کد خبر: 617088
تاریخ انتشار: ۳۰ مهر ۱۳۹۲ - ۱۰:۳۸
روايتي از زندگي جهادي حاج حبيب لك‌زايي در اولين سالگرد شهادتش
صغري خيل‌فرهنگ

حبيب دل‌ها را هم جهادگران جنگ سخت ديروز مي‌شناسند و هم جهادگران نسل امروز و جنگ نرم، بچه‌هاي جهادي با ديدنش جاني تازه مي‌گرفتند. نگاه نافذ، متانت و ايمان و اراده‌اش از ياد افرادي كه با او برخورد داشته‌اند، نمي‌رود. تلاش‌ها و مجاهدت‌هايش از ياد مردم استان سيستان و بلوچستان نمي‌رود. بيانات شيوا و كلمات رسايش در جاي‌جاي اين استان براي هميشه طنين‌انداز است. جانباز شهيد سردار حبيب لك‌زايي يكي از همان سربازان در قنداق امام خميني(ره) بود كه در سال 1342 متولد شد و همگام و همراه با پدر در عرصه سياسي و اجتماعي فعاليت كرد. روح بلندش چنان با ارادت به اهل بيت(ع) و ولايت عجين شده بود كه ولايتمداري‌اش تا اينگونه در كلامش متبلور مي‌شود كه «انساني كه محبت به امام زمان(عج) داشته باشد قطعاً مطيع امام زمان(عج) است و اطاعت از امام زمان(عج) مي‌كند و انساني كه مطيع امام زمان(عج) باشد، قطعاً مطيع ولايت فقيه و مطيع حضرت آيت‌الله العظمي امام خامنه‌اي است.» حاج حبيب لك‌زايي كه در طول دوران دفاع مقدس سابقه شركت در عمليات‌هاي متعددي را داشته، در سال 67 در منطقه عملياتي شلمچه از ناحيه چشم، پهلو، سر، گردن و پا به شدت مجروح مي‌شود، به طوري كه ساير همرزمان وي كه اسير شدند تصور مي‌كردند، او شهيد شده است و در اردوگاه اسرا براي وي مراسم ختم گرفتند اما حاجي بعد از مداوا و تلاش پزشكان در بيمارستان آيت‌الله كاشاني اصفهان به عنوان شهيد زنده به زندگي بازگشت. از قول وي نقل شده است كه از كربلاي5 به بعد، خدا به او براي زندگي وقت اضافه داده است و لذا بايد آن را وقف خدا كند. آري سرداري كه بحق حبيب دل‌ها شد و بارها مورد تهديد فرقه وهابيت قرار گرفت، جانباز 77 درصدي بود پس از 24 سال تحمل رنج و مرارت جراحت‏هاي دوران دفاع مقدس، ظهر روز سه‌شنبه 25 مهر 1391 در بيمارستان بعثت تهران آسماني شد.

سال‌ها از جنگ مي‌گذشت اما روح بلند متعالي حبيب آرام و قرار نداشت و همچنان در جبهه فرهنگي در تلاش بود. جانباز نمونه كشور مدال افتخار مبارزه با تهاجم فرهنگي كشور را بر سينه داشت و در سال 1370 به پاسداشت مجاهدت‌هايش در حراست از مرزهاي كشور مورد تقدير امام خامنه‌اي قرار گرفت. حبيب لك‌زايي همواره در تلاش بود تا دندان طمع و چشم متجاوزان را از مرزهاي كشور دور نمايد. مردان مبارز و سربازان گمنام امام زمان(عج) رشادت‌هاي سردار لك‌زايي را در مبارزه با اشرار در سال 1370 و پس از آن فراموش نخواهند كرد. متن زير گذري بر زندگي اين شهيد از زبان همرزمانش است.
 
 

* محبوب اهالي سيستان و بلوچستان

سردار حبيب لك‌زايي از سال‌هاي 1369 تا 1379 فرماندهي سپاه زابل را برعهده داشت. از سال 1379 تا سال 1386 در سمت معاونت هماهنگ‌كننده منطقه مقاومت سپاه سيستان و بلوچستان خدمات فراواني را انجام داد. سرانجام بعد از شهادت رفيق و همراه خويش شهيد محمدزاده فرماندهي سپاه سلمان را برعهده گرفت تا سلاح دوست و همرزمش بر زمين نماند.

تك‌تيرانداز گردان كميل لشكر 41 ثارالله قلمي روان داشت كه در عرصه امر به معروف و نهي از منكر، نماز و مهدويت، مقالات و آثار ارزشمندي از خود به يادگار گذاشت. در نهايت اين فعال نمونه مهدوي در هشتمين همايش بين‌المللي دكترين مهدويت مورد تجليل قرار گرفت. وي در ششمين اجلاس سراسري نماز به عنوان نگارنده مقاله برتر انتخاب شد.

