صبا خوبان | شعله شمعي در معرض باد و توفان بوده. ميگويند عمر به اندازه يك پلك زدن است و ما سادهباورانه چند بار پلك ميزنيم و انگشت اعتراضمان را بالا ميگيريم كه ديديد! ديديد اشتباه فكر ميكرديد. ديديد پلك زديم و عمر تمام نشد اما آنها كه عمري را مثل برق و باد پشت سر گذاشتهاند آرام به ما و خامي مستتر در قلب و ذهن ما ميخندند. آنها كه از دانشگاهها فارغالتحصيل شدهاند ميگويند فصل دانشجويي به اندازه يك پلك زدن است. تا بخواهي به خودت بجنبي 4 سال و 6 سال و بيشتر تمام شده است. به تعبير حضرت علي عليهالسلام، فرصتها همچون ابرها در گذرند و آن كه در چهارراه فصلها هنوز قرار نيافته و قرارهاي آرامبخشي را با خود نبسته سخت بايد مراقب كلاهش باشد كه در بازار پررنگ و لعاب دنيا كلاه از سرش برندارند. دانشگاهها در آستانه بازگشايي هستند و برخي از مراكز آموزش عالي هم يكي دو هفته زودتر از تقويم معمول، برنامههاي آموزشي خود را آغاز كردهاند. مطلبي كه در پيش رو داريد ماحصل گفتوگوهايي كوتاه با چند كهنه دانشجو است كه همچنان بيرون از دانشگاه ميآموزند و ارتباطهايي بيواسطه و باواسطه با دانشگاهها دارند. از ميان آن همه چند نكته را كه به نظر ميرسد ميتواند براي دانشجويان مفيد باشد اشاره ميكنيم.
زندگي خوابگاهي يك جور مناسك جمعي است
دانشگاه مثل جامعه يك محيط چندوجهي و منشورگونه است. دانشگاه صرفاً در كلاس و پشت صندلي نشستن خلاصه نميشود. اگر آرام گوش كنيد دانشگاه آرامآرام بسياري از مهارتهاي اجتماعي و فرهنگي را به شما ياد خواهد داد. بسياري از دانشجويان در طول دوران تحصيل خود مدام از كمبودها مينالند اما به اين توجه نميكنند كه همين كمبودها تكنيكهاي زندگي را به آنها ياد ميدهد. بسياري از دانشجويان مينالند و انتظار دارند خوابگاه آنها همان امكانات و انبساطي را داشته باشد كه خانه پدريشان دارد اما به اين فكر نميكنند كه خوابگاه يك جور مناسك جمعي است. خوابگاه فضايي را فراهم ميكند تا با قوميتها و زبانها و لهجهها و روحيهها آشنا شوي. بداني اگر دوست هماتاقيات روحيه پرخاشگري دارد چگونه بايد با او بسازي. چگونه با روحيهها از در سازش و مدارا وارد شوي. اين انصافاً كم مهارتي نيست و اگر كسي چه دانشجويان دختر و چه دانشجويان پسر در طول زندگي خوابگاهي بتوانند در فضاهاي تنگ و اتاقهاي كوچك با مدارا و صلح با هم زندگي كنند آرامآرام اين مهارتها و آموختهها را با خود به دل زندگي مشترك يا محيطهاي كاري هم خواهد برد.
از ورزش و ورزيدگي جسمي و ذهني غافل نشويد
يك توصيه مهم به دانشجويان جديدالورود اين است كه از فعاليتهاي فوقبرنامهاي غافل نشوند. به ويژه ورزش كه ميتواند پويايي جسمي و ذهني را با خود به دنبال داشته باشد. از ياد نبريد كه دانشگاه يكي از شيرينترين فصلهاي زندگي انسان است و مسلماً بخش قابل توجهي از زمان شما بايد صرف تفريحات و ورزش و امور مورد علاقه تعالي بخش شود. دانشجويان در اين زمينه هم معمولاً شروع به ناله و شكايت ميكنند كه امكانات ورزشي مهيا نيست و نظاير آن. واقعيت آن است كه در دورافتادهترين شهرها هم اگر درست سر بچرخاني امكانات فراواني خواهي يافت. فرض بگيريم كه دانشگاه محل تحصيل شما حتي صندلي هم ندارد و با صندليهاي پارچهاي تاشو كه از خانه آوردهايد به دانشگاه ميرويد. بالاخره در آن شهر محل تحصيل شما يك پارك كوچك براي دويدن بايد باشد. اگر يك پارك كوچك هم وجود ندارد بالاخره در 5 كيلومتري يك آبشار كوچك، يك كوه و يك فضاي ييلاقي بايد باشد. امكان ندارد روي زمين نقطهاي پيدا شود كه نتوان به هيچ عنوان از آن استفاده كرد.
