
برنامه «ديروز، امروز، فردا» پنجشنبه شب با حضور حسامالدين آشنا مشاور فرهنگي رئيسجمهور و عماد افروغ استاد دانشگاه با موضوع بررسي زواياي مختلف انقلاب اسلامي و قدرت نرم، از شبكه سوم سيما پخش شد.
دكتر عماد افروغ در ابتداي برنامه در مورد تأثير انقلاب اسلامي بر قدرت ملت ايران گفت: وقتي سخن از قدرت نرم ميشود، ذهن به لحاظ اجتماعي متوجه قدرت مدني و غيررسمي ميشود. وقتي ميگوييم قدرت، در انتزاعيترين سطح يعني توان ايجاد يك حادثه، تمام اعضاي اجتماعي و فردي داراي اين توان هستند كه ميتوانند حادثهاي ايجاد كنند اما اگر اين كار را نميكنند، دليل برعدم توانايي آنها نيست. در انقلاب اسلامي ما سه منبع قدرت به نام خدا، مردم و رهبري داريم. وي ادامه داد: در انقلاب اسلامي اگر قدرت بلاشرط و مطلق (خدا) را وارد معادله نكنيم، مشخص ميشود كه اصولاً قدرت نرم را به درستي نفهميدهايم. تعريف معقول و متعارفي كه از قدرت وجود دارد ميگويد، قدرت يك مسئله ربطي است. قدرت نرم بيشتر به عدم تصميمگيري يا نفوس مربوط ميشود.
افروغ افزود: در انقلاب اسلامي بايد خدا را در يك تفكر منظومهاي و كلگرايانه توحيدي جستوجو كرد. اگر كسي اين نگرش كلگرايانه امام(ره) را درك نكند، نميتواند به شناخت درستي از راهبرد درستي از انقلاب دست پيدا كند.
آشنا نيز در اين برنامه اظهار داشت: در روابط بينالملل قدرت كشور تابع آن است كه تصميمات كشور در خارج از مرزها چقدر نفوذ داشته باشد و چقدر بتواند در كشورهاي ديگر اثرگذاري كند. همه كشورها به دنبال خلق محيطي امنتر براي خود هستند، براي اين اعمال نفوذ چند مسير مشخص وجود دارد، يك مسير، مسير تطميع است كه از طريق تشويقهاي اقتصادي، كشورهاي ديگر را ترغيب كرد. روش ديگر تهديد است، يعني ديگران بايد بدانند اگر مطابق ميل ما رفتار نكنند عواقب سختي برايشان در پي خواهد داشت. در مورد ايران ميبينيم كه وقتي قدرتهاي برتر دنيا ميخواهند به نتيجه برسند، از اين دو شيوه استفاده ميكنند. وي ادامه داد: نوع ديگري هم از قدرت وجود دارد كه قدرت الگوسازي نام دارد. اگر كسي بتواند براي ديگران و نشان دادن راه درست به ديگران الگويي ارائه دهد، ميتواند بقيه را به دنبالهروي از خود مجبور كند. اين همان قدرت نرم است و چيزي است كه در ادبيات ديني خود از آن به عنوان الگوي حسنه ياد ميكنيم. اگر كشور و تمدني توانست به ديگران بگويد ارزش اصلي آزادي است، قدم مهمي برداشته است. قدم دوم اين است كه بتوان به دنيا گفت كشور ما آزادترين كشور است. در اين صورت است كه تبعيت از اين الگوهاي قدرت، راحت ميشود.
افروغ در بخش ديگري از برنامه اظهار داشت: تصوير ايدهآلي كه ارائه دادم، در فلسفه سياسي تجلي دارد كه مردمسالاري ديني نام دارد. اين يك فلسفه سياسي نوظهور است كه فقط براي جامعه ما هم نيست. در انقلاب اسلامي مردم جايگاه بلندي دارند و شرط مشروعيت و مقبوليت هستند. وقتي بحث مشروعيت پيش ميآيد، فقط به فرمان رهبر توجه ميكنيم در حالي كه مردم هم در اين ميان بايد تأثيرگذار باشند. وي ادامه داد: فعل سياسي، تحت هر شرايطي فعل مشروط است نه فعل هدف، اين چيزي است كه در غرب جا نيفتاده است. در اقتصاد هم همينطور است، در اقتصاد هم ما ميگوييم اقتصاد وسيله است نه هدف، در فرهنگ هم به همين شكل است و فرصتي براي بروز خلاقيت انسانها به حساب ميآيد.
