کد خبر: 617707
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۴ آبان ۱۳۹۲ - ۲۰:۰۹
دكتر يدالله جواني
علماي اهل سنت با «تحريف غدير»، در مسير حركت امت اسلام انحراف بزرگي را به وجود آوردند. اينك خسارت‌هاي بزرگ و جبران‌ناپذير اين انحراف، براي هر اهل نظري، ملموس و آشكار است. اگر مسلمانان براساس نقشه ترسيم شده از سوي پيامبر اسلام (ص) در غدير عمل مي‌كردند، به طور قطع حال و روزي متفاوت از امروز داشتند و از حيث فرهنگ و تمدن، همواره سرآمد بودند. در كنار «تحريف غدير» از سوي اهل سنت، آنچه موجب شگفتي است، تحريف اين واقعه بزرگ تاريخي، هر از چندي به دلايل سياسي از سوي افرادي با شناسنامه شيعي است! چند سال قبل آقاي محمد خاتمي در جايگاه رياست جمهوري، صرفاً با انگيزه‌هاي سياسي و براي به دست آوردن آراي اهل سنت ايران در انتخابات سال 1380، به تحريف غدير پرداخت و مهر تأييدي زد بر همان نگرشي كه علماي اهل سنت درباره غدير و سخنان پيامبر اكرم (ص) در اين روز در مورد حضرت علي (ع) دارند.
 
 آقاي خاتمي هم با نگاه اهل سنت،‌ ولايت مورد نظر پيامبر در غدير را به معناي دوست داشتن اعلام كرد، تا چند صباحي با كسب رضايت اهل سنت، از آراي سياسي آنان برخوردار باشد! عدم برخورد قاطع با اين نگاه انحرافي از سوي فردي در كسوت روحانيت شيعي و يك مقام مسئول در جمهوري اسلامي، سبب گرديد تا امروز، روزنامه‌اي متعلق به همان اردوگاهي كه خاتمي نيز به آن تعلق دارد، مجدداً به «تحريف غدير» روي آورد. هر چند مدير مسئول اين روزنامه، از بابت «يادداشت» مندرج در روزنامه تحت مسئوليتش به دليل در بر داشتن نگاه انحرافي در موضوع عذرخواهي نموده لكن موضوع به گونه‌اي نيست كه قابل اغماض باشد.

روزنامه بهار متعلق به اردوگاه اصلاح‌طلبان،‌ در روز چهارشنبه اول آبان‌ماه 92 و آن هم در آستانه روز غدير، يادداشتي را به قلم علي‌اصغر غروي با عنوان «امام؛ پيشواي سياسي يا الگوي ايماني؟» منتشر ساخت كه به دليل برداشت‌هاي غلط از حادثه غدير، واكنش‌هايي را در برداشت. اين واكنش‌ها به حق است و اگر نبود اولويت‌هاي خاص اين روزها، بايد برخوردي در خور با «تحريف‌كنندگان» صورت مي‌پذيرفت. صاحب اين قلم به حكم وظيفه، نكاتي را در قبال اين تحريف بيان مي‌دارد تا تحريف‌كنندگان بدانند «غدير» در فرهنگ شيعي، «تحريف‌ شدني» نيست.

در بخشي از يادداشت مذكور آمده است: «مروري بر مجموعه دغدغه‌هاي علي (ع) در باب «حكومت» در آن دوران، كه در كتب تاريخي و نيز نهج‌البلاغه مندرج است، نشان مي‌دهد كه تمام اعتراض وي معطوف به نگرش حذفي بوده است، يعني اينكه خليفه يا هر كس ديگري دامنه اختيار مردم را تنگ كند. مثلاً اينكه خليفه، خليفه بعد از خود را نصب كند، يا به گونه‌اي عمل كند كه نتيجه برآيند آرا، انتخاب فردي خاص باشد. اعتراض علي (ع) معطوف به چنين فرآيندي است. همان چيزي كه ما امروز انتخاب مديريت شده يا هدايت يافته‌ مي‌ناميم. او به عدم انتخاب خود در شوراي سقيفه هيچ اعتراضي ندارد، بلكه واكنش وي به محدود شدن عرصه انتخاب بود و نيز اينكه نتوانست خود را در معرض انتخاب مردم قرار دهد. نگراني علي (ع) تنها محدود شدن وسعت گزينش مردم بود و از كلماتش اين امر به آساني قابل استنباط است. بندهاي هشتگانه فوق، هر چند بسيار مجمل و مختصر طرح شد،‌ اما آشكار مي‌سازد كه مراد از «اتمام نعمت» درآيه مذكور، نه حكومت و پيشوايي دنيوي، بلكه اتمام بعثت نبي، نزول، دريافت و ابلاغ بدون كاستي و نقصان قرآن است.

همين قرآن كامل و تمام است كه قادر است امام و پيشواي امت واقع شود. اين درست همان چيزي است كه درباره ابراهيم واقع شد. ابراهيم به مقام امامت نائل شده و اسوه ملت شد، چون نعمت بر او تمام شد. براي مسلمانان نيز به همين سان، از طريق بعثت رسول و ابلاغ وحي و شكل‌گيري كامل قرآن، نعمت تمام شده است و اكنون مسلمانان بايد به كتاب خدا و عمل رسولشان اقتدا كنند تا در انديشه و عمل، شاهد و الگوي ساير امم باشند. پس در راستاي عمل به همين آيه است كه علي (ع) تمام همت خود را مصروف تأمل و تدقيق در قرآن و اجرايي كردن آن مي‌سازد تا آنجا كه شيخ محمد عبده در بيان انديشه و رفتار علي (ع)، وي را قرآن مجسم مي‌نامد، ولي متأسفانه، بنا به فرموده مولا علي (ع) شيعيان «به جاي آنكه كتاب را امام خود بدانند خود را امام كتاب مي‌دانند» و بر خلاف خواست او، بنده جهالت خود شده‌اند و مدام بر حق ضايع شده علي در حكومت چند روزه دنيوي مي‌گريند! حكومتي كه طبق فرموده مولا، ارزش آن از عطسه بز نزد وي كمتر بود. آيا مي‌شود چيزي كه از نظر اميرمؤمنان (ع) قدر و منزلتش از اعطسه بز كمتر است، از طرف خدا باشد و تازه از اين فراتر، اتمام نعمت و اكمال دين نيز باشد؟!»

دقت در مطالب مذكور، نشان مي‌دهد كه نويسنده بر خلاف نظر تمامي فقها و علماي شيعه در مورد فلسفه و پيام غدير همان برداشت انحرافي اهل سنت از اين رويداد بزرگ در تاريخ اسلام را تبيين و ترويج مي‌نمايد. در اين نگرش انحرافي و به استناد همين مختصر مطالب ذكر شده از يادداشت در سطور بالا، نويسنده معتقد است:

الف- سياست و حكومت از دين جدا بوده و به دليل بي‌ارزش بودن حكومت، خداوند به اين موضوع ورود پيدا نكرده است.

ب- مسئله حكومت و رهبري جامعه به دليل دنيوي و بي‌ارزش بودن، هيچ ارتباطي با مسئله اتمام نعمت و اكمال دين ندارد.

ج- غدير كامل‌كننده قرآن و تمام‌كننده آن است. با كامل شدن و تمام شدن قرآن، اين قرآن است كه براي امت اسلام نقش امام و پيشوايي دارد.

د- دغدغه اصلي حضرت علي (ع)، اين بود كه در امر حكومت كه يك مسئله كاملاً دنيوي است، حق انتخاب مردم ضايع شود و ديگران به جاي مردم تصميم بگيرند.

هـ- شيعه بنده جهالت شده و مدام بر حق ضايع شده علي در حكومت چند روزه دنيوي مي‌گريد.

برخلاف برداشت‌هاي انحرافي مذكور از حادثه غدير و موضوع سياست و حكومت در اسلام، پيام اصلي غدير در حوزه سياست و حكومت ضرورت وجود رهبري الهي در رأس جامعه اسلامي تا روز قيامت است. بدون ترديد نويسنده، نه با انگيزه‌هاي صرفاً تبييني، بلكه با اهداف خاص سياسي به «تحريف غدير» روي آورده است. البته اين سخن به معني تعميم دادن چنين انگيزه‌ و اهدافي، به تمامي دست‌اندركاران روزنامه بهار نيست. نويسنده و همكاران او در اردوگاه اصلاحات، غدير را يكي از مهم‌ترين موانع سر راه براي سكولاريزه‌كردن ايران مي‌دانند. دنياگرايان و قدرت‌طلبان در صدر اسلام، براي رسيدن به دنياي خود، با «تحريف غدير» و سردادن شعار «حسبنا كتاب‌الله»، رهبران الهي منصوب شده از ناحيه خداوند براي اداره امت اسلام (حضرت علي و فرزندان معصومش) را يكي پس از ديگري خانه‌نشين كرده و به شهادت رساندند. اكنون در جمهوري اسلامي نيز، دنياگرايان و قدرت‌طلبان براي رسيدن به دنياي خود، در صدد تحريف غدير براي برداشتن مانع ولايت فقيه از سر راه خود هستند. طرفداران نظريه سكولاريسم اسلامي به درستي دريافته‌اند كه نظريه ولايت فقيه كه يكي از سرچشمه‌هاي زلال آن غدير است، بزرگ‌ترين مانع بر سر راه حاكم كردن انديشه سكولاريسم در ايران است. بر همين اساس آنان به «تحريف غدير» روي آورده‌اند و آنچه در روزنامه بهار آمده، نمونه‌اي از اين تلاش‌ها است. به نظر نويسنده اين سطور، اين قبيل تلاش‌ها ره به جايي نخواهد برد، زيرا «غدير»، خود يك دايره‌المعارف براي شيعه است. اگر ديروز نظريه‌پر‌دازان اردو‌گاه قدرت‌گرايان به تحريف غدير روي آورده و موفق شدند، امروز براي شيعه كه هويتش را از غدير مي‌گيرد، تلاش براي تحريف غدير، جز خسارت براي تحريف‌كنندگان در دنيا و آخرت، نتيجه‌اي در بر نخواهد داشت. عذر‌خواهي مدير‌مسئول روز‌نامه بهار به خاطر درج چنين يادداشتي در روز‌نامه تحت مسئوليتش، دليل قاطعي بر ادعاي مذكور است.

اما در قسمت پاياني اين نوشتار، به نكاتي مختصر اشاره مي‌شود تا آشكار گردد، آنچه نويسنده در يادداشت بهار آورده، تا چه اندازه سست بنيان است:

1- رويداد غدير به امر خداوند متعال و با نازل شدن آيه 67 سوره مائده به وقوع پيوست. در اين آيه خداوند مي‌فرمايد: «يا ايها‌الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و‌الله يعصمك من الناس ان‌الله لايهدي القوم الكافرين» (اي پيامبر! آنچه از جانب خدا بر تو نازل گرديد ابلاغ كن؛ و اگر نكني رسالت او را انجام نداده‌اي، و خدا تو را از گزند مردم نگاه مي‌دارد، همانا خداوند گروه كافران را هدايت نمي‌كند .)

سؤال اين است كه كدام نكته قر‌آني بوده كه پيامبر (ص) از بيان آن نگران بوده كه از ناحيه مردم با واكنش منفي مواجه گردد؟

2- پيامبر در پي آيه مذكور، در اجتماع عظيم مردم چه چيزي را بيان كرد؟ پيام اصلي پيامبر (ص) در خطبه غدير چيست؟ پيامبر در روز غدير خم، بيش از يك ساعت صحبت مي‌كنند. پيامبر در اين صحبت يك ساعته كه داراي 110 فراز، 788 جمله، 2560 كلمه است، با مردمي كه بيش از 50 بار آنان را با عبارت «يا معاشر الناس»، خطاب قرار مي‌دهند چه مطالبي را در ميان گذاشتند؟ محور قرار گرفتن موضوع ولايت، رهبري، امامت جامعه اسلامي براي رسيدن به سعادت دنيوي و رستگاري در آخرت از يك طرف و پر‌داختن به شخصيت حضرت علي (ع) و اولاد معصومش در خطبه پيامبر براي چه بود. پيامبر خدا در اين سخنان حدود 40 بار نام مبارك حضرت علي عليه‌السلام را به زبان مي‌آورند. جالب آنكه، همراه با نام حضرت علي (ع)، پيامبر (ص) كه سخنان خود را با استناد به 62 آيه از آيات الهي قر‌آن زينت داده و استحكام بخشيده، 10 بار از لقب «امير‌المؤمنين»، 13 بار از عنوان «امام» 10 بار از عنوان «ولي»، پنج بار از عنوان «وصي» و سه بار از عنوان «خليفه» براي آن حضرت استفاده مي‌كنند.

پيامبر اكرم (ص) در خطبه غدير، در كنار نام حضرت علي (ع)، دو مرتبه نام امام حسن و امام حسين عليهم السلام را به عنوان امامان بعد از علي بر زبان آوردند و به ديگر فرزندان آن بزرگواران اشاره كرده و سه بار نام حضرت مهدي را بر زبان جاري ساخته و به تبيين قيام و عدالت‌گستري‌اش مي‌پر‌دازند.

پيامبر خدا در سخنان غدير با ذكر اين مطالب و تأكيد بر اينكه راه نجات، راه سعادت، راه بهشت، راه گريز از آتش جهنم، راه پيروي و اطاعت از علي و امامان بعد از اوست؛ به اين موضوع اشاره مي‌كنند كه اي مردم، بعد از من گروهي شما را به سوي آتش فرا مي‌خوانند، مراقب باشيد فريب نخوريد. سؤال اين است كه نسبت اهل سقيفه با اين گروه چيست؟

3- پيامبر (ص) بعد از خطبه طولاني غدير، از مردم خواست كه با حضرت علي (ع) دست بيعت بدهند، اين بيعت براي چه بود؟ دست دادن براي پذيرش دوستي حضرت بود، يا اينكه بيعت براي پذيرش رهبري الهي حضرت پس از رحلت پيامبر خدا بود؟ حضرت زهرا سلام‌الله عليها بعد از آن اتفاقات در سقيفه در موضوع حكومت، فرموند: «خداوند بعد از غدير حجت را بر مردم تمام كرد!»