كارگردان صفر تا صد زندگيتان باشيد
اول از همه به اين موضوع توجه كنيد كه اصلاً نام و صفت شما براي حضور در دانشگاه چيست؟ بارها و بارها از خود بپرسيد براي چه به دانشگاه آمدهايد؟ نه پدر و نه مادر و نه استاد و نه دانشگاه و سيستم آموزش عالي را درگير اين پرسش نكنيد. به جد به اين باور قلبي برسيد كه مسئول صفر تا صد زندگيتان هستيد و ميخواهيد از حالا يك زندگي را با همه فراز و نشيبها، چالشها و سايه روشنهايش كارگرداني و رهبري كنيد. اگر اين گونه بينديشيد آن وقت منفعلانه به خود و پيرامونتان نخواهيد نگريست. اين ذهنهاي منفعل ماست كه دائم انتظار دارد دانشگاه و استاد و آموزش عالي با پاي خودش بيايد به سمت ما و به رنگ آرزوها و درخواستهاي ما دربيايد اما حقيقت ماجرا اين است كه شما بايد محيط پيراموني را به رنگ خواستها و نيازهايتان كنيد. شماييد كه استاد را وادار خواهيد كرد به تكاپوي بيشتري بيفتد. شما هستيد كه از همان امكانات حداقلي كه اطرافتان است نهايت استفاده را خواهيد برد. شما خواهيد بود كه موانع را پله خواهيد كرد.
جسارت نقد نظريهها را در خود پرورش دهيد
نكته بسيار مهم ديگر كه در اين چهار سال و بيشتر جا دارد كه دانشجويان جديدالورود ياد بگيرند رصد كردن نيازهاي كشور، منطقه و جهان در رشته و گرايشي است كه در آن مشغول تحصيل هستند. تا زماني كه به نيازهاي ملي و منطقهاي و جهاني بيتوجه بمانيد دانش شما محصور در يكسري تئوريهاي محض جدامانده از واقعيتهاي پيرامونيتان خواهد بود. فرض ميگيريم كه در روانشناسي يا جامعهشناسي يا هر رشته و گرايش ديگر فلان نظريهپرداز در 50سال گذشته نظريهاي را ارائه كرده است. شما به آن نظريه به چشم يك نظريه از ميان هزاران نظريه ارائه شده نگاه كنيد و هيچ نظريهاي را نظريه اول و آخر قلمداد نكنيد. در اين صورت آرام آرام قدرت نقد نظريهها را به دست خواهيد آورد. البته اين كار بدون رياضتها و تلاشهاي طاقتفرساي علمي ميسر نخواهد شد اما شرط اول اين است كه آن جسارت نقد و پيريزي نظريههاي جديد را در خود بارور كنيد.
شتابزده وارد روابط احساسي نشويد
نكته كليدي ديگر اين است كه سعي كنيد مهار احساسات خود را در دست داشته باشيد. به اولين لبخند و توجهي كه به شما ميشود دل نبازيد. كسي مخالف ارتباط سالم با جنس مخالف و حتي رسيدن به نقطهاي به نام ازدواج نيست، گرچه ازدواج دانشجويي هم شرايط ويژه و خاص خود را دارد اما توجه كنيد كه اگر بسيار سريع و شتابزده وارد مباحث احساسي شويد به همان سرعت هم نسبت به آن دافعه پيدا خواهيد كرد. بسياري از دانشجويان مستعد دختر و پسر ما در دانشگاهها به خاطر مديريت نكردن احساسات خود متأسفانه ترمها و سالهاي تحصيلي خود را از دست ميدهند. توصيه كليدي ما به شما اين است كه تكيهگاه را در خودتان بجوييد نه در ديگران. اگر قرار است در زندگي به كسي اعتماد كنيد و به او تكيه كنيد آن فرد شما هستيد آن هم نه هر شمايي، شماي متصل به حقيقتجويي و كمالطلبي.
