روابط عمومي بانك مركزي در واكنش به اظهارات محمود بهمني رئيسكل سابق بانك مركزي در زمينه وضعيت خزانه كشور جوابيهاي صادر كرد. متن كامل اين جوابيه به شرح ذيل است:
۱ ـ در نهايت تعجب رئيسكل محترم سابق بانك مركزي، دچار خلط دو مفهوم كاملاً روشن خزانه دولت و ذخاير ارزي بانكمركزي گرديده، نهاد «دولت» را در بانك مركزي خلاصه كرده و از منظر مسئوليتسابق خود طرح ديدگاه كردهاند. اين در حالي است كه «دولت» و عملكرد آن به مفهوم عام كلمه، به مراتب فراگيرتر از حوزه وظايف بانك مركزي بوده و مراد از آن، نتيجه عمليات مالي دولت است. يادآور ميشود خزانه دولت – كه نهادي زيرمجموعه وزارت امور اقتصادي و دارايي است ـ مسئوليت كنترل عمليات مالي دولت، انجام پرداختها و مديريت حسابهاي آن را برعهده دارد. مقايسه وروديها و خروجيهاي خزانه با ذخاير ارزي بانك مركزي و صندوق توسعه ملي اساساً قياسي معالفارق بوده و با هيچ معياري قابل انجام نيست. ضمناً، يادآور ميشود معادل ريالي ذخاير خارجي بانك مركزي طي سالهاي مختلف و بر اساس احكام قانون بودجه كشور به خزانه دولت واريز گرديده و لذا اين ذخاير جزو داراييهاي بانك مركزي بوده و نميتواند در عمليات مالي دولت و تأمين كسريهاي فراوان بودجه مورد استفاده قرار گيرد.
۲ ـ يادآور ميشود اشاره رياست محترم جمهوري در خصوص وضعيت نامطلوب صندوقهاي بازنشستگي و رفاهي هيچ ارتباطي با وضعيت صندوق توسعه ملي ندارد. سازوكارهاي صندوق توسعه ملي توسط قانون به روشني تعريف گرديده و قانونگذار جريان ورودي و خروجي آن را مشخص نموده است. اين در حالي است كه صندوقهاي رفاهي و بازنشستگي در منابع و مصارف و كاركردهاي خود، اهداف كاملاً متفاوتي را دنبال مينمايند. انتساب كاهش حجم بدهيهاي خارجي كشور به عدم گشايش اعتبار اسنادي ريالي نيز جاي بسي تعجب و تأمل دارد. اساساً استفاده از ابزارهاي بدهي خارجي براي تأمين مالي واردات، ارتباط خاصي با ميزان اعتبار اسنادي ريالي دارا نميباشد.
۳ ـ يادآور ميشود محور اصلي انتقادات دولت يازدهم از وضعيت اقتصادي كشور، به وجود بيانضباطيهاي مالي گسترده و فشارهاي دولت سابق براي اجراي طرحهاي عظيم توسعهاي (نظير طرح مسكن مهر) بدون توجه به لزوم وجود منابع لازم و تأمين مالي از محل منابع پرقدرت بانك مركزي باز ميگردد كه موجب افزايش پرشتاب پايه پولي و نقدينگي گرديد كه آثار سوء آن را در قالب تورم فزاينده و بيثباتيهاي بازارهاي دارايي شاهد بودهايم. نگاهي به شاخصهاي رسمي اقتصاد نشان ميدهد كه طي دوره ۱۳۹۱ ـ ۱۳۸۴، بدهي بانكها به بانك مركزي 6/13 برابر و بدهي بخش دولتي به بانك مركزي 6/2 برابر گرديده كه اين امر در اثر عدم توازن مالي دولت و عدم كفايت منابع خزانه رخ داده است. نتيجه چنين رويكردي 4/4 برابر شدن پايه پولي و 5/۰ برابر شدن نقدينگي در كشور بوده كه ضمن تغذيه تورم ۴۰ درصدي كنوني و ايجاد بيثباتي، از طريق ايجاد رشد منفي سرمايه گذاري و توليد امكان ايجاد فرصت شغلي لازم براي سيل عظيم جوانان جوياي كار را از بين برده است. در نتيجه چنين رويكرد ناسالمي در تأمين مالي دولت، عملاً اقشار آسيبپذير و كمدرآمد با بيشترينآسيبدر زمينه قدرت خريد مواجه گرديدهاند و دولت جديد با مشكلات گستردهاي در مديريت اقتصاد كلان و پاسخگويي به نيازهاي معيشتي روبهرو ميباشد. در خاتمه انتظار ميرود مسئولان محترم سابق اقتصادي كشور در اعلام نظرهاي خود به حداقل اصول حرفهاي و موازين كارشناسي توجه كرده و از تحريف واقعيات خودداري نمايند.