بهترين هديهاي كه ميتوان به هر مناسبت مثلاً روز جهاني كودك براي كودكان تهيه كرد، اسباببازي است اما چينيها حتي دنياي اسباببازيها هم را هم تسخير كردهاند آن هم با كالاهاي سمي و آلوده! با خريد اسباببازيهاي چيني هم بايد نگران سلامت فرزندانمان باشيم و هم نگران فرهنگي كه با اين اسباببازيها وارد دنياي تخيل آنان ميشود و هدايت سبك زندگيشان را در دست ميگيرد.
اسباببازيها بيترديد يكي از اصليترين ابزار انتقال فرهنگ هستند، اما در بازار كشورمان به سختي ميتوانيد اسباببازيهايي بومي پيدا كنيد در عوض بازار اسباببازي هم مانند بسياري از بازارهاي ديگر كشور در قبضه چينيهاست، آن هم در شرايطي كه پزشكان و كارشناسان در ارتباط با آلودگي اسباببازيهاي چيني به سرب و ديگر فلزات سنگين و ساخته شدن اين اسباببازيها با مواد بازيافتي هشدار ميدهند. روز گذشته نيز يك مقام ارشد سازمان ملل حذف تركيبات سرب از اسباببازيها و رنگهاي نقاشي را خواستار شد چراكه بر اساس آمار سازمان جهاني بهداشت، سالانه 143 هزار نفر در جهان بر اثر قرار گرفتن در معرض اشياي ساخته شده از تركيبات سربي جان ميبازند و سالانه 600 هزار نوزاد نيز به علت مسموميت مادرانشان با سرب، دچار معلوليت شديد ذهني ميشوند به بيان ديگر انگار اژدهاي سرخ در كمين كودكان ما نشسته است و روح و جسم كودكان ايراني را تهديد ميكند.
دارا و ساراي چيني !
هر گاه صحبت از اسباببازيهاي بومي و ملي ميشود در ذهن خيلي از ما تصوير دارا و سارا شكل ميگيرد اما دارا و ساراي ايراني هم ساخت چين است. حدود يك ماه پيش هم مدير بازرگاني كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان از خريداري حدود ۳۰ هزار عروسك «دارا و سارا» از كشور چين خبر داد كه تا پايان سال جاري وارد بازار ميشوند.
آقاي محمدي كه به مناسبت روز جهاني كودك ميخواسته براي دخترش يك عروسك زي زي گولو بخرد درباره مصائب تهيه يك عروسك بومي و مطابق با هويت و سبك زندگي ايراني به «جوان» ميگويد: من براي خريد اين عروسك سه ساعت در مغازههاي اسباببازي فروشي ميگشتم و جالب اينجا بود كه بسياري از والدين نيز دنبال اسباببازيهايي با هويت بومي بودند اما اين تلاش اغلب ناكام ميماند چون حتي عروسكهايي همچون چرا و چيه، كلاهقرمزي و عروسكهاي شكرستان نيز كه از طريق فيلم و برنامههاي تلويزيوني براي خودشان در دنياي كودكان جا باز كردهاند نيز در مغارهها يافت نميشود و اگر هم پيدا شود، قيمتي به مراتب بالاتر از نمونه چينياش دارد.
آغوش باز بازار ايران به روي اسباببازيهاي برگشت خورده
بيش از 95 درصد بازار اسباببازيهاي ايران را اما چينيها تسخير كردهاند درحاليكه واردات اغلب اين نوع اسباببازيها به كشورهاي ديگر ممنوع شده است. چند سال پيش در امريكا نسبت به بيش از 20ميليون اسباببازي ساخت چين كه حاوي رنگهاي سربي و اثراتي از نوعي ماده سمي ديگر بودند، هشدار داده شد زيرا اين نوع اسباببازيها ميتواند در اثر تماس دست كودكان، منجر به صدماتي به كبد، ششها و سيستم هورموني بدن آنها شود و به همين خاطر هم اين كالاها بازگردانده شدند. رعايت نكردن استانداردهاي بينالمللي در توليد اسباببازيهاي چيني سبب شده تا صادرات اسباببازي اژدهاي سرخ به كشورهاي اروپايي هم به مشكل بر بخورد.
مصوبه نظارت بر اسباببازي ميلنگد
بنا به تأكيد دبير شوراي نظارت بر اسباببازي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان نشانههاي بازي با اسباببازيهاي مسموم در كودكان آني بروز نميكند و گاهي اين عوارض 15 سال بعد آشكار ميشود. به گفته وي در برخي موارد به دليل نبود تجهيزات آزمايشگاهي در كشور امكان تست مواد اوليه، رنگ و ميزان سرب به كار رفته در آن وجود ندارد. شوراي نظارت بر ساخت، طراحي، واردات و توزيع اسباببازي كودكان از زير مجموعههاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي نيز هر چند در اين زمينه مصوبهاي دارد كه به سال 77 بر ميگردد اما در اين مصوبه اشارهاي به بحث سلامت نشده و بيشتر به مباحث فرهنگي و ارزشي پرداخته؛ نكتهاي كه هم اكنون سالهاست اجرايي نشده است. دكتر فربد فدايي اما در گفتوگو با «جوان» درباره كاركرد فرهنگي و تأثير اسباببازي در سبك زندگي ايراني- اسلامي، نياز به بازي و سرگرمي را پس از نيازهاي ضروري، دومين نياز اساسي ميداند و ميگويد: كودكان تجربه حضور در نقشهاي گوناگون را ميآموزند و با همين بازي كردنها، جامعهپذيري كودك شكل ميگيرد. به باور اين روانشناس بسياري از اين اسباببازيها نشانهاي از تفوق صنعتي كشورهاي سازنده است يا عروسكهايي كه به شكل مردم كشورهاي غربي ساخته ميشوند و نادانسته كودك را به تقليد از اين فرهنگ وارداتي وادار ميسازند با اين همه هنوز در حوزه اسباببازي در كشورمان هيچ اتفاق خوشايندي نيفتاده است.