تا به حال به اين فكر كردهايد زماني كه تكه كلامها، رفتار و حتي پوشاك هنرپيشههاي نقش اول سريالهاي تلويزيوني تا مدتها به عنوان الگوي رفتاري توسط مردم كوچه و بازار مورد استفاده قرار ميگيرد يا مانند سريالهاي كرهاي اسباب بازي و لوازمالتحرير و حتي لباسهاي كودكانه آن در بازار پخش ميشود، چرا ما هيچ وقت از اين فرصتها براي فرهنگسازي استفاده نكردهايم؟ وقتي فقر مطالعه در كشورمان بيداد ميكند و آمار كتابخواني و زماني كه ما ايرانيان صرف مطالعه ميكنيم هر روز كمتر ميشود، در هيچ كدام از سريالهاي تلويزيوني براي نمونه يك فرد كتابخوان و اهل مطالعه قرار ندادهايم كه براي بينندهها الگو باشد و قهرمانهاي سريالهاي تلويزيوني هر كاري ميكنند غير از مطالعه!
مقام معظم رهبري در ديدارهايي كه از نمايشگاه كتاب تهران دارند، هر بار پيرامون اهميت مطالعه نكاتي را متذكر ميشوند. رهبر انقلاب در يكي از حضورهايشان در نمايشگاه كتاب، به ذكر روش زندگيشان ميپردازند و ميگويند:« در منزل خود من، همه افراد، بدون استثنا، هرشب در حال مطالعه خوابشان مىبرد. خود من هم همينطورم. نه اينكه وسط مطالعه خوابم ببرد. مطالعه مىكنم، تا خوابم مىآيد، كتاب را مىگذارم و مىخوابم.
همه افراد خانه ما، وقتى مىخواهند بخوابند حتماً يك كتاب كنار دستشان است. من فكر مىكنم كه همه خانوادههاى ايرانى بايد اينگونه باشند. توقع من، اين است. بايد پدرها و مادرها، بچهها را از اول با كتاب، محشور و مأنوس كنند. حتى بچههاى كوچك بايد با كتاب انس پيدا كنند.» حال اين سبك زندگي در كدام يك از سريالهاي تلويزيوني به نمايش درآمده است؟ كدام شخصيت مثبت يا قهرمان اصلي فيلم اوقاتش را با كتاب پر كرده است كه مردم ببينند؟ بهتر از روش زندگي مقام معظم رهبري در پرداختن به كتاب، نمونهاي سراغ داريم؟ چرا در نگارش فيلمنامهها به اين نكات توجه نميشود و از روش زندگي رهبر انقلاب الگوبرداري نميشود؟
ما به طور متوسط روزانه مدت زمان طولاني را پاي برنامههاي تلويزيون ميگذرانيم. صدا و سيما با ايجاد شبكههاي جديد سعي ميكند اين مدت زمان را هر روز بيشتر از قبل كند. اما چرا نبايد ايجاد امكان سرگرمي در تلويزيون همراه با فرهنگسازي مطالعه كتاب باشد؟ رهبر انقلاب در سال 75 زماني كه تلويزيون چند شبكه بيشتر نداشت، در بازديد از نمايشگاه كتاب ميفرمايند:«گاهى مىبينيد يك نفر پاى تلويزيون نشسته و منتظر يك فيلم است. تلويزيون آگهى تبليغاتى پخش مىكند و گاهى پخش تبليغات 20 دقيقه طول مىكشد.
يك وقت است كسى به آن تبليغات احتياج دارد؛ اما كسى كه احتياج ندارد آگهيهاى تبليغاتى را ببيند، اين 20 دقيقه را چرا بيكار بنشيند!؟ يك كتاب دمِ دستش باشد، بردارد و 20 دقيقه مطالعه كند. اگر مردم ما عادت كنند كه از اين وقتهاى ضايعشونده براى مطالعه كتاب استفاده كنند، جامعه خيلى پيش خواهد رفت و فرهنگ كشور، خيلى ترقى خواهد كرد.»
از زمان اين سخنان نزديك به 17 سال ميگذرد. آيا طي اين سالها ميلياردها ساعت وقت بينندگان پاي آگهيهاي تلويزيوني هدر نرفته است. چرا كسي به فكر اين نيفتاده كه بايد براي زمانهاي مرده برنامهريزي انجام شود تا مردم ياد بگيرند از وقت شان براي مطالعه استفاده كنند؟ اين روزها همه تقصيرهاي كمبود مطالعه را به گردن گراني كاغذ مياندازند، در صورتي كه اينترنت پر از نسخههاي ديجيتالي كتاب است. شبكههاي اجتماعي ميليونها عضو ايراني دارند كه هر روز به صفحات خود سر ميزنند، اما در ميان زمانهايي كه پاي صفحات وب ميگذرد، چقدر از آن صرف مطالعه ميشود؟ ما نيازمند اين هستيم كه استفاده بهينه از وقت را بياموزيم و آن را به كار بگيريم. فرقي هم نميكند كه از موضع رئيس سازمان صدا و سيما يا مدير يك شبكه به آن نگاه كنيم يا يك شهروند كه وقتهاي آزاد خود را با تلويزيون و اينترنت پر ميكند. نهضت مطالعه كتاب بايد با استفاده از همين وقتهاي به ظاهر مرده و بي استفاده شكل بگيرد، به شرط آنكه رسانههاي جمعي و در رأس آن صدا و سيما فرهنگسازي مطالعه كتاب را با جديت بيشتري پيگيري كند.