پيدايش انقلاب اسلامي ايران در فضايي كه قدرت در دو بلوك شرق و غرب تقسيم شده بود اتفاقي جالب و نادر محسوب ميشد كه از همان بدايت امر نظرات بسياري از صاحبان انديشه را به خود جلب كرد.
در حالي كه در اواخر قرن بيستم غرب خود را براي سردادن فرياد پيروزي نهايي ماديگرايي عليه دين آماده ميكرد انقلابي در ايران و بدون اتكال بر قدرتهاي خارجي به پيروزي دست يافت كه تمام بنيههاي ماديگرايانه شرق و غرب را به لرزه در آورد. «دين سياسي» مسئلهاي بود كه انقلاب ايران دوباره آن را به فضاي فكري و سياسي جهان آورد و متفكران را در سردرگمي فرو برد.
درنتيجه، انقلاب اسلامي ايران از همان آغاز در صفبندي قدرت چيدمان جديدي را شكل داد و همين موضعگيري نيز منجر به واكنشهاي غرب و شرق عليه اين انقلاب نوبنياد شد. به طوري كه بلوك شرق و غرب در موضوعي واحد و البته استثنايي در كنار هم در برابر اين قدرت نوظهور ايستادند و با تمام وجود سعي در حذف يا مهار آن داشتند.
اما اكنون در نيمههاي دهه چهارم، انقلاب اسلامي ايران به يك قدرت منطقهاي تبديل شده است كه برد و دامنه تصميماتش حتي در معادلات مهم جهاني نيز اثرگذار و مورد توجه قدرتهاي بزرگ است. البته اين قدرت ملي مولفهها و ابعاد مختلفي دارد. بعد سياسي، نظامي، اقتصادي، فرهنگي و علمي از جمله شاخصههاي قدرت ملي ايران است كه كشور ما را به يكي از اقطاب نوظهور قدرت در عرصه جهاني تبديل كرده است.
رهبر معظم انقلاب اسلامي ديروز در ديدار شركتكنندگان در هفتمين همايش ملي نخبگان جوان نيز تأكيد ويژهاي بر حفظ و افزايش اين قدرت در سطوح مختلف و عليالخصوص علمي و فناوري داشتند. در عصر معاصر بسياري از صاحبنظران كسب دانش را يكي از اصليترين زمينههاي توسعه و افزايش قدرت ملي ميدانند و مقام معظم رهبري نيز حداقل در يك دهه اخير پرچمدار نهضت علمي در كشور بودهاند.
ايشان در اين ديدار درتبيين عوامل استمرار قدرت ملي، حفظ شتاب علمي كشور را، ضرورتي بسيار اساسي خواندند و خاطرنشان كردند: تحقق رسالت تاريخي انقلاب اسلامي، نيازمند آن است كه حركت پرشتاب علمي كشور از دور نيفتد و سكته، وقفه يا ترديد و تنبلي در آن بهوجود نيايد. رهبر انقلاب همچنين فرمودند: بعد ازگذشت بيش ازسه دهه، اكنون كابوس غربيها و امريكاييها به واقعيت تبديل شده و يك قدرت بزرگ ملي و منطقهاي سربرآورده است كه فشارهاي گوناگون سياسي، اقتصادي، امنيتي و تبليغاتي نتوانسته آن را از پا بيندازد.
در واقع ميتوان اينگونه از فحواي كلام مقام معظم رهبري استنباط نمود كه ايشان خط اصلي حفظ و افزايش قدرت ملي را در تقويت ساخت دروني نظام ميدانند و معتقد به شكوفايي استعدادهاي دروني كشور هستند. ايران از جهات متعددي داراي استعدادو ظرفيت دروني است كه بالفعل كردن آنها ميتواند بيش از پيش ساخت قدرت ملي را تقويت نمايد.
برخلاف عدهاي كه تمام شأن و اعتبار ايران را در بحث نزديكي به غرب يا موضوع مذاكره با امريكا ميدانند ميتوان گفت اين استحكام ساخت دروني نظام است كه قدرت چانهزني و اعتبار بينالمللي ايران را افزايش ميدهد.
حتي در مقطع فعلي نيز كه غربيها وارد فاز مذاكره با ايران شدهاند به اين دليل است كه از قدرت سياسي و دفاعي كشور آگاه هستند و همين مسئله آنها را مجبور ساختهاست كه پاي ميز مذاكره شنواي خواستههاي طرف ايراني باشند.
پس بايد بدين مسئله توجه داشت كه براي حفظ اعتبار و شأن بينالمللي ايران بيش از توجه به خارج بايد به ظرفيتهاي داخلي توجه نمود. اعتبار واقعي ايران امروز در دستان دانشمندان جواني است كه موتور حركت علمي كشور را روشن نگاه داشتهاند و با تلاشهاي جهادگونه نام ايران را بر قلههاي علم و فناوري ثبت كردهاند.
در دنياي كنوني همين دستهاست كه ميتواند از حيثيت ايران اسلامي دفاع كند و مانع از زيادهخواهيهاي دشمنان شوند. لذا نبايد صرفا قدرت و منافع ملي كشور را به زلف نتايج سياست خارجي گره زد بلكه ابزار سياست خارجي نيز بايد در راستاي تحكيم ساخت دروني نظام استفاده گردد.