4- پس از رويداد عظيم غدير خم بود كه بخشي از آيه سوم سوره مائده نازل گرديد و خبر از اكمال دين و اتمام نعمت خدا بر مسلمين داده شد. در بخشي از اين آيه، خداوند مي‌فرمايد: «اليوم يئس‌الذين كفرو من دينكم فلاتخشوهم و اخشون اليوم اكملت لكم دينكم و اتمت عليكم نعمتي و رضيت كلمه‌‌الاسلام ديناً» (امروز كافران از [شكست] آيين شما نوميد شدند؛ پس از آنها نترسيد و از من بترسيد. امروز دينتان را برايتان كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و دين اسلام را براي شما پسنديدم.)

در اين آيه، خداوند اشاره به يك روز مشخص دارد. شأن نزول اين آيه، روز غدير و پس از سخنان پيامبر و بيعت مسلمانان با حضرت علي (ع) به عنوان امير‌المؤمنين است. مردم پس از سخنان پيامبر خدا (ص)، با حضرت علي (ع) به عنوان رهبر و حاكم اسلامي و فرد صاحب ولايت و امامت بيعت كردند. اگر‌ چنين است كه اسنادش غير‌قابل انكار است؛ چرا عده‌اي از منحرفين موضوع ولايت، امامت، رهبري الهي و حكومت را از مقوله دين و اكمال آن، مقوله نعمت الهي و اتمام آن جدا مي‌كنند؟

5- دين به چه معني است؟ وقتي خداوند بعد از رويداد غدير مي‌گويد دين شما را كامل كردم، اين اكمال دين به چه معني است؟ براي فهم اين موضوع، بايد سراغ تعريف دين از نظر كارشناسان بر‌جسته ديني برويم. حضرت علامه طباطبايي رضوان‌الله تعالي عليه در تفسير الميزان دين را اينگونه تعريف مي‌كنند: «دين روش ويژه‌اي در زندگي دنيوي است كه سعادت و صلاح دنيوي انسان را هماهنگ و همراه با كمال اخروي و حيات حقيقي جاوداني تأمين مي‌كند. از اين رو لازم است شريعت در بر‌گيرنده قوانيني باشد كه به نياز‌هاي دنيوي انسان نيز پاسخگو باشد.»

آيا سياست و حكومت به معني آيين مملكت‌داري و مديريت كلان جامعه يك نياز دنيوي هست يا نه؟ اگر هست، آيا مي‌توان گفت كه دين و شريعت اسلام كامل است، لكن در مورد حكومت ساكت مي‌باشد و اين موضوع به خود مردم سپرده شده است؟ بسيار واضح است كه اكمال دين، يعني اينكه دين در پاسخگويي به تمامي نياز‌هاي فردي و اجتماعي انسان توانا بوده، از هيچ امر مهمي از نياز‌هاي انسان و از جمله حكومت فرو‌گذار نكرده است. بر اساس همين نگرش نسبت به دين است كه حضرت امام خميني (ره) در كتاب كشف‌الاسرار ضمن اشاره به موضوع حكومت در اسلام، در خصوص جامعيت دين اسلام و قانون خدا مي‌نويسند: «... اين قانون خدايي است كه از قبل از ولادت تا پس از مرگ و از تخت سلطنت تا تخت تابوت، هيچ چيزي از جزئيات اجتماعي و فردي را فرو‌گذار نكرده است.»

6- بر اساس آنچه گفته شد، رابطه دين و سياست، رابطه كل و جزء است. اين رابطه در عبارت شيواي شهيد مدرس جلوه‌گر است كه گفت: «ديانت ما عين سياست ماست و سياست ما عين ديانت ماست... غدير با معرفي ولايت و امامت حضرت علي عليه‌السلام، در واقع تجلي عينيت ديانت و سياست است.

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۱
qazam
|
UNITED ARAB EMIRATES
|
۰۷:۵۳ - ۱۳۹۲/۰۸/۰۵
0
3
ایاپیامبروحی الهی رافراموش کرده(نعوذبالله)ودرغدیراین مطلب رابخاطراورده یابقول از نقل قول علمای فریبکارصفوی در انجااین امر بر ایشان واردشدکه باز هم الله (جل جلاله)نعوذبالله خاکم بدهن جاه ومکان رااشتباهی گرفته تاعمدن وسیله نفاق رابرای اتیه مسلمین فراهم نمای
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار