کد خبر: 616152
تاریخ انتشار: ۲۰ مهر ۱۳۹۲ - ۱۵:۲۹
جستارهايي در چگونگي ارتباط ساواك با محمدرضا پهلوي
نيما احمد‌پور

نيروهاي متفقين پس از اشغال ايران در سوم شهريور 1320 رضاشاه را مجبور به استعفا و سپس به خارج تبعيد كردند و وليعهد جوان ايران را به‌جاي او بر تخت سلطنت نشاندند. محمدرضاشاه در سال‌هاي اوليه سلطنت خود با مشكلات بسياري مواجه بود؛ اشغال ايران توسط نيروهاي متفقين، جدايي‌طلبي آذربايجان و حوادثي كه متعاقب آن اتفاق افتاد و هرج و مرج داخلي از جمله مشكلاتي بود كه پايه و اساس حكومت شاهنشاهي را متزلزل ساختند. جوان بودن و بي‌تجربگي شاه نيز مزيد بر علت شده بود.

مشكلات مزبور نارضايتي‌هاي مردمي را افزايش مي‌داد. تظاهرات متعدد و اعتراض عمومي در اوايل دهه 1320 كه همگي ناشي از افزايش نارضايتي عمومي بود، شاه جوان را با مشكل جدي مواجه كرده بود. سوءقصد به جان شاه در دانشگاه تهران در بهمن سال 1327 نشان‌دهنده اوج اعتراضات و نارضايتي‌هاي مردمي عليه شاه بود. اين مسئله باعث انزواي شديد وي شد. (1)

علاوه بر نارضايتي‌هاي داخلي، خطر كمونيسم و اتحاد جماهير شوروي در شمال ايران نيز تهديدي عليه حكومت محمدرضاشاه محسوب مي‌شد كه با ظهور حزب توده و گسترش فعاليت‌هاي آن در ايران اين تهديد تقويت مي‌شد. در عرصه داخلي علاوه بر حزب توده قدرت گرفتن جبهه ملي و ظهور دكتر محمد مصدق در صحنه سياسي ايران تهديد ديگري عليه حكومت شاه محسوب مي‌شد و قدرت وي را تضعيف مي‌كرد.

دكتر مصدق طي مبارزات سياسي خود در دوران نهضت ملي كردن صنعت نفت دست استعمارگران انگليسي را از منابع عظيم ثروت ايران كوتاه كرد. دكتر مصدق در سياست داخلي اختيارات ويژه خود را گسترش و عملاً اختيارات شاه و دربارش را بسيار كاهش داد، حتي برخي از نزديكان شاه همچون اشرف پهلوي را از ايران اخراج كرد. مصدق در مبارزات خود شاه را به صورت مهره‌اي بي‌قدرت در سياست داخلي و خارجي كشور درآورد. شاه بي‌قدرت و منزوي حرف و عملي جز پذيرفتن و امضاي خواسته‌هاي مصدق نداشت. (2)

آغاز ساواك

دولت‌هاي انگليس و امريكا كه منافع خود را در ايران در خطر مي‌ديدند، به كمك دربار و عوامل داخلي خود در 28 مرداد ـ‌در يك كودتاي از پيش طراحي‌شده‌ـ مصدق را كنار گذاشتند و مجدداً شاه به قدرت بازگشت. شاه پس از بازگشت به قدرت به كمك حاميان غربي خود درصدد ايجاد حكومت استبدادي و ديكتاتوري مانند دوران رضاشاه برآمد و تلاش زيادي در جهت تأمين و حفظ امنيت و ثبات پايه‌هاي مطلقه خود كرد. فرمانداري نظامي و پس از آن، سازمان اطلاعات و امنيت كشور به همين منظور به وجود آمدند.

با نگاهي به اوضاع سال‌هاي 1320 تا 1332 كه حكومت شاه به‌شدت تضعيف شده بود، مي‌توان به اهميت تشكيل سازمان اطلاعات و امنيت از نظر شاه پي برد. ساواك مانند هر پليس سياسي ديگر در كشورهاي ديكتاتوري به عنوان مهره‌اي در دست شاه و حاكم بلامنازع كشور وظيفه حفظ و تأمين امنيت حكومت ديكتاتوري را به عهده گرفت و به سركوب هرگونه حركت مخالف سلطنت محمدرضاشاه پرداخت. در واقع وظيفه اصلي ساواك شناسايي و نابود كردن تمامي كساني بود كه به نحوي با ديكتاتوري شاه به مخالفت برمي‌خاستند ولي ساواك در اجراي اين وظيفه پا را از حدود چيزي كه مي‌توان به عنوان وظيفه يك پليس سياسي دانست، فراتر گذاشت، (3) زيرا خواست شاه اين بود كه ساواك به‌مثابه چشم و گوش باز بينا و شنواي او عمل كند و تمام امور را تحت نظر بگيرد.

مأموريتي تحت عنوان تحسين‌برانگيزي!

ساواك وظيفه داشت مردم را به تحسين و تقدير از برنامه‌هاي شاه از جمله برنامه‌هايي كه در اوايل دهه 1340 تحت عنوان انقلاب سفيد اعلام كرد وادارد، بنابراين ساواك موظف بود جوي ايجاد كند كه مطبوعات ايران و نويسندگان ايراني شاه و انقلاب سفيد و ديگر برنامه‌هاي وي را تحسين و تمجيد كنند. مأموران ساواك به ارباب جرايد توجه و تذكر داده بودند كه هر روز عنوان صفحه اول خود را به فعاليت‌هاي شاه و ملكه اختصاص بدهند و حداقل يك عكس از كارهاي آنها را در روز چاپ كنند. به اين ترتيب روزنامه‌ها بايد سخنان شاه، ملكه و فعاليت‌هاي آنها را صرف‌نظر از ارزش خبري‌شان درج مي‌كردند و با افزايش عظمت‌پرستي شاه، روزنامه‌ها و مجلات هم اين عظمت‌پرستي و نخوت را براي مردم ايران در بوق و كرنا مي‌دميدند. (4) همچنين كتاب‌هايي نيز تحت هدايت ساواك در تمجيد از اقدامات و فعاليت‌هاي شاه و ملكه انتشار مي‌يافت.

ساواك از نظر شاه

ساواك به‌‌رغم اينكه يك سازمان سرّي بود، چهره عمومي شناخته‌شده‌اي داشت زيرا خواست و سياست خود رژيم بود كه همه بدانند چنين سازماني وجود دارد.(5) همچنين رژيم پهلوي سعي داشت با اشاره به خطراتي كه ايران را تهديد مي‌كرد و واقعيت وجود آژانس‌ها و سازمان‌هاي امنيتي و اطلاعاتي در كشورهاي ديگر وجود ساواك را توجيه كند. شاه در كتاب «پاسخ به تاريخ» اين گونه ضرورت وجود سازمان اطلاعات و امنيت كشور (ساواك) را بيان مي‌كند:«در همه كشورهاي دنيا سازمان‌هاي مشابه آن وجود دارد، چون هر مملكتي موظف است با كساني كه امنيت داخلي و خارجي‌اش را تهديد مي‌كند، مبارزه كند. چنين سازمان‌هايي هم در كشورهاي ديكتاتوري و هم در دموكراسي‌هاي غربي وجود دارد نظير ك. گ. ب، سيا، اف. بي. آي، ام. آي. 5و سرويس اطلاعات و ضد‌جاسوسي فرانسه». (6)

محمدرضاشاه در بخش ديگري از كتاب خود علت و هدف اصلي وجودي ساواك را مبارزه با كمونيسم و پايان دادن فعاليت‌هاي مخرب در خارج و داخل ايران دانسته است:«ساواك پس از واقعه فاجعه‌آميز حكومت مصدق و براي جنگيدن با خرابكاري كمونيست‌ها تأسيس شد». (7) شاه در جاي ديگري نيز بيان مي‌كند: «ساواك تأسيس شد تا به فعاليت‌هاي مخربي كه در داخل و خارج انجام مي‌شد و براي ايران خطرناك بود، پايان دهد». (8)

شاه در بخش ديگري وظيفه ساواك را كسب اطلاع از جاسوسان، خرابكاران و گزارش به دولت و رهبران نظامي ذكر كرده است:«در ايران نيز مانند هر جاي ديگري خائنان، جاسوسان، آشوبگران و خرابكاران حرفه‌اي به سر مي‌برند كه حضورشان بايد به دولت و رهبران نظامي‌مان اطلاع داده مي‌شد. اين وظيفه ساواك بود تا آنها را مطلع سازد». (9)

معاوني براي نخست وزير كه از او فرمان نمي‌برد!

اهميت وجودي ساواك را به‌خوبي مي‌توان از اين سخنان شاه فهميد. ساواك مانند ديگر نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي توسط شخص شاه اداره مي‌شد. رئيس ساواك كه از نظر سازماني عنوان معاونت نخست‌وزيري را داشت توسط شاه به اين مقام منصوب مي‌شد، (10) ولي هرگز براي كارهاي خود با نخست‌وزير ملاقات نمي‌كرد و هفته‌اي دو روز مرتباً به ديدار شاه مي‌رفت و گزارش‌هاي ادارات مختلف را به عرض شاه مي‌رسانيد و دستور مي‌گرفت. در مقابل رئيس امنيت داخلي (مديركل اداره سوم) با نخست‌وزير در ارتباط بود. (11) در بعضي مواقع مديركل اداره سوم (امنيت داخلي) از شاه تقاضاي شرفيابي مي‌كرد و معمولاً مورد موافقت قرار مي‌گرفت. رئيس امنيت داخلي در اين ملاقات‌ها بعضي از گزارش‌ها را مستقيماً به شاه ارائه مي‌كرد و حتي رئيس ساواك را نيز در جريان نمي‌گذاشت. گزارش‌هاي ديگر ساواك كه توسط رئيس ساواك و مديركل اداره سوم مستقيماً به شاه ابلاغ نمي‌شد، به دفتر ويژه اطلاعات فرستاده مي‌شد. دفتر ويژه اطلاعات پس از بررسي، آن گزارش‌ها را تلخيص مي‌كرد و به عرض شاه مي‌رساند. گزارش‌هاي مذكور بدون ترديد در تصميم‌گيري و برنامه‌هاي شاه تأثير و نقش داشت، البته به علت تعدد نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي شاه و عدم‌دسترسي به منابع در اين باره نمي‌توان به‌درستي نظر داد، اما اكثر اوقات گزارش‌هاي رؤساي ساواك و نيز بخش‌هاي مختلف ساواك در تصميم‌گيري‌ها و كارهاي شاه مؤثر بوده است.

يك داستان خواندني!

در اين باره بهتر است با ذكر نمونه به نقل از آقاي دكتر باقر عاقلي مسئله را روشن كنيم:«بعد از سال 1353 يكي از وزرا در شرفيابي، پس از آنكه گزارش كارهاي خود را مي‌دهد و شاه را سرحال مي‌بيند، فرصت را مغتنم مي‌شمارد و به شاه مي‌گويد: عرض خصوصي داشتم. شاه از او مي‌خواهد درخواستش را بيان كند. وزير مذكور پس از تمجيد و تحسين شاه و تعريف از بزرگي و سعه صدر وي بيان مي‌كند: اعليحضرت به بعضي از وزرا و خدمتگزاران صديق خودشان مبلغي بلاعوض براي خريد خانه داده‌اند ولي نمي‌دانم چرا چاكر را مورد عنايت قرار نداده‌اند؟ شاه از او پرسيد: مگر شما خانه نداريد؟ وزير مذكور پاسخ داد: خير، بنده مستأجر هستم. شاه در همان وقت به حسابداري دربار دستور داد مبلغي را كه به ديگران داده‌اند، به او نيز بدهند. شاه پس از اين دستور به ياد آورد گزارش‌هاي متعددي از اين وزير در مورد سوءاستفاده‌هاي او از طريق ساواك به دست او رسيده است، بنابراين فوراً به ساواك دستور داد درباره وضع مالي و املاك او در ايران گزارش جامعي تهيه كنند. پس از مدتي گزارشي به دست شاه رسيد كه وزير مذكور 146 رقبه ملك در ايران دارد. شاه پس از دريافت گزارش مذكور هر چند پول را از او پس نگرفت ولي براي هميشه او را از كار بركنار كرد و هرگز شغلي به وي ارجاع نشد». (12)

دقت در ماجراي مذكور به‌روشني ميزان تأثير گزارش‌هاي ساواك را بر تصميم‌گيري‌هاي شاه روشن مي‌سازد، اما خصلت ديكتاتوري و خودبيني شاه باعث شده بود كه ساواك در فرستادن گزارش‌هاي خود دقت و از فرستادن گزارش‌هايي كه خلاف ميل شاه بود، خودداري كند.

شاه و انكار نقش مؤثر خود در ساواك

شاه به‌رغم نقش مؤثري كه در ساواك داشت، در كتاب «پاسخ به تاريخ» سعي كرد ارتباط و نقش مؤثر خود را در ساواك انكار كند. وي در اين كتاب سعي كرده است چهره‌اي مظلوم و بخشنده از خود نشان بدهد و ديگران را مسئول به وجود آوردن مشكلات مملكت بداند. او درباره ساواك مي‌گويد:«در هيچ كشوري مسئوليت اعمال پليس به عهده پادشاه يا رئيس كشور گذاشته نشده است بلكه وزير كشور يا وزير جنگ يا نخست‌وزير مسئولند. در ايران مسئوليت مستقيم ساواك به عهده نخست‌وزير بود. رئيس مملكت فقط به درخواست وزير دادگستري مي‌توانست دخالت كند تا قانون عفو و بخشودگي را در مورد محكومان به اجرا درآورد. من هرگز اين قاعده را زير پا نگذاشتم». (13)

شاه در ادامه مي‌گويد:«من اختيار تخفيف دادن احكام محكوميت و حق بخشودگي را داشتم و هميشه تا سرحد امكان استفاده مي‌كردم. همه تقاضاهاي بخشودگي و تخفيف را كه از سوي قضات به من ارائه مي‌شد امضا مي‌كردم و همه كساني را كه به جانم سوءقصد مي‌كردند نيز هميشه برخلاف نظر دادستان مي‌بخشيدم». (14)

عيار ادعاهاي شاه درباره ساواك

در واقع شاه با اين سخنان خلاف سعي داشت خود را پاك و بي‌گناه جلوه دهد، اما رؤسا و مسئولان ساواك و همچنين حسين فردوست ـ‌كه هماهنگ‌كننده بين نيروهاي اطلاعات و نيز رئيس دفتر ويژه اطلاعات و رئيس سازمان بازرسي شاهنشاه و مدتي نيز قائم‌مقام ساواك بود- پس از دستگيري و محاكمه در دادگاه انقلاب اسلامي ادعاي بي‌گناهي كردند و خود را مطيع شاه و مأمور اجراي نظريات وي مي‌دانستند. بدين گونه آنها همه جنايات و وحشي‌گري‌هاي ساواك را به گردن شاه مي‌انداختند. در واقع ساواك نهاد و دستگاهي بود كه تنها بر اراده شاه و اطاعت اعضايش از نظامي استبدادي و سلسله مراتبي استوار بود. (15)

احسان نراقي در كتاب خود تحت عنوان «از كاخ شاه تا زندان اوين» نيز همين مسئله را بيان كرده است. نراقي در گفت‌وگويي كه با شاه در اواخر عمر رژيم داشت، به ضعف طبقه سياسي و كارآمدي دولت اشاره و آن را ناشي از سيستم و نظام حكومتي شاه عنوان كرده بود. وي در بخشي از سخنانش به شاه گفته بود:«وقتي سيستم و نظام حكومتي هرمي شكل است، در آن تمام افراد حتي نخست‌وزير نيز صرفاً به بالادست خود، يعني شاه چشم دارند. هيچ‌كس خود را از نظر سياسي مسئول نمي‌داند زيرا تنها آنچه مورد قبول است كه از طرف شاه صادر شده باشد. تصميم‌هاي نهايي انحصاراً توسط شاه گرفته مي‌شود». (16)

گزارش‌هاي ساواك به شاه

همان طور كه ذكر شد، ساواك در موارد مختلف گزارش‌هايي تهيه مي‌كرد. بعضي از اين گزارش‌ها توسط رئيس ساواك يا مديركل اداره امنيت داخلي به اطلاع شاه مي‌رسيد. بعد از تأسيس دفتر ويژه اطلاعات، گزارش‌هاي ساواك به اين دفتر فرستاده مي‌شد و پس از تأييد، مطالب آنها تلخيص‌ و براي شاه فرستاده مي‌شد اما آنچه از اسناد ساواك و اعترافات مسئولان آن برمي‌آيد، اين است كه ساواك تمام گزارش‌ها را به شاه اطلاع نمي‌داد و صرفاً گزارش‌هاي دستچين شده توسط رئيس ساواك و مديركل اداره سوم به اطلاع شاه مي‌رسيد. علم در خاطرات خود مدعي بود گزارش‌هايي كه از ساواك براي شاه ارسال مي‌شد، سطحي و گمراه‌كننده بود. (17) همچنين وي در كتاب خاطرات خود بيان كرده است، گزارش‌هايي كه به اطلاع شاه مي‌رسيد فقط براي اطمينان خاطر او داده مي‌شد و فقط حرف‌هايي كه او مايل به شنيدن آن بود، به او گزارش مي‌شد. (18) علم در جاي ديگري نوشته است كه او اين مسئله را به شاه متذكر شده بود كه تحمل شنيدن گزارش‌هاي واقعي و نيز درددل مردم را نداشته است.(19)

گزارش‌هايي در جهت ميل و خواسته شاه

پاكروان، دومين رئيس ساواك نيز اعتقاد داشت شاه فقط مي‌خواست گزارش‌هايي در جهت ميل و خواسته او ارائه شود. پاكروان از زماني كه سفير ايران در فرانسه بود، در پاسخ احسان نراقي كه گفته بود:«شاه را درك نمي‌كنم. چرا نخواست از خدمات شما استفاده كند؟ شما مي‌توانيد مشاور سياسي بسيار خوبي براي وي باشيد»، جواب داده بود اول اينكه شاه مشاور نمي‌خواهد، او فقط مجري مي‌خواهد. بعد هم درك ما در بخش‌هاي اطلاعاتي متفاوت است. . . هرگاه شاه در موردي گزارشي از او مي‌خواست، پس از انجام تحقيقاتي در مورد مسئله مورد نظر گزارشي تهيه و به شاه تقديم مي‌كرد، متوجه مي‌شد اصلاً آن گزارش چيزي نبوده كه شاه مي‌خواسته است. پاكروان معتقد بود شاه از ابتداي امر به دنبال دلايل و مداركي بود كه سريعاً به دستش بدهند تا بر اساس آنها بتواند برخي از تصميمات خود را نزد اشخاصي چون نخست‌وزير، سفراي خارجي يا افراد خانواده‌اش توجيه كند. (20)

احسان نراقي در بخش ديگري از خاطراتش به نقل از يكي از ساواكي‌ها كه در زندان اوين با او بود، گفته‌هاي پاكروان را تأييد مي‌كند. ساواكي مزبور در پاسخ احسان نراقي كه به او گفته بود:«شما كه تا اين اندازه از فساد مالي طبقه حاكم سياسي و افراد خانواده سلطنتي اطلاع داشتيد، چرا به شاه گزارش نكرديد؟» پاسخ داده بود:«نصيري هميشه مي‌گفت نمي‌تواند گزارش‌هايي را به شاه بدهد كه مطابق خواسته وي نيست»(21) و در جاي ديگري نيز گفته بود:«اعليحضرت اصلاً ميل ندارند گزارش‌هايي را دريافت كنند كه مورد خواست ايشان نيست». (22)

