مكتب سياسي حضرت امام خميني (ره)، يا همان خط امام، نقشه راه انقلاب اسلامي براي نيل به آرمانها و تحقق اهداف است. يكي از بزرگترين دستاوردهاي حركت الهي آن عزيز سفر كرده، تبيين اسلام ناب محمدي (ص) همراه با شاخصسازي براي آن و جداسازي اسلام واقعي از اسلام امريكايي، با تعيين قلمرو و شفافسازي مرزهاي اين دو نوع اسلام بود. حضرت امام (ره) با تكيه بر اسلام ناب بود كه توانست بر دلها حكومت كند و با به حركت در آوردن ميليونها ايراني، انقلاب اسلامي را به پيروزي برساند.
آرا و انديشهها و مواضع آن حضرت، منشأ تحولات عظيمي در عصر حاضر شده و اين مهم، سردمداران نظام سلطه را به شدت وحشتزده كرده است. تحولات عصر حاضر، همانند تحولات بزرگي بود كه در پي نهضت پيامبر عظيمالشأن اسلام در شبهجزيره عربستان رخ داد. اينك صيانت از سيره نظري و عملي حضرت امام (ره) به عنوان يك ضرورت و فريضهاي مهم، در كانون توجهات پيروان راستين اسلام ناب محمدي (ص) قرار گرفته است. علت بروز نگرانيها در امر صيانت از انديشهها و مواضع راهبردي رهبر كبير انقلاب اسلامي، هويدا گشتن نشانههايي مبني بر در معرض خطر تحريف قرار گرفتن خط امام (ره) است. «تحريف» بزرگترين خطري است كه در شرايط كنوني، «خط امام» را تهديد ميكند. «تحريف» همان خطر بزرگي است كه بلاي جان اسلام ناب و واقعي در دوران پس از رحلت پيامبر عظيمالشأن اسلام گرديد و در نهايت مسلمانان را به خاك مذلت كشاند. اين جملات قصار حضرت روحالله را جدي بگيريم كه در صدر وصيتنامه سياسي – الهي خويش، نوشتند كه در صدر اسلام بيشترين ضربهها را به اسلام، با نام اسلام زدند. در صدر اسلام، بيشترين ضربهها را به قرآن، با نام قرآن زدند. براي هر شنونده اين كلمات قصار، اين سؤال به وجود ميآيد كه چگونه با نام اسلام و با نام قرآن، به اسلام و قرآن ضربه زدند و چه كساني اين كار را انجام دادند. پاسخ را خود حضرت امام (ره) ميدهند. با «تحريف دين و قرآن»، بزرگترين ضربهها به اسلام و قرآن زده شد. اكنون چنين خطري، به كمين براي ايجاد «انحراف» در خط امام نشسته است.
در دوران فتنه 88، انديشههاي حضرت امام و ارزشمندترين ميراث گرانبهاي آن عزيز يعني «ولايتفقيه» و «جمهوري اسلامي» مورد هجوم واقع شد و كساني با عنوان هواداران موسوي و كروبي مدعي خط امام، شعارهاي «مرگ بر اصل ولايت فقيه» سر دادند، اما در چنين فضايي مسئولان و اداره كنندگان مؤسسه، نه تنها هيچ اقدامي براي مقابله با فتنهگران انجام ندادند، بلكه صدا و سيماي جمهوري اسلامي را به خاطر توليد برنامه «شاخص» بر مبناي كلام امام محكوم ساختند. نامه اعتراضي سيد حسن خميني به آقاي ضرغامي در خصوص برنامه «شاخص» ميتواند از حال و روز مؤسسهاي خبر دهد كه قرار است از مكتب و سيره نظري و عملي حضرت امام (ره) صيانت نمايد.
