
دوباره فوتبال در سراشيبي سقوط اخلاقي قرار گرفته است، اين را ميتوان در هفتههاي گذشته پررنگتر از هميشه ديد، البته اين بار خبري از فحاشي تماشاگران و آشوب آنها نيست، اين بار بياخلاقيها از روي نيمكتها شروع شده و به سالنهاي كنفرانس مطبوعاتي هم رسيده است. آخرين آن هم بازي هفته گذشته صباي قم و پرسپوليس بود، مسابقهاي كه بيشتر از متن آن، حاشيه هايش مورد توجه قرار گرفت و يكي از جنجاليترين هفتههاي فصل جديد را رقم زد.
دو طرف دعوا هم همان دشمنان قديمي بودند، دو مربياي كه در سالهاي گذشته بارها در مصاحبههاي تند از خجالت هم در آمده بودند و در راهروهاي دادگاه براي محكوم كردن يكديگر كورس گذاشته بودند. البته در مواقعي به واسطه قديميهاي فوتبال، جلسه آشتيكنان آنها به راه افتاده بود و اختلافات آتش زير خاكستر شده بود اما دوباره پنج شنبه گذشته بود كه اين بار صريحتر و گستاخانهتر از هميشه دايي و مايلي كهن مقابل هم قرار گرفتند تا خيليها از شنيدن حرفهاي اين دو مربي به هم، عرق شرم بريزند و مات و مبهوت تماشاگر، سقوط اخلاقي فوتبالي باشند كه حاشيههاي آن بر متن غلبه كرده است.
البته پنجشنبه گذشته اولين پرده سقوط فوتبال نبود، چند روز قبل از آن، محروميت يك جلسهاي امير قلعهنويي توسط كميته انضباطي باعث شده بود تا توپخانه سرمربي استقلال، رئيس كميته انضباطي را نشانه برود و با گذر از مرزهاي اخلاق، پرده ديگري از بياخلاقيهاي حاكم بر فوتبال را نمايش دهد، بياخلاقيهايي كه هر روز كه ميگذرد گستردهتر ميشود و اگر تا ديروز تنها محدود به سكوها ميشد حالا دوباره به نيمكتها و زمين بازي هم كشيده است، اتفاقي كه نميتواند خوشايند فوتبال ايران باشد.
هر چند فدراسيون فوتبال در سالهاي گذشته با تشكيل كميته اخلاق سعي در فرهنگسازي و كاهش بياخلاقيها در فوتبال كرده اما به نظر ميرسد اين اقدامات تاكنون نتيجهاي نداشته، در اين بين تنبيههاي كميته انضباطي هم براي متخلفان اثري نداشته تا همچنان حاشيههايي مانند اتفاقاتي كه در جريان بازي هفته گذشته صباي قم و پرسپوليس افتاد همه را نااميد كند، نااميد از ترويج اخلاق گرايي در فوتبال!
درگيري مايلي كهن و دايي واقعيت تلخ فوتبال را نشان ميدهد، فوتبالي كه تا رسيدن به مرزهاي اخلاق فاصله زيادي دارد. همين ميشود كه زير پا گذاشتن حرمتها و اتهامزنيها نقل اين هفتهها ميشود و ابايي هم از مطرح شدن چنين مسائلي وجود ندارد، موضوعي كه مربياني مانند قلعهنويي، دايي و مايلي كهن در هفتههاي گذشته در خط مقدم آن در حال جولان دادن هستند.
امير قلعهنويي بدون اينكه سندي رو كند تمام فوتبال را زير سؤال ميبرد و از شبكه مافيايي صحبت ميكند كه ميخواهد او را زمين بزنند، مانند هميشه رسانه را متهم به اجنبيپرستي ميكند و رئيس كميته انضباطي فدراسيون فوتبال را با لحني تمسخرآميز به گوشه رينگ ميبرد، آن هم به خاطر اينكه حسنزاده او را به خاطر اتفاقات بازي استقلال و ذوب آهن يك جلسه محروم كرده است.
بعدتر دايي و مايلي كهن پس از دعواي لفظي در جريان بازي، سالن كنفرانس مطبوعاتي را تبديل به ميدان جنگ ميكنند و با لحني كه عصبانيت هم چاشني آن است با شديدترين الفاظ همديگر را مورد شماتت قرار ميدهند و بدون اينكه توجهي داشته باشند كه حرفهايشان چه بار سنگين حقوقي ميتواند داشته باشد همديگر را متهم به انواع و اقسام پروندههاي مالي سنگين ميكنند. زدن اتهام بدون سند و مدرك و شايد از روي عصبانيت، باعث ميشود تا متهم كردن در فوتبال ايران تبديل به يك رويه شود. آن وقت است كه بقيه اهالي فوتبال هم براي از ميدان به در كردن رقيبانشان رو به اين حربه ميآورند تا بياخلاقي سكه رايج فوتبال شود.
علاوه بر اتهامهاي گسترده كه اين هفتهها در فوتبال ايران مربياني مانند دايي و مايلي كهن به هم ميزنند، شكست حرمتها و حريمها از ديگر آسيبهايي است كه به افزايش فضاي بياخلاقي در فوتبال دامن زده است، مسئلهاي كه ميتواند زمينهساز شدت گرفتن سقوط فرهنگ و اخلاق در فوتبال شود. البته پس از اين حاشيه ها، فدراسيون فوتبال از برخورد با اين مربيان و احضار آنها به كميته انضباطي خبر داده است.
با اين حال به نظر ميرسد با رويه كنوني مجموعه فدراسيون فوتبال، نبايد چندان اميدي به درست شدن اين وضعيت داشت. وقتي برخورد جدي با چنين حاشيههايي صورت نميگيرد نميتوان انتظار داشت كه چنين مسائلي در فوتبال ايران برچيده شود و از بين برود. فدراسيون فوتبال در سالهاي گذشته نشان داده كه چندان در اين مسئله حساس نيست و حساسيتهاي لازم را ندارد.
اين در حالي است كه اتفاقاتي كه پنج شنبه گذشته در جريان بازي صباي قم و پرسپوليس افتاد زنگ خطر را بلندتر از هميشه به صدا در آورده است، زنگ خطري كه اگر شنيده نشود ميتواند در سالهاي آينده فضاي اخلاقي حاكم بر فوتبال را به سمتي ببرد كه مسير بازگشت نداشته باشد، آن هم فوتبال كشوري كه هميشه در آيين آن بر رعايت حرمتها و جلوگيري از تهمت زدن و مسائلي از اين دست كه اخلاق را زير سؤال ميبرد تأكيد شده است اما بايد گفت با وضعيتي كه فوتبال اين هفتهها در پيش گرفته بايد براي مرگ اخلاق در اين فوتبال مرثيهاي نوشت!