سردار حبيب لك‌زايي در تشكيل بسيج خواهران، راه‌اندازي بسيج دانشجويي، آغاز فعاليت بسيج طلاب و تشكيل بسيج اصناف در شهرستان زابل نقش اساسي و ارزشمندي را ايفا كرد.

او محبوب مردم و اهالي استان سيستان و بلوچستان بود. حاجي در تحقق وحدت بين سني و شيعه مجاهدت‌هاي فراواني از خود نشان داد. سركشي مداوم از خانواده‌هاي شهدا و حل مسائل و مشكلات‌شان از برنامه‌هاي اصلي زندگي اين سردار مبارز بود.

حاج حبيب هميشه در تمامي صحنه‌هاي مبارزه جنگ سخت و جنگ نرم حضور فعالانه داشت و در نهايت بندگي در 25 روز از اولين ماه از فصل پاييز سال 1391 و در سومين سالگرد شهادت دوستان ديرينه‌اش سرداران شهيد نورعلي شوشتري و رجبعلي محمدزاده، در حال انجام مأموريت به دليل وخامت و شدت جراحات به يادگار مانده از سال‌هاي جنگ شربت شيرين شهادت را سركشيد و به لقاءالله پيوست.

شهيد سردار حبيب لك‌زايي كه پيرو شهداي وحدت، امنيت و خدمت سال‌ها مبارزه كرد، آيه شريفه من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم ... را به منصه ظهور رساند و در نهايت عبوديت آسماني شد.

* سردار سيدحسن مرتضوي، فرمانده سپاه سلمان استان سيستان و بلوچستان

- گلچين شده دست يار

سردار سيدحسن مرتضوي، فرمانده سپاه سلمان استان سيستان و بلوچستان مي‌گويد: سيستان و بلوچستان مهد دليرمردان زيادي است اما سردار لك‌زايي نقطه عطف و چكيده رزمندگان، جانبازان و ايثارگران سيستان و بلوچستان است. ايشان تلاش نمود تا فاصله خود را با شهدا كم كند و ويژگي‌هاي شاخصي را كه در شهدا شناسايي و پيدا كرده بود چون سعه‌صدر، ولايت‌پذيري، ايثار و تلاش خالصانه در عمل جاري كرده و در بالا بردن مشاركت همگاني و عملياتي نمودن امور بر جاي مانده بهره‌مند شود.

او خالصانه تلاش كرد و اگر ما توفيق شهادت نداشتيم اما تقدير الهي اين بود كه ايشان را گلچين كرده و از ما جدا نمايد.

* سردار حميد خراساني، مسئول سازمان بسيج سازندگي

- مرهم زخم‌هاي ناسور

به قول سردار حميد خراساني، مسئول سازمان بسيج سازندگي اين شهيد از افتخارات نظام مقدس جمهوري اسلامي و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است كه از خطه سيستان و بلوچستان رشد كرد و رهسپار ميدان نبرد شد. سردار لك‌زايي از آن جمله شهدايي است كه سال‌هاي طولاني مقدمات شهادت را براي خودش فراهم نمود. هر مشكلي كه در استان سيستان و بلوچستان لاينحل بود، با ايشان مطرح مي‌شد، با آرامش،‌ متانت و صبر با آن مواجه و مشكل را حل مي‌نمود. ايشان مسئوليت‌پذير بود. سخت‌ترين كارها را با كمترين منابع و امكانات انجام مي‌داد.

شهيد حبيب لك‌زايي از خانواده‌اي روحاني و مذهبي بود. پدر بزرگوارشان يكي از بسيجيان حوزوي استان و از بزرگاني كه همواره در حل مشكلات مردم در تكاپو بود. مردم براي حل اختلافات خود به آنها رجوع مي‌نمودند. ايشان در مدت خدمت خود خدمات فراواني را انجام دادند. عشاير و طوايف مختلف ايشان را مي‌شناختند. شهيد ميرحسيني قائم مقام لشكر 41 ثارالله از دوستان و همرزمان شهيد لك‌زايي بودند كه ارتباط خوبي با هم داشتند. تمام تلاش اين سرداران شهيد اعزام بسيجيان و تكميل نيروهاي گردان‌هاي لشكر 41 ثارالله بود. ايشان قدم‌هاي بزرگي را براي اعزام نيرو به جبهه برداشتند.

* سرهنگ اكبري، همرزم شهيد

- پدري براي شهيدان

سرهنگ اكبري، همرزم شهيد مي‌گويد: لك‌زايي همت عجيبي داشت. در حادثه تاسوكي خودش را خيلي زود از زابل رساند. تمام تلاش شهيد اين بود تا مجروحان را به بيمارستان برساند. در شب حادثه تاسوكي متوجه شهادت داماد و فرزندش شدم وقتي با ايشان تماس گرفتم پرسيدم ميان شهدا آشنايي هم ديده مي‌شود!

