کد خبر: 616432
تاریخ انتشار: ۲۲ مهر ۱۳۹۲ - ۱۳:۵۰
داشتن جامعه‌اي اخلاقي كه به اوليات و بديهي‌ترين اصول انساني پايبند باشد هميشه آرزوي همه جوامع بوده است.

سياوش رسولي | اين مسئله چه در جوامع مذهبي و چه در جوامع غيرمذهبي به عنوان يكي از دغدغه‌هاي اصلي كارشناسان اجتماعي و فرهنگي محسوب مي‌شود. دغدغه‌هايي كه نبود آن، سبب به خطر افتادن امنيت جامعه و اخلاق و هر چيزي كه باعث ثبات جامعه خواهد شد، مي‌شود. نشانه‌هايي از اين مسئله را مي‌توان در اعتراض جدي شهروندان فرانسوي در چندماه پيش به قانوني شدن ازدواج همجنس‌گرايان مشاهده كرد. به شكلي كه اين اعتراضات به بسياري از نقاط جهان كشيده شده و امروز هم اين اتفاق با مخالفت‌هاي شديدي در جوامع مختلف روبه‌رو است.

در اين ميان گويا برخي رسانه‌ها و ابزارهاي فرهنگي غربي علاقه خاصي به دوباره مطرح‌سازي و بازخواني برخي مسائلي دارند كه جامعه جهاني از آنها بيزار است. نمونه بارز اين مسئله را مي‌توان در فيلم‌هايي ديد كه در چندين سال اخير به شدت در هاليوود و سينماي غرب مطرح مي‌شود. برنده امسال جشنواره كن يعني فيلم «آبي گرم‌ترين رنگ» هم داستاني با محوريت يكي از همين موضوعات غيراخلاقي دارد.

آبي گرم‌ترين، بهانه‌اي براي طرح دوباره!

آبي گرم‌ترين رنگ، از آن دست فيلم‌هايي است كه سعي مي‌كند تعريف تازه‌اي از موضوع همجنس‌گرايي را به مخاطب خود تحويل دهد.

به شكلي كه در اين فيلم اين مسئله سعي شده يك رابطه عادي به نمايش گذاشته شود. رابطه‌اي كه در چندين سال گذشته بشر آن را نوعي انحراف جدي اخلاقي مي‌داند.

اين در حالي رخ مي‌دهد كه داستان اين فيلم به شكل جدي‌تري نسبت به نسخه‌هاي مشابه به موضوع همجنس‌گرايي و قبح‌زدايي از آن مي‌پردازد. عبداللطيف كشيشه، كارگردان تونسي‌تبار قصه اصلي فيلم، دراين باره سعي كرده تا قصه اصلي اين فيلم به شكلي مطرح گردد كه مخاطب به موضوع همجنس‌بازي از زاويه‌اي تازه نگاه كند. نگاهي كه قبل از اين در فيلم‌هايي چون كلويي، قوي سياه، ميلك و زيبايي امريكايي هم وجود داشته است.

بسياري از مخاطبان هنوز فراموش نكرده‌اند كه داستان فيلم ميلك كه سعي دارد از زاويه زندگي يك سياستمدار همجنس‌گرايي را مطرح كند، چه محتواي اخلاقي نامناسبي داشت. به شكلي كه در زمان اكران اين فيلم بسياري از مراكز فرهنگي و اخلاقي در خود جوامع غربي نسبت به اين فيلم اعتراض جدي داشتند. داستان فيلم ميلك از نگاه ديگري به زندگي سياستمدار معروف امريكايي، هاروي ميلك است. مردي كه تلاش‌هاي بسياري براي تسهيل و ترويج اين گونه روابط در جامعه امريكا داشته است. نكته جالب اين بود كه اين سياستمدار امريكايي به دليل همين تلاش‌ها چهره موجهي ‌ پيش شهروندان اين كشور ندارد.

مظلوم‌نمايي براي هم عادي‌سازي همجنس‌بازي!

از طرفي ديگر در فيلم زيباي امريكايي محصول 1990 مخاطب شاهد نوعي مظلوم‌نمايي براي كساني است كه علاقه به گرايشات اخلاقي اين چنيني دارند. دراين فيلم كاراكتر همجنس‌باز داستان در پايان به دليل هراس از افشا شدن تمايلاتش خودكشي مي‌كند. مرگ دردناك او در پايان و بي‌تفاوتي ديگران نسبت به اين مرگ، دقيقاً نقطه عطف اين فيلم مشهور است. به نظر مي‌رسد نويسنده اين فيلم در پايان تلاش دارد تا به شدت مخاطب خود را تحت تأثير قرار دهد وبه نوعي او را وادار به پذيرفتن چنين انحراف اخلاقي كند. ديالوگ‌هايي كه كاراكتر همجنس‌گراي داستان در لحظات مرگش بيان مي‌كند تداعي‌كننده نوعي قصه‌سازي مظلوم‌گرايانه است. به شكلي كه كارگردان بخشي از قصه فيلم را به اين سمت كشانده تا در پايان مخاطب را به دليل مخالفت با همجنس‌گرايي شماتت كند.

شكل ديگري از اين موضوع را مي‌توان در فيلم «قوي سياه» محصول 2009 سينماي امريكا به شكل برجسته‌تري مشاهده كرد. دارن آرونوفسكي، در اين فيلم سعي دارد تا بخشي از به‌هم ريختگي كاراكتر اصلي اين فيلم را به دليل فشارهاي اجتماعي عنوان كند كه جامعه به دليل همجنس‌باز بودن وي وارد مي‌كند. ناتالي پورتمن دراين فيلم در بخش‌هاي مختلف به شكلي عجيب تمايلات همجنس‌گرايانه خود را بروز مي‌دهد. تمايلاتي كه با كنش‌هاي عصبي شديد همراه است.

تركيب صحنه‌ها نشان مي‌دهد كه آرونوفسكي از اينكه مخاطب خود را به وادي تفكر مثبت درباره گرايشات همجنس‌گرايانه بكشاند استقبال مي‌كند. چراكه درگيري‌هاي اصلي ناتالي پورتمن واكنش‌هاي عصبي او، دقيقاً گوياي فيلمنامه‌اي است كه به درگير شدن مخاطب در محتواي آن علاقه دارد.

مرگ ناتالي پورتمن هم در نهايت از اين مي‌گويد كه فشارهاي عصبي جامعه بر وي، سبب اين اتفاق مي‌شود.

همجنس‌بازي در ژانر كمدي...!

ماجراي نمايش همجنس‌بازي و ديگر هنجار‌شكن‌هاي اخلاقي در سينماي غرب به همين جا محدود نمي‌شود. ساشابارون كوهن، كمدين غربي بارها در فيلم‌هاي خود به شكل آشكار و پنهان اشاره دارد. در فيلم «برنو» وي به صورت آشكاري در قالب طنز صحنه‌هاي عجيب و ناهنجاري از همجنس‌گرايي را به تصوير مي‌كشد. گويي كه در اينجا طنز دستمايه‌اي است براي نمايش بسياري از محتواي اخلاقي!

محتواي غيراخلاقي كه در بسياري از فيلم‌هاي كمدي ديگر سينماي غرب از زاويه مختلف مطرح مي‌شود. در بسياري از اين فيلم‌ها همجنس‌بازي نوعي مسئله عادي است كه اتفاقاً دستمايه طنز داستان قرار مي‌گيرد. برخي براين باورند كه اين اتفاق مي‌تواند فرآيند قبح‌شكني از موضوع اصلي مؤثر باشد. نمايش عريان تمايلات همجنس‌گرايانه در اين فيلم و فيلم‌هايي مثل مجموعه «اسكري موي» بسياري از كارشناسان را براين داشته كه از عادي‌سازي روابط و استفاده ابزاري از طنز براي اين كار بگويند. همه اين مسائل در حالي است كه در چندين سال گذشته بسياري از منتقدان سينماي غرب از ترويج اين مسئله در سينماي امريكا و فرانسه ابراز نگراني كرده‌اند.

بسياري از آنها تلاش مي‌كنند تا با اطلاق رده‌بندي سني nc- 17 براي اين فيلم‌ها، مخاطب خردسال را از ديدن اين فيلم‌ها منع كنند و به بزرگ‌ترها به نوعي هشدار بدهند. اين دست از منتقدان به خوبي مي‌دانند كه گسترش اين دست از فيلم‌ها و حمايت از آن مي‌تواند تبعات ناراحت‌كننده‌اي براي اخلاق در همه جوامع داشته باشد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار