
پرونده پزشك سرشناس تهراني كه 18سال قبل به طور مرموزي ناپديد شده بود با كشف مقداري استخوان در حفاري از زيرزمين خانهاش وارد مرحله تازهاي شد. همسر پزشك در حال حاضر بازداشت شده است و تحقيق از او ادامه دارد.
به گزارش خبرنگار ما، نخستين برگهاي اين پرونده 18 سال پيش زماني ورق خورد كه زن جواني به اداره پليس رفت و ناپديد شدن ناگهاني شوهرش را به پليس خبر داد. وي گفت: شوهرم پزشك سرشناسي است و چند ساعت قبل از خانه بيرون رفت و ديگر برنگشت. چند سال قبل در حالي كه همسر ميلاد فوت شده بود با او ازدواج كردم و زندگي خوبي داشتيم. حالا هم هرچه با تلفن همراهش تماس ميگيرم، گوشي او هم خاموش است.
بعد از مطرح شدن شكايت، مأموران پليس دست به تحقيق زدند. كساني كه با ميلاد ارتباط داشتند به مأموران گفتند كه او با كسي دشمني نداشت. در حالي كه بعد از شش سال تحقيقات پليس براي يافتن نشاني از ميلاد ناكام مانده بود، پسر او به پليس مراجعه كرد و گفت: از مدتي قبل به اتهام قتل عمد بازداشت شدم و در اين مدت دوران حبس را تحمل ميكردم. بعد از فوت مادرم در حالي كه برادري 14 ساله هم داشتم پدرم دوباره ازدواج كرد. بعد هم فهميدم كه پدرم به طور مرموزي ناپديد شده است.
پسر جوان ادامه داد: وقتي از حبس آزاد شدم و به خانهمان رفتم با همسر پدرم مواجه شدم. وقتي سراغ برادرم را گرفتم او مدعي شد كه برادرم بعد از ناپديد شدن پدرم خودش را در خانه حلقآويز كرده است. شاكي ادامه داد: من از همسر پدرم شكايت دارم و درخواست ميكنم تا بازداشت و از او تحقيق شود. بعد از مطرح شدن شكايت، دوباره مأموران پليس دست به تحقيق بيشتر زدند و همسر پزشك را بازداشت كردند. متهم در بازجوييها گفت: از سرنوشت شوهرم خبر ندارم و نميدانم كه چه اتفاقي برايش افتاده است. از آنجا كه مدركي عليه متهم موجود نبود مأموران به ناچار او را آزاد كردند.
پيگيري پرونده بعد از 18 سال
در حالي كه تلاشهاي پسر پزشك براي يافتن نشاني از پدرش سرانجامي نداشت، او چند روز قبل بار ديگر راهي دادسراي امور جنايي شد و اين بار مدرك تازهاي عليه نامادرياش ارائه كرد.
وي مقابل قاضي بخشوده بازپرس پرونده گفت: 18 سال قبل به سربازي رفتم. هنوز مدتي از سربازيام نگذشته بود كه يك روز هنگام شوخي با دوستم ناخودآگاه با اسلحه گلولهاي شليك كردم كه به دوستم برخورد كرد و او كشته شد. بعد از محاكمه به قتل غيرعمد متهم شدم و براي شش سال راهي حبس شدم. بعد از آزادي، نامادريام مدعي است كه پدرم گمشده و برادر 14 سالهام نيز در كمد ديواري زيرزمين خانهمان خودكشي كرده است. من از همان ابتدا به نامادريام مشكوك بودم اما هيچ سرنخي نداشتم تا اينكه روزي به سراغ نامادريام رفتم و از او با خوش زباني خواستم تا مرا از سرنوشت پدرم با خبر كند. او ابتدا چيزي نگفت اما وقتي اعتمادش را جلب كردم به من گفت در آخرين روز زندگياش اين راز را بر ملا ميكند. او گفت كه پدرم به دست فرد ناشناسي كشته شده است. من صداي او را ضبط كردم. در اين مدت نامادريام اجازه نميداد در خانه پدرم زندگي كنم به خاطر همين احتمال ميدهم سرنوشت پدر و برادرم در اين خانه پنهان است.
سگ جسدياب به كمك شاكي آمد
شاكي بعد از اينكه فايل صوتي را در اختيار قاضي گذاشت، ادامه داد: يكي از دوستان من سگ تربيتشدهاي دارد كه جسدياب است و من يك روز سگش را به امانت گرفتم. چند روز پيش در نبود نامادريام با سگ به زيرزمين خانه پدريام در حوالي خيابان ستارخان رفتم. سگ بعد از بو كردن چند قسمت از زيرزمين ناآرام شد و شروع به پارس كردن كرد كه نشان ميداد چيزي غيرعادي در زيرزمين دفن شده است.
بعد از طرح شكايت بازپرس بخشوده، نامادري را به دادسرا احضار كرد. متهم در نخستين بازجوييها گفت: صداي ضبط شده صداي من است اما وقتي عصباني بودم اين را گفتم. وي ادامه داد: پسر دكتر هميشه پيش من ميآمد و ميخواست از سرنوشت پدرش مطلع شود. او خيلي اصرار ميكرد و من به خاطر اينكه از دست سماجتهاي او خلاص شوم به او گفتم راز را روز آخر زندگيام فاش ميكنم.
متهم وقتي شنيد براي بازجويي بيشتر بازپرس براي وي قرار بازداشت موقت صادر كرده است ناگهان در جلسه بازجويي غش كرد كه توسط عوامل اورژانس به بيمارستان منتقل و بعد از بهبودي روانه بازداشتگاه شد. از طرف ديگر در تحقيقات بعدي پليس مشخص شد متهم بعد از ناپديد شدن شوهرش براي يكي از بستگان نزديكش ماشين پرايدي خريده است كه اكنون از سرنوشت او نيز خبري در دست نيست.
كشف استخوان و قسمتي از اسكلت با حفاري در كف زيرزمين
بازپرس درباره اين پرونده گفت: همزمان با ادامه تحقيقات دستور داديم تا كارشناسي براي وضعيت زيرزمين خانه دكتر گمشده به محل برود. بررسيهاي كارشناس نشان داد در سه نقطه از زيرزمين بعد از ساخت اوليه از جمله وسط زيرزمين، كمد ديواري و قسمت ديگري تغييراتي صورت گرفته است. بعد هم براي بررسي بيشتر دستور داديم ابتدا يكي از نقطهها كه با سيمان پوشيده شده بود، حفاري شود. وي ادامه داد: بعد از كندن شدن آن قسمت، پليس مقداري اسكلت و استخوان كشف كرد كه براي آزمايش دياناي به پزشكي قانوني فرستاديم. بعد از كشف استخوانها از زيرزمين، متهم دوباره مورد بازجويي قرار گرفت.
تناقضگوييهاي متهم و انكار قتل
متهم در بازجوييها با تناقضگويي ابتدا با انكار اعتراف اوليه خود مبني بر صداي ضبط شدهاش گفت: روز حادثه كه شوهرم گم شد من با جاروبرقي و ماشين لباسشويي كار ميكردم و اگر هم كساني شوهرم را كشته بودند به خاطر سر و صداي اين وسايل متوجه چيزي نشدم. در حالي كه متهم همچنان مدعي است از سرنوشت شوهرش بيخبر است، بازپرس دستور داد قسمتهاي ديگر زيرزمين حفاري شود تا راز اين پرونده جنايي بعد از 18 سال برملا شود. پزشك قانوني قرار است با آزمايشهاي لازم روي استخوانهاي كشف شده علاوه بر شناسايي هويت آن، علت مرگ را نيز مشخص كند.