پس از تبعيد رهبر كبير انقلاب در13 آبان 1343به تركيه، فشارها به حكومت شاه براي آزادي يا تغيير محل تبعيد امام خميني، موجب گشت كه رژيم پس از بررسيها و تدبيرهاي بسيار، نجف را به عنوان تبعيدگاه دوم ايشان انتخاب كند. به دنبال ورود امام به نجف اشرف سيل نامهها و تلگرافهاي علما، روحانيون و ديگر گروهها به مناسبت ورود ايشان به نجف اشرف سرازير شد تا جايي كه طبق گزارشهاي ساواك در كمتر از يك هفته 170 نسخه تلگراف ارسال شد. ساواك كه از انبوه نامهها و تلگرافها به وحشت افتاده بود، از رد و بدل شدن هرگونه نامه و تلگراف بين امام و هواداران ايشان جلوگيري و همه آنها را ضبط و در پرونده امام بايگاني ميكرد. ساواك كه از ادامه مبارزه ايشان در نجف اشرف بيم داشت، بر آن شد تا امام(ره) را در آنجا نيز تحت كنترل درآورد. بنابراين در 17/7/1344 اداره كل سوم (امنيت داخلي) ساواك مأمور تهيه طرحي براي تحت نظر گرفتن امام شد:
«... با توجه به عزيمت نامبرده به عراق و پيشبيني اينكه مشار اليه مجدداً شروع به فعاليتهايي در آن كشور خواهد كرد، ايجاب ميكند از طريق اين اداره كل، طرحي بهمنظور اطلاع از نحوه فعاليت و موقعيت اين شخص تهيه و به اداره كل دوم اعلام و طي آن خواسته شود كه ماهيانه وضع و موقعيت وي را بر حسب موارد مشروحه در طرح مورد بحث براي بررسي و بهرهبرداري اين اداره كل اعلام كنند. بديهي است بهمنظور تهيه يك طرح كامل ايجاب ميكند كه بخش در جريان كلي عزيمت يادشده از نظر شرايط آزادي، همراهان و. . . قرار گيرد...»
به دنبال آن اداره كل سوم طرحي تهيه و بهمنظور كنترل و زير نظر گرفتن امام در نجف ارائه كرد. اين طرح بهمنظور انجام اهداف زير آغاز شد و در طول دوران اقامت امام(ره) در نجف اشرف دنبال ميشد:
1ـ كنترل و زير نظر قرار دادن امام(ره)
2ـ پيشگيري از رسيدن وجوهات اسلامي به امام(ره)
3ـ ايجاد تفرقه ميان امام(ره) و علماي تراز اول نجف
4ـ به راه انداختن موج تبليغات زهرآگين عليه امام(ره).
با اين حال و با همه اين تدابير، رژيم شاه از ادامه نهضت اسلامي به رهبري امام ـكه از نجف اشرف هدايت ميشدـ سخت نگران و ناراحت بود و گزارشهاي ساواك مبني بر موفقيت امام در آنجا بر وحشت رژيم ميافزود؛ لذا مسئله تبعيد مجدد امام مطرح شد. بدين منظور شايعاتي در بين مردم مبني بر تمايل امام به سفر به هندوستان و جاهاي ديگر را رواج دادند تا افكار عمومي را در اين باره بسنجند، ولي واكنش تند و قاطع نيروهاي مبارز و پيروان امام در ايران و كشورهاي ديگر توطئه رژيم را براي تبعيد مجدد امام با شكست روبهرو ساخت. با گسترش انقلاب اسلامي و سرعت گرفتن مبارزات ضد رژيم و بهبود روابط رژيم با عراق ساواك تصميم گرفت با همكاري وزارت خارجه مقامات عراقي را به جلوگيري از فعاليتهاي امام وادارد. مقامات عراقي طي تذكراتي به امام از وي خواستند از فعاليت عليه رژيم شاه دست بكشد. حتي اداره امنيت عراق چندين مأمور براي مراقبت از امام گمارده بود. سختگيريهاي عراق و تصميم جدي آنها به جلوگيري از مبارزات امام باعث شد امام تصميم به هجرت از عراق بگيرد. كويت به امام اجازه ورود نداد، لذا شهر پاريس براي اين منظور انتخاب شد. ساواك در اين زمان در تدارك نقشههايي عليه امام بود، از جمله اقداماتي در جهت ربودن امام و زنداني كردن ايشان انجام داده بود، اما هجرت امام به پاريس نقشههاي ساواك را به هم ريخت. هجرت امام به پاريس نقطه عطفي در تاريخ انقلاب اسلامي ايران بود. امام با رفتن به پاريس و اقامت در نوفللوشاتو توانست با آزادي بيشتري با پيرامون خود ارتباط برقرار كند و زمينه سقوط رژيم شاهنشاهي را فراهم آورد. بااين همه رهبركبير انقلاب خود روايتي ديگر از اين هجرت تاريخساز دارد:
«ما هيچ بنا نداشتيم به پاريس برويم. مسائلي بود كه هيچ اراده ما در آن دخالت نداشت. هر چه بود و تا حالا هر چه هست و از اول هر چه بود، با اراده خدا بود. من هيچ براي خودم يك چيزي، عملي كه خود كرده باشم، قائل نيستم. براي شما هم قائل نيستم. هر چه هست از اوست. كارهايي ميشد كه ما اصلاً در ذهنمان نميآمد كه اين كار مثلاً بايد بشود. ميشد و ميديديم كه نتيجه دارد.
ما در پاريس كه وارد شديم، البته دوستانمان و آقاياني كه آنجا بودند، همه به ما محبت كردند. در پاريس هم يك جايي بود كه من گفتم اينجا مناسب ما نيست. رفتيم به همان دهي كه نزديك بود. آنجا هم از اطراف كمكم آمدند. دولت فرانسه ابتدائاً يك قدري احتياط ميكرد، لكن بعدش نه، به ما محبت كردند و ما مطالبمان را در پاريس بيشتر از آن مقداري كه توقع داشتيم منتشر كرديم.»