ما عمده رسانههاي غربي را گمراه ميدانيم چون عنصر عدالتخواهي در مطالبات آنها نيست؛ چون نقش هدايت مخاطب به سمت حقيقت را ايفا نميكنند و اذهان عمومي را به نفع قدرتهاي اقتصادي جهت داده يا مخاطبان را گرفتار عبث ميكنند. مجاز را جاي حقيقت مينشانند.
مثلاً اگر صدها نمازگزار در عراق و پاكستان و... در جنايتي انتحاري قتل عام شدهاند، در حد 10 ثانيه به آن ميپردازند و در همان حال ممكن است ساعتها از بهترين ساعات آنتن خود را به افتتاح يك شوي لباس، حواشي يك مسابقه فوتبال، طلاق گرفتن هنرپيشهاي سرشناس و موضوعات پيشپا افتاده ديگر اختصاص دهند. شايد بگوييد اينها هم براي ميليونها نفر در شمار مهمترين امور گيتي است! اينكه امروز كدام رنگ مد است؟ يا فلان هنرپيشه براي بار چندم از دواج كرده و... بله! اما چه كسي در اذهان آن مخاطبان اين مسائل بياهميت را به اين درجه از اهميت ارتقا داده و در عوض آنان را نسبت به انبوه بيعدالتيها در جهان، كشتار بيگناهان و ظلم روز افزون ظالمان و... بيتوجه كرده است. بيگمان همين رسانهها، شعارهايشان هم جلب رضايت مشتري يا همان مخاطبانشان بوده است. آنها خود مخاطبان خويش را اينگونه تربيت كرده و حالا هم بر اين موج سوار شدهاند. اما ما بنا داريم كه يك رسانه و صداي متفاوت در اين دنياي واويلا باشيم. بنابراين حد آن را به سطح يك وسيله تفريحي تنزل نميدهيم. اگرچه بايد آن هم باشد اما نه فقط يك وسيله وقتگذراني. پس ميزان آثار صرفاً سرگرمي و برنامههاي بيريشه و بيهوده را كنترل ميكنيم.
با تمام اين احوال ما نيز به نوعي ديگر در اين چاله افتادهايم و دانسته و ندانسته گاه همان راه را ميرويم. مثال بزنم؛ كافياست دو تا مربي يا بازيكن يا هنرپيشه دو تا كلمه حساب يا ناحساب نسبت به هم زده و به يكديگر بپرند. ناگهان از همان روز تا نوبتهاي خبري حتي يك هفته بعدش، در حساسترين بخشهاي خبري مدام ماجرا را نقل ميكنيم. گاه رسانه هم كفه قضاوتش به سمت يكي سنگينتر ميشود و همين هم باعث دعواهاي بعدي و خبرهاي بعدي ميشود.
اگر دعوا ورزشي باشد كه تازه ميرسيم به دوشنبه شب و «نود» و «عادل فردوسي پور» كه چند ساعت همه را به خط ميكند و درباره تكتك كلمات و جملات گفته شده، هيئت منصفه تشكيل ميدهد و بعد دهها روزنامه و هفتهنامه ورزشي و غيرورزشي و.... حالا كل قضيه را كه در ميآوري ميبيني مثلاً در وقت فلان بازي يك مربي رفته طرف مربي ديگر و حرفي زده يا حركتي انجام داده! خب برود. بهما چه! اصلاً چرا خود اين مسائل را اينقدر براي مردم مهم كردهايد كه حالا حواشياش را راه به راه بخورد ملت ميدهيد؟ اين در حالي است كه هزاران اتفاق و خبر و مشكل و مسئله در مملكت و ميان مردم از كارمند و كارگر و هنرمند و ... هست كه حسرت طرح چند ثانيهاي آنها را در رسانه ملي دارند؛ از اقصي نقاط مملكت تا همين تهران خودمان؛ جاها و آدمهايي كه رسانه ملي هيچوقت به سراغ آنها و دردهايشان نميرود، اصلاً آنها را نميبيند. آن وقت كافي است در يك بازي فوتبال يك بازيكن مثلاً ابرويش را براي ديگري بالا بيندازد. بيا ببين چه قشقرقي به پا ميكنند. با اين رفتار آيا ما در عبثگرايي و عبثنمايي دستكمي از همتايان غربي خود داريم؟ آن هم با اين همه ادعا؟ به خدا بد است اين كارها!