در اين روزها، قدرتگرايان و دنياطلبان به شكل ديگري تحريف خط امام (ره) را در دستور كار خود قرار دادهاند، يكي به تحريف ديدگاههاي حضرت امام در خصوص شيطان بزرگ و امريكاي جنايتكار روي ميآورد و ديگري مواضع عجيب و غريبي را در موضوع حجاب به آن عزيز نسبت ميدهد. عجيبتر آنكه، اينان از ياران، نزديكان و منسوبين امام نيز هستند! برخي از نوادگان امام كه هر آنچه دارند از بركت امام است، دنبال برپايي انقلاب رنگها براي تابوشكني در خصوص چادر مشكي هستند و برخي ديگر با نسبتهاي ناروا به آن حضرت دل خانوادههاي شهدا را خون ميكنند!
البته پيدايي انحراف در نوادگان و نتيجههاي بزرگي همانند حضرت روحالله، ذرهاي از عظمت و جايگاه والاي آن عزيز كم نميكند؛ همانطور كه انحراف در فرزند نوح پيامبر، از مقام و عظمتش ذرهاي نكاست. نگرانيهاي كنوني دلدادگان خميني و هزاران هزار خانوادهاي كه با اشاره خميني و با عشق به خميني در مسير اسلام ناب، عزيزانشان را به قربانگاه فرستادند، سكوت مرگبار مؤسسه در قبال تحريفات است. بر عمق اين نگرانيها زماني افزوده ميشود كه آشكار گردد دستاندركاران مؤسسه و متوليان امر، بعضا خود دچار فساد شده و از مسير روحالله فاصله گرفتهاند. بر دامنه اين نگرانيها، زماني افزوده ميشود كه آشكار گردد باند مهدي هاشمي معدوم و سينهچاكان منتظري معزول، در مؤسسه براي انتقامگيري از حضرت امام (ره) و فرزندان راستين و معنوياش، لانه كردهاند.
اگر آنچه در خصوص مؤسسه گفته شد و ميگويند صحت دارد،بايد كاري كرد. مؤسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني (ره)، يك موسسه با جايگاه حقوقي و برخوردار از امكانات بيتالمال و بهرهمند از بودجه دولتي است. اين مؤسسه، ميراث خانوادگي نيست كه هرطور ورثه خواستند با آن معامله كنند.
آن جمله حضرت امام (ره) كه فرمودند ملاك حال فعلي افراد است، براي همگان از جمله منسوبين به آن حضرت نيز صدق ميكند. با اين ملاك،بايد كساني عهدهدار توليت مؤسسه گردند كه حاضرند با تمام وجود خود را وقف صيانت از خط امام كنند و به آرمانهاي امام و اهداف امام اعتقاد قلبي دارند.
براين اساس، به نظر ميرسد تا زمان نگذشته و فرصتها از دست نرفته و خسارتهاي بيشتر به بار نيامده، بايد براي ايجاد يك تحول اساسي در مديريت مؤسسه كاري انقلابي كرد؛ كاري انقلابي از همان جنس كارهايي كه حضرت روحالله براي حفظ اسلام، حفظ انقلاب و حفظ نظام مقدس جمهوري اسلامي انجام ميداد. برخورد قاطع، صريح و بيپرده حضرت امام (ره) با نوه خود يعني سيد حسين خميني فرزند شهيد حاج آقا مصطفي خميني در سالهاي اول انقلاب، براي چه و چگونه بود؟ برخورد قاطع حضرت امام (ره) با موضوع سيد مهدي هاشمي براي چه و چگونه بود؟ برخورد قاطع حضرت امام (ره) با حاصل عمرش يعني آقاي منتظري براي چه و چگونه بود؟ تمامي اين برخوردها براي حفظ اسلام و انقلاب بود.
به نظر ميرسد در شرايط حاضر، براي حفظ خط امام در جامعه كه همانا خط امام، خط اسلام ناب محمدي (ص) است، بايد با افراد خاطي و منحرف از مسير اسلام و خط امام، اقدامي انقلابي از سوي متوليان امر صورت پذيرد. اين اقدام انقلابي، تعيين تكليف براي چگونگي اداره شايسته مؤسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني (ره) در نظام جمهوري اسلامي است.