ايشان گفتند:‌ بحث آشنا و غيرآشنا نيست، فقط آمبولانس برسانيد تا مجروحان حادثه را به زابل برسانيم. ايشان فرزندش را هم همراه ديگر مجروحان به بيمارستان منتقل نمود. رفتم براي عرض تسليت. ايشان گفتند: بچه‌هاي من هم چون ديگر عزيزان شهيد فرقي با هم ندارند. من ديدم كه دلسوزي ايشان نسبت به شهداي ديگر حادثه بيشتر بود.

* حجت‌الاسلام والمسلمين علي‌زاده، مسئول نمايندگي ولي فقيه قرارگاه ثارالله

- عاشق شهادت

حجت‌الاسلام والمسلمين علي‌زاده، مسئول نمايندگي ولي فقيه قرارگاه ثارالله در مورد شهيد مي‌گويد: سردار حبيب لك‌زايي بعد از دقايقي در صحنه حادثه تاسوكي حاضر شدند، در ميان شهدا با پيكر شهيد نعمت‌الله پيغان دامادش و فرزندش مسلم لك‌زايي مواجه شد. شهادت اين عزيزان حكمتي بود تا اين بزرگوار از لحاظ روحاني و معنوي هرچه بيشتر آمادگي پيدا كند، براي آسماني شدن خودش زيرا عاشق شهادت بود. سردار حبيب لك‌زايي از مسئولان ارشد سپاه استان بود. ما با هم جلسات زيادي داشتيم. ايشان بسيار به مسائل عميق نگاه مي‌كردند. روي مباحث با توجه و درايت ويژه تأمل مي‌نمود.

جمعيت قابل توجهي از قبايل و طوايف سيستان و بلوچستان به ويژه اهل سنت در مراسم تشييع پيكرشان شركت داشتند. حضور مردم نشان از قدرشناسي آنان از خدمات اين سردار داشت. مردم علاقه‌اي ويژه به اين شهيد داشتند و مردم به او عشق مي‌ورزيدند.

* سرهنگ حمزه دهقان مديركل حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس استان سيستان و بلوچستان

- تعبد، تعهد و مديريت رموز موفقيت شهيد

سرهنگ حمزه دهقان مديركل حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس استان سيستان و بلوچستان در مورد شهيد مي‌گويد: شهيد حبيب لك‌زايي شخصيتي بودند كه سه ويژگي عمده داشتند، اولين ويژگي ايشان تعبدشان بود. دومين ويژگي تعهد و تخصص ايشان بود و سومين ويژگي شهيد مديريت و نظم در امور بود.

سردار لك‌زايي همواره در برابر مشكلات صبور بوده و از خود بردباري نشان مي‌دادند و مسائل را با مديريت صحيح و مشورت با اهل شور حل مي‌نمود. ايشان مسئوليت ستاد امر به معروف و نهي از منكر استان را پذيرفتند. در ادامه فعاليت توانست، تحول اساسي و عظيمي در استان در رابطه با اين فريضه به وجود آورد. اخلاص در عمل و خستگي‌ناپذيري شهيد رمز موفقيت او شده بود.

* دكتر حجت‌الاسلام والمسلمين نجف لك‌زايي برادر شهيد

- زيارت خانواده شهدا در رأس همه امور

دكتر حجت‌الاسلام والمسلمين نجف لك‌زايي برادر شهيد مي‌گويد: خانواده‌اي كه ما در آن رشد كرده و تربيت شده بوديم، خانواده‌اي متدين و روحاني بود. اولين موضوعي كه ما با آن آشنا شديم، مباحث قرآني و اهل بيت(ع) بود. مسجد حكيم در سيستان و بلوچستان مهد تلاش و فعاليت شهيد حبيب لك‌زايي و پدرم بود. چاپ، انتشار و توزيع اعلاميه امام خميني(ره) و بسياري ديگر از فعاليت‌هاي ايشان خار چشم ساواك و عوامل رژيم شاهنشاهي شده و در تلاش بودند تا پدر و برادرم را دستگير و اعدام نمايند. برادرم بيش از 60 تركش در بدن خود از دوران مبارزه و دفاع مقدس به يادگار داشت.

شعار وحدت، امنيت و خدمت در نظر ايشان اين‌طور تفسير مي‌شد كه اگر وحدت نباشد، امنيت هم نخواهد بود، اگر امنيت وجود نداشته باشد، خدمت هم نخواهد بود. وحدت بايد براساس الله شكل بگيرد كه خود ما هم بايد معتقد به فضايل اخلاقي و توحيد باشيم و همه اين خصايص را در رفتارهايمان جاري و ساري كنيم. سركشي به خانواده‌هاي شهدا يكي از كارهاي بسيار مورد علاقه و توجه برادرم در طول حمايت شريفشان بود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار