
ضعف فيلمنامه اگر به قسمتهاي بعدي «شاهگوش» تسري يابد نبايد شك كرد كه اين مجموعه هم سرنوشتي بهتر از «ويلاي من» و «ساخت ايران» پيدا نخواهد كرد. داوود ميرباقري سعي كرده از فرزندان دختر و پسر و ديگر اعضاي خانواده خود براي توليد يك محصول مطلوب خانوادگي استفاده كند اما حتي اگر بازي حامد ميرباقري در نقش جوان اول فيلم را با درصد بالايي از اغماض بتوانيم تحمل كنيم متني كه الهه ميرباقري با همكاري آزاده محسني براي پدر نوشته به شدت سطحي، بيمايه و فاقد مايههاي سرگرمكنندگي است.
اولين قسمت از سريال «شاهگوش» ساخته داوود ميرباقري از عصر دوشنبه 29 مهرماه در تهران توزيع شد. پيش از اين بنا بود اين قسمت 17 مهرماه به بازار عرضه شود كه با يك اختلاف زماني 12 روزه توزيع آن به هفته جاري موكول شد.
به همراه 71 دقيقه از قسمت اول كار حدوداً 2 دقيقه هم پشت صحنه كار قرار داده شده كه در نماهاي پشت صحنه هم بيشتر گافهاي بازيگران كه منجر به برداشتهاي مجدد شده قرار گرفته است. جالب اينجاست كه نام فرهاد اصلاني در رأس فهرست بازيگران روي جلد «شاهگوش» و در ابتداي تيتراژ آمده و از آن سو نام اكبر عبدي و محسن تنابنده با قيد «به هنرمندي» آمده است و جالبتر اينكه نام تنابنده قبل از نام عبدي درج شده است؛ دليل اين امر ميتواند مرگ كاراكتر عبدي در قسمت اول سريال و حذف او از فهرست بازيگران باشد. «شاهگوش» برخلاف بسياري از مجموعههاي عرضه شده در شبكه خانگي مانند «ويلاي من» و «ساخت ايران» ساختههاي مهران مديري و محمدحسين لطيفي كه درجه كيفي «ب» داشتند توانسته از درجه كيفي «الف» برخوردار باشد.
هرچند براي تعيين عيار يك سريال نميتوان به قسمت اول آن اكتفا كرد اما آنچه از تماشاي قسمت اول «شاهگوش» به ذهن متبادر ميشود، سريالي است داراي متني به شدت معمولي يا حتي زير حد متوسط كه با تكيه تمام بر بداههپردازيهاي بازيگراني مانند اكبر عبدي و مرجانه گلچين پيش رفته است. نكته عجيب اينكه صداي عبدي در اين سريال دوبله شده است و ناصر طهماسب به جاي عبدي با صدايي گرفته صحبت كرده است! همين دوبله باعث شده بداهههاي عبدي چنان كه بايد به چشم نيايد. بازي تنابنده در نقش خوانندهاي به نام «شب نما» هم بدون پرداخت كافي روي شخصيت فقط و فقط با مانور بر گريمي مشابه همان خواننده لس آنجلسي معروف انجام شده است.
اين ضعف فيلمنامه اگر به قسمتهاي بعدي «شاهگوش» تسري يابد نبايد شك كرد كه اين مجموعه هم سرنوشتي بهتر از «ويلاي من» و «ساخت ايران» پيدا نخواهد كرد. داوود ميرباقري سعي كرده از فرزندان دختر و پسر و ديگر اعضاي خانواده خود براي توليد يك محصول مطلوب خانوادگي استفاده كند اما حتي اگر بازي حامد ميرباقري در نقش جوان اول فيلم را با درصد بالايي از اغماض بتوانيم تحمل كنيم متني كه الهه ميرباقري با همكاري آزاده محسني براي پدر نوشته به شدت سطحي، بيمايه و فاقد مايههاي سرگرمكنندگي است. كافي است نگاهي بيندازيم به يك قسمت از سريال «پژمان» و آن را با «شاهگوش» مقايسه كنيم؛ هر چقدر در «پژمان» شخصيتها و حتي كاراكترهاي مكملي مثل «داماد خانواده» پرداختي كامل دارند و فيلمنامهنويس كوشيده با خلق موقعيتهاي پيشبيني نشده، درصد سرگرمسازي مخاطب را بالا ببرد، شخصيتهاي پا در هواي «شاهگوش» و موقعيتهاي دستمالي شده و هزاران بار تكرار شده آنها تنها آه حسرت مخاطب را بر ذهن جاري ميسازند.
فقط اميدواريم در قسمتهاي آتي كيفيت فيلمنامه «شاهگوش» به مراتب بهتر از ايني باشد كه در قسمت اول ديديم. ما قريحه كمدي ميرباقري را با «دندون طلا» و «آدم برفي» ميشناسيم و اينكه او به سبك برادران بانكي و داريوش بابائيان همه چيز را بر بداهه و تيپهاي آشناي تلويزيوني بازيگرانش استوار سازد، شايسته نام او نيست!