افروغ افزود: نقطه تحريك انقلاب اسلامي ايران، فرهنگي است. اگر نظام اجتماعي سرمايهداري ميتوانست با وابسته كردن اقتصادي ما به نتيجه برسد، نيازي نبود به هويت فرهنگي ما دستاندازي كند. يكي از عناصر هويت ايرانيان، دينمداري آنهاست و در واقع دشمن با دستاندازي به هويت فرهنگي ايرانيها، دست در لانه زنبور كرد و در واقع نقطه آغاز انقلاب، يك حركت فرهنگي بود.
وي ادامه داد: انقلاب در بعد مباني، اهداف، نيروها، شعارها، روشها و ابزارهايش به طور كلي نرم است. امام بارها گفتند انقلاب يك تحفه الهي است، اين يعني اگر خدا را از انقلاب حذف كنيم، چيزي از انقلاب نميماند. آزادي، عدالت و معنويت اهداف اين انقلاب است. اگر معنويت و اخلاق نباشد، آيا آزادي و عدالت به وجود ميآيد؟ به لحاظ فلسفه سياسي اين اتفاق نميافتد. افروغ در ادامه صحبتهايش اينچنين گفت: سمبل آزاديخواهي در شعارهاي انقلاب، مرگ بر امريكا بود، سمبل ظلمستيزي هم مرگ بر شاه بود.
آشنا هم در بخش ديگري از برنامه «ديروز، امروز، فردا» گفت: اگر ما در روابط بينالملل، دوره قبل از انقلاب را دوره وابستگي قدرتمندانه ايران تلقي كنيم و نسبت آن را با مردم هم يك نسبت استبدادي در نظر بگيريم، جمهوري اسلامي ايران پاسخي به همه اين وجوه بود كه ملت ايران اين پاسخ را داد.
آشنا افزود: در دوران دفاع مقدس يك هجوم داخلي وجود داشت كه تماميت حكومت ايران را تهديد ميكرد. آيا حاكميت ميتوانست منهاي مردم جلوي صدام بايستد؟ در پايان جنگ وقتي منافقين حمله كردند، فكر ميكردند 48 ساعته به تهران ميرسند. اگر مقاومت مردمي وجود نداشت و بسيجيان دلزده از اتفاقات داخل و خارج جبهه، با نداي امام به جبههها برنميگشتند، معلوم نبود چه اتفاقي ميافتاد.
وي ادامه داد: هر اقدام داخلي كه منجر به سست شدن رابطه ملت و حاكميت شود، يك اقدام ضدانقلابانه است. كساني كه رأي مردم را تضعيف انقلاب ميدانند، در مقابل قانون اساسي ايستادهاند. كساني كه روايتهايي را از ولايت مطلقه فقيه نقل ميكنند كه هيچ ارتباطي با مردمسالاري ديني ندارد، بايد در مقابل مردم و شهدايي كه قانون اساسي را تدوين كردهاند، پاسخگو باشند. انتخاباتي كه در سال 92 اتفاق افتاد، اگر به عنوان حماسه سياسي ناميده ميشود و اگر اتفاقات بعد از انتخابات 88 فتنه ناميده شد، بايد در ربط مردمسالاري ديني ديده شود. وي همچنين گفت: امام(ره) و همچنين رهبري هيچگاه نميگفتند مقصود از شعار مرگ بر امريكا مرگ بر ملت امريكاست بلكه منظور مشكل داشتن ما با سلطه است. هر كشوري كه بخواهد اعمال سلطه كند، اين شعار عليه او داده ميشود.
مسئله هستهاي پشت درهاي بسته حل نميشود
افروغ نيز در بخش ديگري از برنامه گفت: ما بايد در گام اول خودمان را بشناسيم و ظرفيتهاي خود را به فعليت برسانيم. اين موضوع مستلزم اين است كه به فهم خوبي از عدالت، توسعه سياسي و... داشته باشيم. جنگ يك هجوم تمامعيار نظامي و فيزيكي عليه كشوري بود كه تازه انقلاب كرده است. اگر نحوه مديريت خاص و ملتسازي مجدد ما نبود، ما به توفيق دست پيدا نميكرديم.
وي ادامه داد: عقبماندگيها فقط ريشه داخلي ندارد اما ما اگر واقعاً توانمند بوديم، دشمن ميتوانست به ما تعرضي داشته باشد؟ اگر ما ميخواهيم ايستادگي كنيم بايد به توانمنديهاي خود بازگرديم و ببينيم اول جنگ كشور به چه شيوهاي اداره ميشد. اگر يك مقدار سبك زندگي مديريتي كشور تغيير كند و مانند طبقه متوسط جامعه زندگي كنيم، خيلي از مسائل جوابگوست. يك راه ريشهاي با تهديدها، توجه به ظرفيتها، محبتها و صداقتهاي داخلي است. افروغ افزود: اگر مجبور شديم مصلحتانديشي كنيم هم خواهش ميكنم اين مصلحتانديشيها را مثل جام عسل به خورد مردم ندهيم و صادقانه بگوييم جام زهر است تا اتفاقات خوبي كه بعد از قطعنامه 598 افتاد، تكرار شود. وي گفت: جهان چه وضعيتي داشت كه انقلاب پيروز شد؟ جهان در آن ايام تشنه معنويت و خدا بود اما بعد از انقلاب ما چه اندازه قابليتهاي نرم انقلاب را كه مربوط به جهان بود، عرضه كرديم؟ احياي خدا در ساحت علم، احياي معنويت در ساحت معنويت اجتماعي، احياي حق فرهنگ و... قابليتهاي نرم انقلاب بود كه بايد به دنيا ارائه ميشد. ما تا چه اندازه در اين مسير گام برداشتيم؟ رايزنهاي فرهنگي ما در اين زمينه چه كردند؟ يكي از قابليتهايي كه ميتوان در مذاكرات هستهاي از آن استفاده كرد همين احياي مدني است.
افروغ ادامه داد: ما ميتوانستيم قدرت مدني را در دنيا سازماندهي كنيم. به نظر من هيچ تجلي قدرت نرمي در 1+5 ديده نميشود. اگر قرار بود ديده شود دنيا بايد به اين مذاكرات هستهاي دسترسي پيدا ميكرد تا معلوم شود چه كسي معادله بازي را به هم ميزند و كدام طرف به معادلات بازي پايبند است. نيروهاي ديپلماسي ما تا چه اندازه از قدرت نرم و حضور رسانهها خوب استفاده كردند تا ديگران بفهمند چه كسي دارد بازي را به هم ميزند. مسئله هستهاي پشت درهاي بسته حل نميشود.
آشنا: صدور انقلاب چيزي جز قدرت نرم نبود
آشنا هم در ادامه برنامه گفت: در اينكه انقلاب اسلامي بارقهاي براي ظهور خداوند در عرصه جامعه، سياست و تمدنسازي جديد است شكي نيست. خداوند در انقلاب اسلامي تجلي كرد و انقلاب هم حضور خداوند را در جامعه متجلي كرد. بسياري از مسائل در جامعه با همين رويكرد حل شد. شهدايي مثل چمران و احمديروشن و... بين علوم و معنويت پل زدند و در عمل بين دين و دانش ارتباط برقرار كردند. وي ادامه داد: امام بين سياست و معنويت هم در عمل پيوند ايجاد كردند. اگر جلوتر بياييم ميبينيم انقلاب اسلامي در بيرون از مرزها هم با همين ادبيات توسعه پيدا كرد. تأثيرپذيري لبنان از ايران اتفاق نميافتاد، مگر اينكه جوانان از پيوند جامعه و خداوند الگوبرداري كنند. صدور انقلاب، چيزي نبود جز صدور قدرت نرم انقلاب اسلامي. پسلرزههايي كه بعد از انقلاب اتفاق افتاد، تجلياي از قدرت نرم ما بود نه زور و سلاح ما! نميتوانيم بگوييم ايران هيچ قدرت نرمي ايجاد و اعمال نكرده است.
