مهدي محمدي حكيم |
يكي از مهمترين زيرساختهاي توسعه، ايجاد تحول فرهنگي در همه ابعاد اجتماعي و سياسي و اقتصادي است و در اين ميان واضح است كه ما براي برونرفت از عقبماندگي متأثر از حكومتهاي دستنشانده سابق و نيل به رشد و تكامل، نيازمند تحولات عميق فرهنگي با استفاده از ارزشهاي ديني و انقلابي به عنوان يك وجهه تأثيرگذار و مميز با ديگر جوامع غيرارزشي و غربي هستيم.در عصر حاضر، غرب به لحاظ توسعه كمي و كيفي در تكنولوژي و علوم جديد، يك الگوي پيشرفتي را با فرهنگ متمايز به عنوان يك تجربه موفق در دنياي كنوني معرفي نموده و با ابزارهاي پيچيده تبليغاتي، به وسيله رسانههاي گسترده خويش و با منزوي نمودن مفاهيم ديني، تكيه بر موفقيتآميز بودن تمامي مؤلفههاي خويش و عدول از آن در همه جهات رشد و توسعه، امكانپذير نخواهد بود ارائه نموده است.
مطالب اشاره شده حاكي از اين است كه استعمارگرايان غربي به منظور تحميل الگوي تمدن فرهنگي و توسعه غربي در جوامع غيرغربي و اسلامي كوشيدند تا آنها را با فرهنگ و تاريخ و تواناييهايشان بيگانه نمايند و تلاش ورزيدهاند اين ذهنيت را در جوامع تحت نفوذ خود ايجاد كنند كه علت اصلي عقبماندگي آنان تبعيت از ارزشهاي عميق اسلامي است لذا اگر ملتهاي اسلامي ميخواهند به رشد و توسعه برسند، بايد به فرهنگ غربي و الگوي عملي آن اتكا كنند و با اين ادله كه هر ملتي فراوردههاي مادي و صنعتي آنان را بيشتر مصرف كنند، متمدنتر است چراكه ملتي تا از مفاهيم فرهنگي و ارزشي خود بيگانه نگردد فريفته و شيفته فرهنگ مبتذل و صنعت غربيان نگردد، به تقليد كوركورانه و گرتهبرداري از الگوي توسعه غربي نميپردازد.
شهيد والا مقام مطهري در اين مورد اين گونه ميگويد «استعمار دقيقاً تشخيص داده و تجربه كرده است كه فرهنگي كه مردم مسلمان به آن تكيه ميكنند و ايدئولوژي كه به آن مينازند، فرهنگ و ايدئولوژي اسلامي است، پس مردم از آن اعتماد و حسن ظن بايد تخليه شوند تا آماده ساخته شدن طبق الگوهاي غربي گردند. (شش مقاله، ص 276، انتشارات صدرا)
از اين سو تحولات انقلاب اسلامي ايران با استفاده از مؤلفههاي عميق فرهنگ ديني و تكيه بر آموزههاي ناب اسلامي توسط رهبري حكيم، در جهت بطلان يكهتازي تئوري پيشرفت و تحقق توسعه صرفاً از منظر غرب شكل ميگيرد. توسعه از منظر فرهنگ ديني و ارزشي فرهنگي است، ناظر به همه ابعاد زندگي مادي و معنوي انسان و در ايدئولوژي اين فرهنگ، زندگي دنيوي انسان را با مؤلفههاي در امنيت و آرامش رواني هدايت كرده و نسبت به تأمين سعادت دنيا و رستگاري در عالم آخرت داراي برنامه است.
جهان غرب به خوبي متوجه شده است كه فرهنگ عميق اسلامي با رويكردهاي عظيم اخلاقي و معنوي خود، اگر امكان تحقق كامل خويش را به عنوان تمدن اسلامي به دست آورد به طور قطع، تأثيرگذار در همه عرصههاي جهان امروز به ويژه فتح قلههاي عظيم علمي خواهد بود و آنان را به طور قطع در اين عرصه نيز عقب خواهند راند؛ فلذا دست از تلاش برنداشته و براي از بين بردن اين فرهنگ از هيچ عملي دريغ نميكند.
غرب دوست ندارد فرهنگ اسلام با محوريت دين ترقي و پيشرفت كند و به عنوان يك رقيب در سطح جهاني ظهور نمايد و آموزههاي مترقي ديني براي كشورهاي اسلامي و غيراسلامي به عنوان يك الگوي مناسب در بيايد و با انگاره، براي كند نمودن موتور توسعه و تكامل فرهنگي انقلاب اسلامي اقدام به ايجاد فرآيندهاي متعدد و با طراحي فهرست عظيمي از اتهامات عليه انقلاب اسلامي همچون ناقض حقوق بشر و منفي جلوه دادن اقدامات هستهاي در جهت نيل به سلاحهاي اتمي و با تروريسمپروري كشورهاي غربي به ويژه امريكا اقدام بهكشتن شخصيتهاي علمي و ارزشي در جهت كمرنگ نمودن تأثيرات فرهنگ اسلامي با كمك ابزارهاي گسترده رسانهاي و تبليغاتي خويش ميكنند.
و به همين جهت، غرب عظمت و عزت اين فرهنگ را توسط علماي خويش به خوبي يافت نموده و در همين فضا، تقابل و ستيز همهجانبه غرب با پيشرفت و تكامل فرهنگ اسلامي در قلمروي فرهنگ و ارزشها شروع و برنامهريزي نموده است.
غرب با استفاده از ابزارهاي پيشرفته رسانهاي همچون گسترش سينماي هاليوود و تكثير قارچگونه شبكههاي مبتذل ماهوارهاي و با بهكارگيري فضاهاي مجازي اينترنتي همچون فيسبوك و... به عنوان سلاحهاي عملياتي خويش وارد عرصه نبرد و به تعبيري حكيمانه، شبيخون فرهنگي شده است.
بنا به مطالب گفته شده، در راستاي خنثيسازي هجمههاي گسترده غرب در ابعاد متفاوت، بايد به اصل خودباوري فرهنگي و ارزشهاي ناب فرهنگ اسلامي و ايراني و استخراج و به منصه ظهور رساندن اين مفاهيم در جايجاي زندگي افراد جامعه، اقدام كنيم و به رنگ زيباي عمل درآوريم چراكه هرچقدر از باورهاي فرهنگي خويش دور افتيم به طور قطع به دامهاي گسترده غرب نزديكتر خواهيم شد.