
باراك اوباما سرانجام و بعد از دو هفته تعطيلي دولتش توانست راديكالهاي جمهوريخواه در كنگره را به زانو درآورد و آنها را مجبور به موافقت با لايحه بودجه خود كند. طرف مقابل او جان بينر، رئيس مجلس نمايندگان بود كه توانست در اين مدت سرسختانه در مقابل اوباما و لايحه او مقاومت كند. به دليل اين تقابل بود كه اوباما در روز نخست از ماه اكتبر مقابل شبكههاي راديو و تلويزيوني ظاهر شد تا اعلام كند كه به دليل عدم تصويب لايحه بودجه فدرال در كنگره، نهادهاي دولتي ديگر نميتوانند به كار خود ادامه دهند و با اين اعلام، مبارزه او با رقباي جمهوريخواه وارد دور جديدي شد. او در آن موقع فقط 16 روز تا پنجشنبه 17 اكتبر فرصت داشت چون در اين پنجشنبه ضربالاجل براي رسيدن دولت و كنگره به توافقي بر سر لايحه بودجه به سر ميرسيد و اگر تا ساعت 11:59 اين روز به توافقي نميرسيد، او از بازپرداخت بدهيهايش بازميماند. در واقع اوباما در سال گذشته ميلادي هم مبارزه مشابهي با رقباي جمهوريخواه بر سر بودجه و سقف استقراض دولت داشت اما آن مبارزه به تعطيلي دولت فدرال منجر نشده بود اما گويا او ديگر نميتوانست به سبك گذشته با آنان بجنگد و بايد روش خود را تغيير ميداد. تعطيلي دولت تغيير روش اوباما بود تا آنكه جمهوريخواهان را تنها به رودررويي با دولت نكشاند بلكه بسيار بيشتر از اين، آنها را در برابر مردم و مباني اساسي اقتصاد امريكا قرار بدهد.
اين تغيير روش به معناي تبديل مبارزه در يك سطح بسيار جديتر بود تا آنجا كه اوباما زمين مبارزه را مبدل به رينگ بوكسي كرد كه بايد در نهايت يكي ناكاوت شود. اوباما با اين تغيير روش به رينگ بوكس رفت و آماده ضربه زدن و البته ضربه خوردن شد اما مسئله اساسي در مبارزه اين بود كه ضربههاي او بسيار سنگينتر از طرف مقابل بود. ضربههاي او بسيار سنگينتر بود چون جمهوريخواهان نميتوانستند با به سر رسيدن آن ضربالاجل گناه عواقب سوء عدمتوافق را به گردن بگيرند. امريكا در اين مدت كم 16 روزه هم متحمل 24 ميليارد دلار خسارت اقتصادي شد و رشد اقتصادي آن در فصل پاييز به نحو چشمگيري كاهش يافت. اگر جمهوريخواهان كوتاه نميآمدند و دولت امريكا ناتوان از پرداخت اصل و بهره اوراق قرضه دولتي ميشد مسلم بود كه آثار اين يكي بسيار بيشتر و وسيعتر از آن 16 روز بود. همين امر باعث شد تا در نهايت جمهوريخواهان در رينگ مبارزه به زمين بيفتند و شخصيتهاي برجسته آن اعتراف به شكست كنند. جان بينر كه رهبري اين مبارزه را در برابر اوباما به عهده داشت، گفت كه ما خوب جنگيديم ولي نبرديم. او با اين گفته سعي كرد تا اعتراف به شكست را به صورتي نرم بيان كرده باشد اما جان مك كين صريحتر از او بود و اين مبارزه و نتيجه آن را به اين صورت توصيف كرد: تقابل جمهوريخواهان با دولت «يكي از خجالتبارترين دورههايي بوده كه من در سالهاي حضورم در سنا ديدهام» و ديگر سناتور جمهوريخواه، لينزي گراهام، اين دو هفته را روزهاي بد براي جمهوريخواه ناميد.
اكنون، مسئله اين است كه بعد از اين مبارزه وضعيت چگونه خواهد بود و دستاورد آن چه براي اوباما و چه براي رقباي او در حزب جمهوريخواه چه خواهد بود. پرواضح است كه اوباما با پيروزي در اين رينگ تنها دخل و خرج دولتش را تا ماه ژانويه تأمين نكرد كه در اثر آن حدود 2 ميليون كارمند فدرال توانستند به سر كار خود بازگردند. دستاورد اوباما بسيار بيشتر از اين است و توانست با ناكاوت كردن حريف در رينگ يك پيروزي سياسي قابل توجه به دست آورد. مبارزه او يادآور مبارزه بيل كلينتون در سال 1995 و 1996 است كه در آن موقع هم مبارزه دولت را به تعطيلي كشاند و نتيجه آن پيروزي كلينتون و ضربه وارد كردن بر حزب جمهوريخواه در نزد افكار عمومي امريكا بود. نيوت گينگريچ در آن زمان رهبر جمهوريخواه مجلس نمايندگان بود كه به همراه باب دال، رهبر جمهوريخواه سنا، در مقابل كلينتون قرار گرفتند اما اين تقابل موجب كاهش محبوبيت آنان در افكار عمومي شد تا آنجا كه حدود دوسوم امريكاييها با عملكرد آنها مخالفت كردند. به نظر ميرسد كه وضعيتي مشابه در انتظار جان بينر و جناح جمهوريخواه آنان به خصوص در مجلس نمايندگان باشد. احتمال اين نتيجه از آنجايي تقويت ميشود كه تعطيليها در زمان كلينتون تأثير مستقيم و جدي بر زندگي معمولي امريكاييها نداشت اما اين امر در وضعيت فعلي بحران مالي و رشد ضعيف اقتصادي امريكا صورت كاملا متفاوتي پيدا كرده است. مردم امريكا در اين وضعيت احساس ميكنند كه تعطيلي دولت فدرال بر زندگي و معيشت آنان تأثير گذاشته و مقصر آن هم جمهوريخواهان هستند. از اين جهت است كه نميتوان انتظار موفقيتي براي جمهوريخواهان در انتخابات دو سال بعد كنگره داشت مگر اينكه آنان بتوانند بعد از اين ماجرا و به طريق ديگري ضربه كاري بر دولت دموكرات اوباما وارد كنند.