وي همچنين گفت: طرحي كه عليه ايران و حاكميت آن در طول سالهاي گذشته انجام شده، ساخت فهرست بزرگي از اتهامات عليه ملت ايران است كه هالهاي مبهم را بر نام ايران و ايراني مستولي كرده است. اولين قدم در دوره جديد اين است كه بايد نام ايران و ايراني و انقلاب اسلامي را از بسياري از زنگارهايي كه تلاش شده دور آن ايجاد شود، خالي كنيم. اين مسير، مسير سادهاي نيست و بايد از شيوههاي مختلفي استفاده كرد.
مشاور فرهنگي رئيسجمهور در بخش ديگري از صحبتهايش اظهار داشت: كساني كه اين وجهه را براي ما خلق كردند، هيچ علاقهاي بر تغيير اين وجهه ندارند تا تحريمها باقي و ايران متهم باقي بماند. اتفاقي كه در انتخابات افتاد، تلاش بزرگ ملت ايران بود براي پاسخي يك شبه به اتهاماتي كه سالها دور نام ايران وجود داشت. برآيند من اين است كه ملت ايران در اين اقدام بسيار موفق بودند و هاله اتهام عليه ايران حداقل به ترديد و علامت سؤال تبديل شده است. او همچنين اظهار داشت: بخش اول كار ما جبران اشتباهاتي است كه انجام داديم و بهانههايي است كه به دست ديگران داديم. بخش مهمي از اين موضوع در داخل است كه در حال انجام است و در آيندهاي نزديك بخش حقوق شهروندي منتشر ميشود تا برخي از اتهامات از ايران برداشته شود. در مقام معامله يك استراتژي اين است كه در مقابل هجوم آنها هجوم ببريم. در اينجا كسي كه صداي بلندتري دارد، صدايش را راحتتر به گوش جهان ميرساند. مسير ديگري كه وجود دارد اين است كه ممكن است ما بتوانيم در اين جهت حركت كنيم كه براي مدتي در سطح جهان كمتر از ايران صحبت شود تا زمينههايي براي بازسازي ايجاد شود.
افروغ: مردم نبايد غريبه فرض شوند
افروغ هم گفت: مقابلهاي كه صورت ميگيرد بايد حكيمانه و از طريق قدرت نرم باشد. ما بايد بتوانيم با جنبشهاي دانشجويي و «ان جي او»هاي دنيا ارتباط برقرار كنيم و حرف بزنيم. ما بايد به اين كمك كنيم كه نشان داده شود اين تصوير زشتي كه از ما ارائه ميشود خلاف واقع است. دنيا بايد ببيند در مذاكره چه ميگذرد. چه كسي منصفانه برخورد ميكند و چه كسي براي مذاكره شرط ميگذارد.
وي ادامه داد: اگر از اين اهرمها استفاده كنيم، بايد به عدهاي اين حق داده شود كه سؤال كنند. بعضيها ميگفتند مكالمه تلفني اگر معطوف به مذاكره و... است، بگوييد تا بدانيم تا در نتيجه مردم غريبه فرض نشوند و بدانند چه اتفاقي قرار است بيفتد. امام(ره) فرمودند تا زماني كه رابطه گرگ و ميش است، ما رابطه برقرار نخواهيم كرد. وقتي چنين ابهاماتي وجود دارد، مردم حق دارند بدانند اگر قرار است مذاكره مستقيم بين ايران و امريكا اتفاق بيفتد، چه نتيجهاي در بر خواهد داشت و قرار است چه اتفاقي بيفتد.
افروغ همچنين اظهار داشت: با توجه به ظرفيتهاي گفتماني انقلاب اسلامي بايد با ذهنيتسازيهاي كاذب مقابله و اذهان جهاني را درگير كنيم. مشكل اينجاست كه در هيچ مقطعي از قدرت نرم جهاني خود استفاده نكردهايم. قرار نيست ما از عزت انقلاب بدهيم و در مقابل چيزي بگيريم، مصاف و حضور نرم ما، جزو ذات ماست. اينطور نباشد كه براي حل مسئله هستهاي، مواردي كه جزو ذات ماست را تحت تأثير قرار دهيم. وي افزود: شفافسازي بايد صورت بگيرد تا بدانيم چگونه ميخواهيم تصوير روشنتري از ايران ارائه دهيم.
محرمانه ماندن مذاكرات يك تاكتيك است
آشنا هم در پايان برنامه اظهار داشت: اگر كسي در ايران فكر كند از ذات انقلاب ميتواند خرج كند و عوضي به دست بياورد، اشتباه كرده است. مسئله روشن و دقيق است، ما در جريان 1+5 در مسئله تحريم ايران، آماده مذاكرات هستيم يا نيستيم؟ ما آماده مذاكره بودهايم، هستيم و خواهيم بود. اين مذاكرات چندجانبه است كه طرفهاي مختلف جداگانه و در چارچوب رفع تحريمها مورد مذاكره قرار گرفتهاند. در اين مذاكرات عزت، حكمت و احترام رعايت شده، البته در تمام اين سالها نميتوان گفت اين سه اصل هميشه رعايت شده است. گاهي حكمت به درستي خرج نشده و در نتيجه عزت ما خدشهدار شده است.
وي ادامه داد: هر مذاكرهكنندهاي بايد بداند در صورت كوتاهي و اشتباه با نهيب رهبري، مردم، احزاب، رسانهها و... مواجه خواهد شد اما مذاكرهكننده بايد متوجه اين باشد كه يك حمايت ملي از او وجود دارد. نوع مذاكرات، تابع توافقاتي است كه بين مذاكرات انجام ميشود. اينكه هر دو طرف مذاكره با هم توافق كردهاند تا وقتي كه به نتيجه ملموسي نرسيدهاند، اعلام موفقيت يا عدمموفقيت نكنند يك كار تكنيكي است تا ديگران در اين مسير مداخله نكنند. ما در مواجهه رواني و عملياتي بسيار شديد با رژيمصهيونيستي هستيم.
آشنا همچنين گفت: به هر مقدار كه طرف مقابل اطلاعات را درز ميدهد، براي ما هم امكان اين كار فراهم ميشود. ما به عهدي كه بستهايم وفاداريم و اعلام كردهايم كه مذاكرات محرمانه انجام خواهد شد. افشاي مفاد مذاكرات، آيا به نتيجه رسيدن مذاكرات كمك خواهد كرد يا خير؟ اين تصميمي است كه مذاكرهكنندگان بايد بگيرند.
حمايت از مذاكرهكننده مشروط است
افروغ هم اظهار داشت: نظام ما اركان و مبانياي دارد كه ميگويد نبايد پشت مذاكرهكننده را خالي كرد اما اين حمايت، مشروط است. وقتي مذاكره پشت درهاي بسته انجام ميشود، نميتوانيم بگوييم در خصوص نظارت و داوري كه بايد انجام شود از قدرت نرم استفاده كردهايم. به هرحال ما بايد از طريق چهرههايي كه مورد اعتمادتر هستند، خيالمان راحت شود كه مذاكرات در نهايت پشيماني به بار نياورد. مذاكرهكننده بايد بداند چشمان ناظري دارد و طرف مذاكره هم متوجه اين ماجرا شود! در سياست بايد بنا را بر خلاف ظاهر گذاشت، مگر اينكه خلافش ثابت شود. آشنا گفت: طرف ما رژيمصهيونيستي است. اتفاقي كه دارد ميافتد سلب توان تأثيرگذاري اين رژيم است كه با استفاده از قدرت نرم جمهوري اسلامي ايران است.
افروغ پاسخ داد: وقتي افرادي به نام حامي دولت با ذوقزدگي از اين مسائل صحبت ميكنند، به امثال من حق دهيد كه كمي نگران شويم.
آشنا هم در جواب گفت: بين كساني كه با ذوقزدگي به دنبال رابطه با امريكا هستند با دولت جمهوري اسلامي ايران فاصله زيادي دارند. دولت، دولت اعتدال است. كساني در كشور هستند كه هرگونه مذاكرهاي را خيانت ميدانند و عدهاي هم هستند كه هيچ كاري جز رابطه مستقيم را خدمت نميدانند. دولت در هيچ يك از اين دو گروه قرار ندارد.