
دعواي چند پسر جوان بر سر دوستي با يك دختر پايان خونيني را رقم زد. يكي از پسران به كام مرگ رفت و پسر ديگري دستگير شد و پشت ميلههاي زندان قرار گرفت.
زماني كه بين دو يا چند نفر اختلاف پيش ميآيد يك تماس با شماره 110 ميتواند مشكلات زيادي را حل كند. البته به شرط اينكه مأموران پليس به موقع در محل حاضر شوند و انگيزه كافي هم براي حل كردن مشكل داشته باشند. همين دير رسيدن و نداشتن انگيزه باعث شده خيلي از مردم به جاي تماس با پليس سعي كنند به هر قيمت كه شده خودشان اختلاف پيشآمده را حل كنند. هر چند هميشه بخت با آنها يار نيست و ممكن است ماجرا پايان خونيني داشته باشد.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 18 و 30 دقيقه عصر روز دوشنبه 18 شهريور ماه مأموران پليس از طريق تماس شهروندي در جريان درگيري خونين تعدادي پسر جوان در پارك لاله قرار گرفتند. لحظاتي بعد تيمي از مأموران براي تحقيق عازم محل حادثه شدند. تحقيقات اوليه نشان داد 11 پسر جوان با هم درگيري خونيني را در پارك رقم زدهاند كه در جريان آن سه نفر از آنها به شدت زخمي و به بيمارستان منتقل شدهاند. مأموران پليس وقتي براي بررسي بيشتر به بيمارستان رفتند متوجه شدند يكي از مجروحان حادثه كه پسر 18 سالهاي به نام احمد بود بر اثر شدت جراحت جان باخته است. با مرگ پسر جوان پرونده وارد مرحله تازهاي شد و قاضي محمدشهرياري بازپرس كشيك ويژه قتل از دادسراي امور جنايي به همراه كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي در محل حاضر شدند. در نخستين گام يكي از مجروحان حادثه گفت: ساعتي قبل يكي از دوستانم به نام افشين با من تماس گرفت و گفت ميخواهد با يكي از بچههاي محل به نام پرويز دعوا كند و از من خواست تا در درگيري شركت كنم. من هم قبول كردم و خودم را به محلي كه افشين نشانياش را داد، رساندم. وقتي به آنجا رسيدم سه نفر ديگر از بچههاي محل آمده بودند. بعد هم هر پنج نفر راهي پارك لاله شديم تا در آنجا با پسري كه با افشين قرار داشت، دعوا كنيم. وقتي به پارك رسيديم طرف مقابل هم با پنج نفر از دوستانش منتظر ما بودند. ما با هم درگير شديم كه در اين ميان من و دو نفر ديگر زخمي شديم كه يكي از آنها مقتول بود.
مأموران سپس پرويز و افشين را دستگير و از آنها تحقيق كردند. پرويز در بازجوييها گفت: مدتي قبل در پارك با دختري به نام مهسا آشنا شدم. ارتباط ما ادامه داشت تا اينكه به هم علاقهمند شديم. روز حادثه وقتي با تلفن همراه مهسا تماس گرفتم، پسر جواني گوشي او را جواب داد. او ادعا كرد كه مهسا دختر مورد علاقه اوست و از من خواست مزاحم نشوم. بعد هم پشت تلفن با هم مشاجره كرديم و براي دعوا در پارك لاله قرار گذاشتيم. من با مقتول و پنج نفر ديگر از دوستانم تماس گرفتم و آنها هم براي درگيري در پارك لاله به من ملحق شدند. وقتي با هم درگير شديم، ناگهان يكي از دوستان افشين با چاقو ضربهاي به احمد زد كه نقش بر زمين شد و آنها فرار كردند.
افشين هم در بازجوييها گفت: مهسا با دختر موردعلاقه من كه الهام نام دارد، دوست است. روز حادثه ما در حال قدم زدن در خيابان بوديم كه پرويز با گوشي مهسا تماس گرفت. مهسا گوشياش را به من داد و خواست جواب بدهم و پرويز را اذيت كنم. من هم قبول كردم اما فكر نميكردم كه اين شوخي منجر به اين حادثه شود.
وي ادامه داد: بعد از مشاجره لفظي من با چهار نفر از دوستانم به پارك رفتم كه هنگام درگيري يكي از دوستانم به نام طالب با چاقو مقتول را هدف قرار داد.
بعد از انجام تحقيقات اوليه، مأموران پليس متهمان ديگر و قاتل فراري را دستگير كردند. متهم در بازجويي با اظهار پشيماني به قتل احمد اعتراف كرد. وي گفت: من به هواخواهي از دوستم وارد درگيري شدم و نميدانستم براي چه وارد دعوا شدهام كه ناگهان در نزاع چاقويي به طرف مقتول پرتاب كردم و او نقش بر زمين شد. بعد از اين خيلي ترسيدم و براي اينكه شناسايي نشوم، موهاي سرم را از ته زدم اما مدتي بعد توسط پليس شناسايي و دستگير شدم. وي در پايان گفت: كاش من هرگز در اين درگيري كه به خاطر يك شوخي بود، شركت نميكردم تا اين چنين سرنوشت تلخي برايم رقم بخورد. تحقيق از متهمان به دستور قاضي شهرياري توسط كارآگاهان جنايي ادامه دارد.