از او طرحي براي ارائه خواستند كه با موافقت طرحش او هم براي ادامه تحصيل راهي خارج كشور شد.
در دانشگاههاي خارج كشور به طرحها و ايدهها بيشتر اهميت ميدهند. آنجا خلاقيت حرف اول را ميزند و فقط نمره و معدل ملاك نيست.
هجوم كشورهاي پيشرفته براي بردن دانشجويان ايراني با قدرت ادامه دارد. داستان مهاجرت مغزها مثل يك كلاف سردرگم ميماند. پيدا كردن سرنخ اين ماجرا كار سخت و دشواري است. البته در مستند ميراث آلبرتا سخنان استادان دانشگاهي را ميشنويم كه به چيزي جز ساختن وطن و نسلهاي آينده فكر نميكنند. ميگويند چيزي مثل عشق به وطن نگذاشته آنها از كشور بروند. يكي از استادان با اشك ميگويد، اين خاك چيزي دارد كه در هيچ جاي ديگر نميتوان نمونهاش را پيدا كرد. آنها ماندهاند و شاگرداني را تربيت كردهاند كه امروز ايران به يكي از قطبهاي علمي تبديل شده است.
در آخر حرفهاي علي روحاني دارنده مدال طلاي المپياد اقتصاد شنيدن دارد. براي ما مهم اين است كه بتوانيم يك تأثير مهم روي كشور داشته باشيم. من به شخصه اينجا را رها نميكنم، چون ما در برههاي تاريخي هستيم كه شيعه حكومت دارد و مهم اين است كه كارآمدي چنين حكومتي نشان داده و اثبات شود.
تیتر را باید می نوشتید/:
واقعا از مطالب مفیدتون ممنونم