سالانه فيلمهاي زيادي وارد چرخه سينماي ايران ميشوند كه بيسروصدا كليد ميخورند، ساخته ميشوند، روي پرده ميروند و بيسروصدا و بدون اينكه خيلي مورد اقبال واقع شوند از روي پرده پايين ميآيند و تنها هزينههاي توليدشان را روي دست تهيهكننده ميگذارند. كارگردانان زيادي اين وضعيت را با سعهصدر تحمل ميكنند اما علي عطشاني، كارگردان فيلمهاي «دموكراسي در روز روشن»، «تلفن همراه رئيسجمهور»، «آقاي الف» و حالا «نقش نگار» از آن كارگردانهايي نيست كه هنگام قبول پروژهاي يا شانس يا اقبال بخواند.
علي عطشاني از نسل جوان كارگردانان سينماي ايران است اما بيش از آنكه جواني و كمتجربگي بخواهد بر سينماي عطشاني مستولي شود، اين نبوغ و شم بازاريابي عطشاني است كه فيلمهايش را تحتالشعاع قرار داده است.
عطشاني با ساخت چهار فيلم سينمايي جزو كارگردانهاي تازهكار سينماي ايران محسوب ميشود اما او با بدعتگذاريهاي خاص خودش سه فيلم اولش را به خوبي فروخته است و حالا فيلم «نقش نگار» را هم به مرحله تدوين رسانده است، اما نقطه عطف سينماي تجاري عطشاني چيست؟
عطشاني به خوبي ميداند كه بار و بنديلش را كجا پهن كند. سينماي او در هر چهار فيلمي كه ساختشان را قبول كرده است، مؤلفههايي دارد كه حس كنجكاوي مخاطب را برميانگيزد و فروش گيشهاي را تضمين ميكند. دستمزد يك ميلياردي محمدرضا گلزار براي بازي در يك پلان از فيلم «دموكراسي در روز روشن» دستمايهاي براي اشتياق مردم به نشستن پاي تماشاي اولين فيلم عطشاني بود، آن هم در روزهايي كه گلزار هنوز بازيگر پرفروش و شماره يك سينماي ايران محسوب ميشد. عطشاني پس از آن به سراغ فيلم «تلفن همراه رئيسجمهور» رفت؛ اين فيلم به طور غيرمستقيم و اما روشن و واضح و به رغم اصرار عطشاني به تكذيب، نقدي طنزآميز بر رياست جمهوري محمود احمدينژاد زد كه از قضا به همين خاطر مدتها در توقيف باقي ماند و وقتي اكران شد فروش كم و بيش خوبي را رقم زد. عطشاني سپس ساخت اولين فيلم سهبعدي تاريخ سينماي ايران را قبول كرد؛ فيلمي كه از نظر محتوايي چيزي براي گفتن نداشت اما بدعت سهبعدي بودن آن انگيزه لازم را براي رفتن به سينما در تماشاگر ايجاد ميكرد. حالا عطشاني كه هيچگاه به سراغ پروژههاي معمولي و روتين سينما نميرود فيلم «نقش نگار» را ساخته است. كارگرداني كه معمولاً حاشيه فيلمهايش بيشتر از متن آن است، اين بار هم ژورناليستي عمل كرده و از ناصر ملك مطيعي پس از 30 سال دوري از سينما براي ايفاي نقشي كوتاه در فيلمش كمك گرفته است؛ اين موضوع هم مهر ضمانتي بر فروش فيلم جديد عطشاني است كه در همين روزهاي اخير به شدت خبرساز شده است. عطشاني به خوبي درك كرده است كه شايد انديشيدن تدابيري براي فروش خوب فيلم از بسياري از جوانب ديگر در ساخت يك فيلم مهمتر باشد. سينماي عطشاني از نگاه حرفهاي گاه موفق بوده است اما او اغلب در حاشيهها پررنگتر حركت كرده و سرمايه ساخت فيلمش را بازگردانده است؛ شايد به همين خاطر حالا سرمايهگذار معروفي چون بابك زنجاني، تهيهكنندگي پروژه او را قبول كرده است. تفاوت عطشاني با ديگر كارگردانان سينما اين است كه او خوب ريسك ميكند و قلق سينماي تجاري و خوشفروش ايران دستش آمده است.