از انگ خوردنها واهمهاي نداشته باشيد
دانشگاه را صرفاً در دانشكده يا گروه آموزشي خودتان خلاصه نكنيد. چه بسا محيط دانشگاه به شما خواهد گفت آيا رشته و گرايشي كه انتخاب كردهايد واقعاً بر اساس نيازها و خواستها و تمناهاي دروني شما بوده يا القائات پدر و مادر و فرهنگ عمومي.
واقعيت آن است كساني در زندگي بازي سرنوشت را ميبرند كه وقتي به حقيقتي رسيدند و عميقاً آن را لمس كردند از انگ خوردن واهمهاي نداشته باشند، از اينكه اگر به جاي رشته فني- مهندسي بروند علوم انساني بخوانند شأن و جايگاه اقتصادي و اجتماعي خود را از دست ميدهند و نظاير آن. اگر بعد از گذشت يك ترم يا چند ترم احساس ميكنيد كه براي اين رشته و گرايش ساخته نشدهايد ضرورتي ندارد سر كلاسهايي حاضر شويد كه هيچ حظ و التذاذي از آن كلاسها نميبريد بنابراين در اولين فرصت سكان را به سمت آن چيزي كه مطلوب شماست يا به مطلوب شما نزديكتر است بچرخانيد.
اين يك حقيقت لمس شده است كه يك سر همه علوم و دانشها در ذهن و قلب انسان وجود دارد و تنها اتفاقي كه در آموزش ميافتد تذكار و يادآوري و غبار ستاندن از روي اين علوم و گرايشهاست. بنابراين هميشه خود را يك گام جلوتر از دانشگاه حس كنيد. هرگز گمان نكنيد كه دانشگاه قرار است به همه نيازهاي علمي و معرفتي شما پاسخ دهد. اگر دانشگاه 20 درصد هم بتواند در چنين فضايي گام بردارد هنر كرده است.
با چند چشم و چند زاويه جهان را ببينيد
يكي از مهمترين آفتهاي دانشگاه، تكبعدي و تكزاويه بار آوردن دانشجويان است. دانشجويان خلاق معمولاً در چنين فضايي از كلاسهاي مستمع آزاد استفاده ميكنند يا به مطالعات آزاد روي ميآورند. بارها من در زمان تحصيلم در دانشگاه دانشجوياني را ميديدم كه رشتههاي فني- مهندسي ميخواندند اما شاعران درجه يكي هم بودند. فني- مهندسي ميخواندند اما با استادان علوم سياسي يا جامعهشناسي مرتبط بودند و در كلاسهاي آنها هم شركت ميكردند. ما هر چقدر بتوانيم در دانشگاه گرايشهاي ميانرشتهاي را با كيفيت بيشتري برگزار كنيم دانشجوياني تربيت خواهند شد كه با چند ضلع و زاويه به منشور حقيقت خيره شدهاند و بهره بيشتري هم از آن دارند.
از خود بپرسيد آيا روحيه كار تيمي و تشكيلاتي را داريد؟
اگر ميخواهيد وارد فعاليتهاي سياسي شويد فينفسه اشكالي ندارد. اما به ياد داشته باشيد و از خود بپرسيد كه چرا ميخواهيد وارد حوزه پيچيده سياست شويد؟ آيا به خوبي از عهده پيش نيازهاي معرفتي و فكري و اطلاعاتي اين امر برميآييد؟ آيا ورود شما به حوزه سياست و فعاليت در يكي از تشكلهاي دانشجويي صرفاً يك كنجكاوي و هيجانخواهي جوانانه است يا نه تمايل به اينگونه فعاليتها از بينش و معرفتي عميق حاصل شده است؟ با خود بينديشيد و ببينيد آيا روحيات و توانمنديهاي شما با آنچه اكنون در فضاي سياسي كشور ميگذرد همخواني دارد؟ آيا روحيه كار تيمي و تشكيلاتي داريد؟ آيا ميتوانيد متن بيانيهاي را امضا كنيد كه ممكن است مخالف يك پاراگراف آن باشيد؟ يعني به رأي و نظر جمع احترام بگذاريد؟ اگر با سنجش و رصد كافي وارد اين فضاها شويد آسيب نخواهيد خورد يا آسيبها را به حداقل خواهيد رساند.