مهدي محمديحكيم | در هياهوي عصر رسانه امروزي پرواضح است كه به رغم رشد و توسعه فزاينده خويش نيازمند روشي است تا بحرانهاي اخلاقي بهوجود آمده را مديريت و رسالت حقيقي خود را به عنوان زبان گوياي حقيقتخواهي و ظلمستيزي ايفا نمايد كه از آن ميتوان به عنوان تكامل در حوزه فرهنگ و رسانه نام برد. تكامل، علاوه بر پيشرفت و توسعه حركتي است عمودي و در ذات خويش تعالي صفات اخلاقي انسانها نهفته است. مهمترين قواعد تكامل در جوامع عبارتند از علم، اخلاق، عقل، تربيت و دين و ايمان.
مهمترين آثار ريشهيابي و مطالعه مفهوم واژه رشد و توسعه فارغ از ويژگيهاي تكامل، ايجاد افق ديدي است كه با مشاهده وضع كنوني غرب در مقابل ديد انديشمندان و صاحبنظران ديني ملحوظ ميگردد. رشد و توسعه رسانه و فرهنگ از منظر به اصطلاح دنياي متجدد غرب بسيار شفاف بوده و پرواضح است كه مفاهيمي بيشتر از لذتجويي، بهرهكشي و استثمار جوامع ضعيف و ترويج خشونت و قلب حقيقت نيست و به علت فارغ بودن از ملاكهاي اخلاقي و ديني چيز ديگري از آن را شاهد نيستيم و به عبارتي اصول اساسي و دكترين رسانهاي خويش را با مفاهيم ضد ديني و اخلاقي همچون دروغ و تهمت، افترا و مكتوم نمودن حقيقت پايهريزي نمودهاند.
با واكاوي علل گرايش غرب به وضع موجود ميتوان مشاهده كرد، در توسعه چند قرن اخير، متفكران و انديشمندان غربي بيآنكه از فرجام و سرنوشت اقدام خود مطلع شوند، زدودن فرهنگ دينمداري را شرط مقدمه توسعه قلمداد كردند. البته اين بدين معنا نيست كه اساساً هيچگونه بهرهاي از فرهنگ دين نگرفته باشند، بلكه با مطالعه دقيق تاريخ جهان ميتوان دريافت كه موتور محرك رشد و توسعه كشورهاي غربي الگوبرداري از فرهنگ ملتهاي مسلمان بوده و آنها روش عقلاني مساعد توسعه را از دين استخراج و جامه عمل به آن پوشاندند. البته در نگرش بنيادين غرب به رغم خدمت شايان دين كماكان آنها فرهنگ ديني را به عنوان مانع و ترمز ترقي و پيشرفت تلقي مينمايند و در اينجاست كه به عنوان يك معضل بنيادين شاهد آن هستيم كه دامنه خروج از عقلانيت و دامن زدن به هر اباحهگري در فرهنگ كنوني غرب پاياني ندارد.
اولين شرط تكيهگاه تكامل فرهنگي، شناخت سرمايههاي معنوي اسلام و از مهمترين آنان فرهنگ اسلامي است. ما امروزه ضرورتاً بايد سرفصلهاي فرهنگ از منظر دين را استخراج و آن را شناسايي نماييم و براي دخالت دادن مواد خام فرهنگي اسلامي در امر توسعه، بايد سه مرحله استخراج، پالايش و تبديل را مورد واكاوي قرارداده تا قابل استفاده شود.
شهيد مطهري در اين خصوص ميگويند ما از نظر مواد خام فرهنگي غني هستيم؛ نيازي از اين منظر به هيچ منبع ديگر نداريم و تنها كاري كه بايد كنيم استخراج و تبديل اين مواد خام به مواد قابل استفاده است و مستلزم بيداردلي و كار و صرف وقت است. (بررسي اجمالي نهضتهاي اسلامي، ص 97)
فرهنگ ديني يكي از مبناييترين اصولي است كه به عنوان زيربناي تمامي امور ضرورتاً بايد از آن استمداد جست.
ملتي كه فرهنگ و ايدئولوژي با معيارهاي تكامل فرهنگي را دارا باشند استفاده از سياستها و تاكتيكهاي پيچيده در جهت استعمار و بهرهكشي اقتصادي توسط كشورهاي غربي در اين كشورها بلا اثر خواهد بود چراكه فرهنگ مبتني بر ارزشها و آداب و دين به عنوان شعور و معرفت ملي در تمامي افراد آن ملت نهادينه و برايش ارزشسازي شده است و اين نكته قابل بيان است كه فرهنگ هر ملتي بر توسعه آن كشور رنگ بومي ميدهد و روش توسعه و پيشرفت آن كشور را از روش توسعه كشورهاي ديگر در شكل و محتوا متمايز ميكند و قابل روشن شدن براي ديگر ملتها به عنوان يك برند معرفي و شاخص ميسازد ودر اين صورت وابستگي سياسي و اقتصادي يك ملت زماني تحقق مييابد كه نتيجه اقدامات عملي غرب، به طور نرم و تدريجي ارزشهاي فرهنگي و فكري آن ملت را به روشهاي مختلف و از مهمتر از طريق رسانههايي همچون ماهواره، اينترنت و... استحاله و دستخوش تغييرات نمايند، با مداقه و بررسيهاي بيشتر پيرامون مطالب فوق به طور وضوح ميتوان يافت، علت رويكرد فزاينده غرب نسبت به جوامع ديني در جهت گسترش شبكههاي مبتذل ماهوارهاي، برنامهريزي دقيق و اصولي براي تغيير فرهنگ و ايدئولوژي در راستاي استثمار سياسي و اقتصادي است.
بسمه تعالی