کد خبر: 616026
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۹ مهر ۱۳۹۲ - ۲۲:۵۸
افراطيون براي دولت روحاني هزينه‌ساز شده‌اند
اظهارنظر اين روزهاي هاشمي رفسنجاني در مورد كند بودن انتخاب استانداران، واكنش وزير كشور را در پي داشته كه «دقت را فداي سرعت نمي‌كنيم.» اما انتخاب استانداران همه ماجرا نيست، اصل ماجرا اعمال فشار و ابراز دخالت در كار دولتي است كه آرام آرام مي‌خواهد مديران مياني خود را بشناسد...
كبري آسوپار
اظهارنظر اين روزهاي هاشمي رفسنجاني در مورد كند بودن انتخاب استانداران، واكنش وزير كشور را در پي داشته كه «دقت را فداي سرعت نمي‌كنيم.» اما انتخاب استانداران همه ماجرا نيست، اصل ماجرا اعمال فشار و ابراز دخالت در كار دولتي است كه آرام آرام مي‌خواهد مديران مياني خود را بشناسد؛ دخالت از سوي كساني كه به نوعي خود را در پيروزي حسن روحاني دخيل و در شكل‌گيري دولت شريك مي‌دانند و حالا گرچه رسماً بر زبان نياورند، اما به شكلي غيررسمي و از لابي‌هاي پشت سر و توصيه‌هاي اين طرف و آن طرف مي‌كوشند تا سهم خود را در دولت داشته باشند. از سويي اين توصيه‌ها و اظهارات همه آن چيزي نيست كه روي مي‌دهد؛ برخي اظهارات اين افراد در جايگاه افرادي حامي دولت يازدهم، عملاً هزينه‌هايي را بر دولت تحميل مي ‌كند؛ اتفاقي كه مي‌تواند يادآور هزينه‌هاي تحميل شده بر دولت نهم و دهم به واسطه اظهارنظرات افرادي همچون مشايي باشد. دولت مي‌تواند از كنار اين اظهارات هزينه‌آور بي‌اعتنا بگذرد، اما لاجرم روزي اين هزينه‌ها آنقدري بالا خواهد زد كه ديگر خود را به دولت تحميل خواهد كرد. گرچه شايد آن روز ديگر براي اعتنا دير شده باشد.
 

حامي معنوي يا پدرخوانده؟

روز تحليف رئيس دولت يازدهم، وقتي هاشمي رفسنجاني از ماشين پياده شد و همراه او همسر و دختر و پسرش نيز، گويي كه به مهماني خانوادگي آمده باشند، پياده شدند، بسياري از ذهن‌ها متوجه اين سؤال شدند كه اعضاي خانواده هاشمي چه مقامي در كشور دارند كه مي‌توانند در مراسم تحليف حضور داشته باشند؟ حضور در رسمي‌ترين مراسم آغاز دولت جديد، شايد نمادي از انتظاري بود كه آنها براي حضور در دولت پيش روي خود داشتند. اين خاندان‌گرايي در مراسمي كه چشم‌هاي بسياري از مردم را به خود خيره داشت، جرقه بدبيني را مي‌تواند در دل‌هاي بسياري روشن كند و يقيناً روشن هم كرد؛ هزينه‌اي كه روي دوش دولت خواهد ماند.

از موارد ديگر آنكه، اظهارات هاشمي رفسنجاني عليه دولت سوريه در زماني بيان شد كه ديپلماسي خارجي دولت يازدهم در آغاز شكل‌گيري بود و آنها از طرق مختلف مي‌كوشيدند جنگ‌طلبي امريكايي‌ها عليه سوريه را مهار كنند. در اين ميان ناگاه سخنان عجيب هاشمي تيتر يك رسانه‌هاي خارجي شد و همه تلاش‌هاي ايران در اين راستا تحت‌الشعاع تكذيب يك اظهار نظر نادرست قرار گرفت. همان زمان نيز قابل پيش بيني بود كه اين مورد نيز آخرين هزينه‌سازي براي دولت يازدهم نخواهد بود. سايت هاشمي به موازات پيشبرد سياست‌هاي ديپلماتيك محمدجواد ظريف، خاطره‌هايي از هاشمي رفسنجاني منتشر مي‌كند كه عملاً امكان بررسي صحت و سقم آن وجود ندارد، از جمله خاطره‌اي همچون ادعاي موافقت حضرت امام (ره) با حذف شعار مرگ بر امريكا. اين خاطره گرچه در ظاهر امر و حتي در نيت باطني براي حمايت از سياست‌هاي هيئت ديپلماسي دولت يازدهم منتشر مي‌شود، اما آنچه از بازخوردهاي اين خاطرات بي‌سند مي‌توان دريافت، صرفاً دفاع بد است؛ دفاع بدي كه تمسخر و استهزاي كاربران فضاي مجازي عليه خاطرات يكي از اصلي‌ترين حاميان دولت يازدهم را در پي داشت و در نهايت اين سؤال جدي را مطرح كرد كه آيا دست دولت در دفاع از ديپلماسي جديدي كه با ايالات متحده گشوده تا اين حد از استدلال خالي است كه قرار بر توسل به خاطرات نامعتبر باشد؟! در حالي كه در واقع امر، دست دولت براي دفاع از اين – به قول ظريف - نبرد ديپلماتيكي كه در پيش گرفته، خالي نبود و نيست.

تذكر اخير هاشمي رفسنجاني به كندي انتخاب استانداران نيز از مواردي است كه اعتراض اهل سياست را در پي داشته تا حدي كه محمد سليماني، يكي از نمايندگان پايتخت در مجلس به خبرگزاري فارس مي‌گويد: « هم‌اكنون مطلبي در ذهن مردم شكل گرفته كه فردي با حالت دستوري، فرمان‌هايي را به دولت مي‌دهد، در جامعه و بين مردم نيز اين موضوع به صورت طنز درآمده كه نكند دولت پدرخوانده دارد و فرد ديگري پشت صحنه حضور دارد كه مسير دولت را تنظيم مي‌كند.»

تندروي‌هاي هزينه‌ساز خاتمي

محمد خاتمي نيز از جمله افرادي بود كه كوشيد سهمي از دولت داشته باشد و گاه حتي آن را در فضاي علني نيز نشان داد؛ وقتي هنوز اسامي وزراي دولت معلوم نشده بود و او پيشاپيش گفت كه نام وزير ارشاد، احمد مسجدجامعي است! اين اظهارنظر گرچه در فاصله‌اي كوتاه از زمان بيانش، تصحيح شد، اما تندروي‌هاي خاتمي به همين جا محدود نشد؛ او دانشجويان معترض به مكالمه تلفني اوباما و روحاني را كه در مهرآباد حضور يافته بودند تا صداي اعتراض خود را به گوش رئيس‌جمهورشان برسانند، طالباني و خشن ناميد و اينگونه از موضعي بالا به تعيين تكليف رابطه رئيس‌جمهور يازدهم با جمعي از مردم (هر قدر هم اقليت) پرداخت. اين در حالي بود كه دولت عليه اين دانشجويان موضعي اتخاذ نكرد و ترجيح داد صداي مخالف را بشنود. متأسفانه اما اين واكنش دولت در رسانه‌هاي اصلاح‌طلب بازخوردي نيافت و آنان موضع تند خاتمي، مرد مدعي «زنده باد مخالف من» را تيتر كردند و اين سؤال در اذهان شكل گرفت كه آيا قرار است دولت اينگونه با مخالفان خويش برخورد كند و آنان را طالباني و خشن خطاب كند؟ در حالي كه در واقع امر موضع دولت اين نبود.

جمله خاتمي البته ادامه هم داشت؛ ادامه‌اي كه هزينه‌اي بيش بر دولت تحميل مي‌كند. خاتمي در روزهاي اميد مردم ايران به دليل شكل‌گيري دولت جديد، حرف را به ترور و خشونت رساند و در حالي كه هنوز تبسم اميدوارانه ملت ايران بر لب بود، گفت كه نهايت اين اعتراضات به ترور مي‌انجامد و همه متعجب شدند كه خاتمي تهديد مي‌كند يا پيش‌بيني و اصلاً چرا در اوج ثبات و آرامش و امنيت بايد دم از ترور زد؟! و سؤال اصلي آنكه آيا شايسته است اين تندروي‌ها آينه رسانه‌اي دولتي باشد كه با شعار تدبير و اميد و اعتدال روي كار آمده است؟!

از رسانه‌هاي اصلاح‌طلب كه اين ماه‌ها آينه تمام قد دفاع بي‌چون و چرا از دولت شده‌اند نيز تصوير خوبي در اذهان عمومي نيست؛ توپخانه رسانه‌هاي اصلاح‌طلب مدام در حال شليك و ترور شخصيت و تهمت و برچسب‌زني به منتقدان دلسوز دولت است و با اين حساب اگر نماد دولت اينان باشند – كه نبايد باشند – اين اميد آمده در دل‌ها و لبخند بر لب‌ها ديري نخواهد بود كه خشك مي‌شود.

غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۱
hamzeh
|
UNITED STATES
|
۱۲:۳۵ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۶
0
0
کسی که خنده رو از مردم میگیره شماهاید نه اونایی که دارن به جامعه خدمت میکنن.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار