مجرم سابقهدار معروف به سياساكتي كه متهم است دو سال قبل با همدستي يكي از اعضاي باندش هنگام سرقت يك خودروي گرانقيمت، راننده آن را به قتل رسانده ديروز پاي ميز محاكمه قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار ما، نماينده دادستان تهران مقابل قضات شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران ايستاد و در دفاع از كيفرخواست گفت، نيمه شب 29 آذرماه سال 90 مأموران پليس از قتل مرد ميانسالي در خيابان باخبر شدند. يكي از شاهدان گفت با شنيدن فرياد كمك، مرد ميانسالي را آويزان بر در خودروي تويوتاكمري ديدم كه درخواست كمك ميكرد.
راننده هم با سرعت حركت ميكرد و آن مرد را آنقدر روي زمين كشيد كه سرانجام روي زمين افتاد و كشته شد. البته مرد ديگري هم كنار راننده نشسته بود كه هر دو از محل فرار كردند. بررسيهاي پليس نشان داد كه دو سارق با تصادف ساختگي خودروي تويوتا را سرقت كرده و راننده را هم در حالي كه قصد داشت مانع سرقت شود به قتل رساندهاند. بررسيها همچنين نشان داد مقتول مرد 46 سالهاي به نام فريدون و دكتر داروساز است.
نماينده دادستان ادامه داد، مأموران بعد از چند ماه موفق شدند عاملان حادثه را كه شهاب و نيما نام داشتند، بازداشت كنند. آنها در بازجوييها به جرم خودشان اقرار كردند بنابراين براي شهاب به اتهام مباشرت در قتل و براي نيما به اتهام معاونت در قتل درخواست صدور مجازات قانوني دارم. اتهام سه متهم ديگر پرونده هم كه از اعضاي اين باند هستند، شركت در سرقتهاي ديگر است.
بعد از اينكه اولياي دم درخواست قصاص كردند، قاضي عزيزمحمدي شهاب را به جايگاه دعوت كرد. متهم گفت اتهام خودم را قبول دارم. او توضيح داد مدتي قبل يكي از دوستانم كه مراد نام دارد، ماشين من را سرقت كرد. بعد از آن هرچه كردم نتوانستم ماشينم را از او پس بگيرم. از برادرش نيما خواستم به مراد بگويد ماشينم را پس بدهد. نيما گفت اگر ماشينم را ميخواهم بايد يك ماشين گرانقيمت سرقت كنيم و به برادرش بدهيم تا او ماشينم را پس بدهد. من كه چارهاي نداشتم قبول كردم و قرار شد با يك تصادف ساختگي ماشين مدل بالايي سرقت كنيم. شب حادثه در خيابانها پرسه زديم و يك پرايد سرقت كرديم. بعد هم به دنبال سوژه مناسبي گشتيم تا اينكه مردي را در حال پارك كردن ماشين تويوتاي كمري ديديم و تصادف ساختگي را انجام داديم. وقتي راننده از پشت فرمان پياده شد و به عقب ماشين آمد تا موضوع را بررسي كند، من به سرعت خودم را به پشت فرمان رساندم. نيما هم سواري پرايد را رها كرد و در صندلي شاگرد نشست. او در حالي كه سوار ميشد چاقويش را هم درآورد و مالك تويوتا را تهديد كرد ما را دنبال نكند اما آن مرد خودش را به پنجره ماشين آويزان كرده بود و ميخواست مانع سرقت شود. من هم براي اينكه از دستش خلاص شوم، او را به ماشينهاي كناري كوبيدم تا اينكه 200متر جلوتر روي زمين افتاد. بعد هم از محل دور شديم.
بعد از آن نيما در جايگاه قرار گرفت و گفت من اتهام معاونت را قبول ندارم. شهاب دروغ ميگويد كه من پيشنهاد سرقت دادهام. آن شب هم خودش خواست كه ماشين گرانقيمتي سرقت كنيم. در ضمن من هم آن شب چاقو نداشتم كسي را هم تهديد نكردم. البته قبول دارم شب حادثه همراهش بودم.
بعد از آن سه متهم ديگر يك به يك در جايگاه قرار گرفتند و اتهام سرقتهاي خودشان را قبول كردند. هيئت قضات بعد از شنيدن دفاعيات متهمان وارد شور شدند.