اعضاي خانوادهاي قاتل دخترشان را به احترام عيد سعيد غدير بخشيدند. متهم داماد خانواده است و پنج سال قبل مرتكب قتل شده بود.
به گزارش خبرنگار ما، چند روز پيش زن سالخوردهاي به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي رفت و به احترام فرارسيدن عيد غدير از قصاص دامادش اعلام گذشت كرد. زن سالخورده به داديار شعبه گفت: متهم بايد قبول كند كه هر هفته 24 ساعت نوهام به خانه من بيايد. متهم نبايد اصلاً مزاحم خانواده من شود و همچنين هرگز نبايد بر سر مزار دخترم حاضر شود. اين زن سپس رضايتنامه كتبي را امضا كرد.
آغاز ماجرا
نخستين برگههاي اين پرونده 12 مردادماه سال 1387 همزمان با شكايت زني درباره ربودن دخترش توسط پليس ورق خورد. وي گفت: دخترم مهتاب دو سال پيش با پسر جواني به نام شايان ازدواج كرد. ابتدا زندگي خوبي داشتند و هر دو از اين ازدواج راضي بودند تا اينكه مدتي پيش دامادم به حشيش اعتياد پيدا كرد. اعتياد به حشيش او را بد اخلاق كرد به طوري كه كم كم زندگي آنها تحت تأثير آن قرار گرفت و درگيري و اختلاف جايگزين شادي و نشاط شد. او هر شب دخترم را كتك ميزد اما مهتاب به خاطر دختر كوچكش اين زندگي را تحمل ميكرد تا بلكه شوهرش دوباره به زندگي برگردد. اين موضوع ادامه داشت تا اينكه چندي قبل مهتاب از خانه شوهرش قهر كرد و به خانه من آمد. وي ادامه داد: امروز با دخترم براي تعليم رانندگي به آموزشگاهي در خيابان نبرد رفتيم. ساعتي بعد وقتي با ماشين در حال تعليم رانندگي بوديم ناگهان شايان با برادر كوچكترش به نام صمد سوار بر موتور راه را بر ما سد كردند. شايان پيت حلبي پر از بنزين در دستش بود و قصد داشت مهتاب را آتش بزند كه ما مانع او شديم. بعد از اين او دخترم را به زور سوار موتور كرد و با برادرش از محل گريختند.
كشف جسد در باغ
پليس وقتي تحقيقات خود را آغاز كرد، فهميد بعد از اين حادثه شايان به همراه همسرش به طرز مرموزي ناپديد شدهاند اما با دستگيري صمد اين راز بر ملا شد. صمد در بازجوييها گفت: روز حادثه من و برادرم به سراغ همسرش رفتيم. او قصد داشت تا با پيت بنزيني كه داشت همسرش را آتش بزند اما من مانع او شدم. ما مهتاب را سوار موتور كرديم و به كرج رفتيم. در كرج برادرم با همسرش داخل باغي رفتند تا با هم حرف بزنند و از من خواستند بيرون از باغ منتظرشان باشم. ساعتي بعد شايان تنها برگشت. وقتي از مهتاب سؤال كردم مرا تهديد كرد كه در رابطه با اين موضوع با كسي حرف نزنم. من احتمال دادم كه برادرم همسرش را كشته است به خاطر همين بلافاصله به تهران آمدم و به پدرم گفتم تا موضوع را به پليس خبر بدهد. سرانجام پليس سه روز بعد از حادثه جسد مهتاب را در حالي كه پارچه مشكي در دهانش بود و زير شا خ و برگهاي درخت پنهان شده بود، پيدا كرد. پزشكي قانوني مرگ وي را خفگي اعلام كرد. همزمان با تحقيقات چند روز بعد از كشف جسد پليس قاتل فراري را دستگير كرد. وي در بازجوييها با اظهار پشيماني قتل همسرش را قبول كرد. وي گفت: مدتي بود به رفتارهاي همسرم مشكوك بودم تا اينكه وقتي از خانه قهر كرد تصميم گرفتم او را بكشم. متهم بعد از تحقيقات تكميلي در شعبه 80 دادگاه كيفري به قصاص محكوم و رأي دادگاه هم در شعبه 17 ديوان عالي كشور تأييد شد.
برگزاري جلسات صلح و سازش در شعبه اجراي احكام
سپس پرونده متهم براي سير تشريفات اجراي حكم به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي ارسال شد. داديار شعبه اجراي احكام همزمان با سير مراحل قانوني با برگزاري چندين جلسه صلح و سازش تلاش كرد رضايت اولياي دم را جلب كند. سرانجام مادر مقتول رضايتنامه كتبي خود را به داديار شعبه ارائه داد. بدين ترتيب متهم كه چند قدم با چوبه دار فاصله داشت به زندگي دوباره بازگشت.