شاه مايل نبود سازمان‌هاي اطلاعات رژيم در موارد حساسي مثل نارضايتي افكار عمومي به او گزارشي بدهند و معمولاً گزارش‌هايي كه داده مي‌شد، غيرواقعي و منحرف‌كننده بود. همين مسئله باعث شده بود شاه درك صحيحي از اتفاقات نداشته باشد و نتواند به مقابله با جريان‌هايي كه حكومت او را تهديد مي‌كرد، بپردازد. در سال‌هاي پرشتاب انقلاب اسلامي ايران به دليل گزارش‌هاي انحرافي و غيرواقعي ساواك شاه نتوانست عمق بحراني را كه رژيم او را تهديد مي‌كرد، درك كند، حتي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي هنوز نتوانسته بود باور كند كه مردم عليه او قيام كرده و او را از تخت سلطنت به زير كشيده‌اند.

گزارش‌هايي كه آدرس غلط مي‌داد!

شاه تحت تأثير گزارش‌هاي غلط ساواك از گفت‌وگو با مخالفان پرهيز مي‌كرد زيرا ساواك گفته بود هيچ صحبتي با آنها ممكن نيست، بنابراين سعي مي‌كرد با توسل به زور و سركوب آنها را از صحنه مبارزه خارج كند ولي همان طور كه ديديم اين سياست شاه مبني بر سركوب مخالفان هر چند به‌طور نسبي توانست عده‌اي از مخالفان را به ظاهر از صحنه خارج و ثبات نسبي را بر كشور حكمفرما كند ولي روحانيون و مردم را كه بخش عمده‌اي از جامعه را تشكيل مي‌دادند و مهم‌ترين عامل پيروزي انقلاب اسلامي نيز بودند، نتوانست كنترل كند. حوادث سال‌هاي 56 و 57 مؤيد اين مطلب است. نتيجه اين گزارش‌هاي دست‌چين و مطابق ميل شاه تأثير زيادي در شكل‌گيري تصميمات و كارهاي او داشت، هرچند در واقع نمي‌توان به دليل نبودن منابع موثق و كامل ميزان اين تأثير را بيان كرد.

پي‌نوشت‌ها:

(1) مارگارت لاينگ، مصاحبه با شاه، اردشير روشنگر، تهران، نشر البرز، 1371، ص 133.

(2) همان.

(3) فرد هليدي، ديكتاتوري و توسعه سرمايه‌داري در ايران، فضل‌الله نيك‌آيين، تهران، اميركبير، 1368، ص 88.

(4) ماروين زونيس، شكست شاهانه، اسماعيل زند و بتول سعيد، تهران، نشر نور، 1370، ص 136.

(5) فرد هليدي، پيشين.

(6) محمدرضا پهلوي، پاسخ به تاريخ، حسين ابوترابيان، تهران، مترجم، 1371، ص 337.

(7) همان.

(8) همان، ص 338.

(9) همان، ص 339.

(10) قانون تشكيل ساواك، ماده اول.

(11) باقر عاقلي، يادداشت‌هاي شخصي در مورد ساواك و نقش آن در سياست داخلي، ص 4.

(12) همان.

(13) محمدرضا پهلوي، پيشين، ص 34.

(14) همان.

(15) كريستين دلانوآ، پيشين، ص 225.

(16) احسان نراقي، از كاخ شاه تا زندان اوين، سعيد آذري، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگي رسا، 1372، ص 39.

(17) اميراسدالله علم، گفت‌وگوي من با شاه (خاطرات محرمانه اميراسدالله علم)، ج1، ترجمه گروه مترجمان انتشارات طرح نو، تهران، طرح نو، 1371، ص 17.

(18)‌ همان، ص 248.

(19) همان، ص 249.

(20) احسان نراقي، پيشين، صص 316ـ317.

(21) همان، ص 317.

(22) همان، ص 320.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار