کد خبر: 615326
تاریخ انتشار: ۱۴ مهر ۱۳۹۲ - ۱۶:۲۰
«شيعيان و پديده اختلاف‌انگيزي مذهبي در عراق» در گفت‌وشنود با حجت‌الاسلام والمسلمين شيخ قيس بهجت العطار
شاهد توحيدي

برخي صاحبنظرانِ تحولات عراق براين باورند كه امروزه پـــروژه «اشغال عــراق»به شكل اختـلاف انگيزي قومــي ومذهبي درحال پيگيري است. به عبارت ديگر دولت امريكا وجماعت اروپايي همگام با او، از پرداخت بهاي اشغال نظامي عقب‌نشيني كرده وآن را به جنگ‌هاي داخلي و قوميتي محول نموده‌اند. اما به راستي ريشه‌هاي اين اختلاف تاريخي كجاست و به ويژه اقليت سني با وجود قرارداشتن دراقليت، چگونه سوداي حاكميت براكثريت شيعي را درسر مي‌پروراند. اينها سؤالاتي است كه درگفت‌وشنود پيش رو، حجت‌الاسلام شيخ قيس بهجت العطار به آنها پاسخ گفته است، اميد آنكه مقبول افتد.

يكي از معضلاتي كه به محمل تحريك وآتش افروزي دشمنان امنيت عراق مبدل شده، مسئله قوميت‌ها و تشديد اختلافات آنهاست. اين رويكرد در مقطع كنوني تا چه حد مي‌تواند يا حتي توانسته است استقلال و تماميت ارضي عراق را تهديد كند؟

بسم‌الله‌الرحمن‌‌الرحيم. مشكلي كه اكنون بين اقوام در عراق وجود دارد مسئله جديدي نيست؛ امري است كه از گذشته در عراق وجود داشته است، اما مردم عراق چه شيعه و چه سني به‌رغم اختلافات با يكديگر زندگي مي‌كردند. البته استكبار همواره براي سلطه بر عراق سعي در اختلاف‌افكني در بين مسلمانان عراق و جاهاي ديگر داشته است. در دوران بعثي‌ها كه اساساً سكولار بودند و اعتقادي به دين نداشتند مي‌بينيم براي تسلط بر عراق به اختلافات مذهبي دامن مي‌زدند و از بخشي از جامعه براي سركوب بخش ديگر استفاده مي‌كردند.

ظاهراً اهل سنت براي اثبات حقانيت ِمورد تصور خود، برخي استنادات تاريخي نيز دارند كه اشاره به آنها و نيز نقد آنها دراين مقام مغتنم است؟

بله، حقانيتي كه اهل سنت با آنكه اقليت هستند بدان استدلال مي‌كنند از اين نظريه برمي‌خيزد كه مي‌گويند ابوجعفر منصور، خليفه عباسي باني شهر بغداد، پايتخت عراق بوده بنابراين بغداد مركز خلافت اهل سنت تلقي مي‌شده است. اين يك اشتباه تاريخي است، زيرا قبل از آنكه بغداد ساخته شود حكومت بني‌عباس در كوفه مستقر شد و هنگامي كه متوجه شدند تشيع كوفه تشيع علوي است، نه عباسي از اين شهر گريختند و بغداد را ايجاد كردند. لذا نمي‌شود شهري را در عراق تفكيك كرد. به عبارتي كل عراق علوي است، به‌طور مثال شهر بصره علوي بود و براي همين در جنگ‌ها از علي(ع) حمايت كردند. تشيع كوفه هم معروف است. ديرينه‌ترين جايگاه تشيع در دنيا در كوفه قرار دارد، علت اين قدمت اين است كه چون حكومت حضرت علي(ع) در كوفه بر پا شده، تشيع در كوفه راسخ شده است. مشاهده مي‌كنيم اهل كوفه در زمان نبرد جمل با اصحاب جمل مجادله و مبارزه مي‌كنند. حتي معاويه به اهل كوفه مي‌گويد حضرت علي(ع) به شما قول حق را ياد داده است پس اينگونه نيست كه ادعا مي‌كنند.

ظاهراً دراين‌باره يك تعمد تاريخي هم وجود داشته كه ريشه و جايگاه شيعه در عراق به درستي شناخته و تثبيت نشود. به نظر شما علت اين امر چيست؟

تشيع در عراق ريشه‌اي ديرينه و استوار دارد، اما به انحاي مختلف و براي تسلط بر شيعيان اين موضوع تحريف مي‌شود لذا مي‌بينيد حتي خطيب بغدادي در كتاب تاريخ بغداد هر كسي را كه در بغداد يا زادگاهش بغداد بوده يا از بغداد رد شده است ذكر مي‌كند و احوالش را مي‌آورد، اما اسم حضرت علي(ع) را نمي‌آورد، درحالي كه نهروان در بغداد بوده و حضرت علي(ع) از بغداد گذر كرده است. منظور اين است كه حضرت علي(ع) آنجا حضور داشته است و دوستانشان نيز بوده‌اند و خطيب بغدادي از كينه زياد اسامي آنها را ذكر نكرده است و اين قضايا جديد نيست. بغداد بر جنازه‌هاي علوي و ياران اهل‌بيت آباد و بنا و نقل شده است و در برج متوكل علوياني به قتل رسيده‌اند. به‌طور يقين در بغداد خلفاي عباسي نظير هارون‌الرشيد در ستون‌هاي قصرهاي خويش علويان را با شن و گچ زنده به گور مي‌كردند.

پس همواره شيعيان در عراق در اكثريت بوده‌اند؟

بله، همواره شيعيان در عراق در اكثريت بوده‌اند، اما در قرن حاضر يعني 100 سال اخير مي‌شود گفت شيعيان دو اشتباه كردند و آن اين است كه از سياست دور شدند. هنگامي كه انگليسي‌ها عراق را اشغال كردند اين علماي شيعه بودند كه فتواي جهاد دادند و عشاير شيعه با چماق، چوب و نيزه‌هاي صيادان، انگليسي‌ها را از عراق بيرون كردند، در اين زمينه فتواي ميرزا محمدتقي شيرازي معروف است. در واقع كل عشاير شيعي جنوب عراق و وسط فرات، انگليس را بيرون كردند و كتاب‌هاي زيادي در اين‌باره تأليف شده است. بعد از آنكه انگليسي‌ها بيرون رانده شدند اشتباه شيعه اين بود كه حكومت تشكيل نداد و بزرگان گفتند وظيفه ما فقط حوزه و درس است. البته از شدت تقوايشان نمي‌خواستند آلوده شوند و در آن مرحله نمي‌دانستند اگر در حكومت شركت مي‌كردند بهتر بود. در آن زمان اشتباه ديگري هم رخ داد كه همچنان بعد از 60 سال ادامه دارد. شيعيان در تجارت متمركز و تاجر شدند، لذا براي همين است كه تجارت عراق دست شيعيان است، اما اهل سنت به تحصيلات آكادميك نزد انگليسي‌ها پرداختند و به درجه‌هاي رفيع علمي و نظامي دست يافتند. مي‌بينيم اكثريت مردم عراق شيعه‌اند، اما افسرها و درجه‌دارها سني. بعدها همين امر زمينه‌اي براي ناديده گرفتن حقوق اكثريت شيعه شد. به مرور زمان صدام شيعيان را وادار كرد تا به رهبري افسران و ژنرال‌هاي ارتش عراق با ايران بجنگند. در شهرهاي موصل، فلوجه و تكريت كه امروزه اهل سنت در اين مناطق به مخالفت برخاستند كساني را كه از جنگ و نبرد عليه ايران فرار مي‌نمودند ترور مي‌كردند.

درباره اين فرارها نقل و داستان‌ها فراوان است. خود شما درآن دوره شاهد چه ماجراهايي دراين باره بوده‌ايد؟

فردي را مي‌شناسم كه سه بار محكوم به اعدام كردند، چون نمي‌جنگيد و به خدمت ارتش درنمي‌آمد! به اين آساني نمي‌شود شيعه بيايد و يك شيعه ديگر را بكشد و در تاريخ نداشته‌ايم، اما اشتباه قبلي باعث شد تمام منابع قدرت و دولت به دست اهل سنت بيفتد و شيعيان تابع شدند و نقش تعيين‌كننده‌اي نداشتند. ضمناً عراق از اندك كشورهايي است كه قانون نسبتاً عقب افتاده‌اي دارد و براي نمونه شهادت بر شناسنامه است. هر فرد عراقي به غير از شناسنامه بايد مدرك ديگري داشته باشد كه شهادت مي‌دهد اين شناسنامه صحيح است. اين قانون را اولين بار عم يا عموي پدر طارق‌الهاشمي، ياسين الهاشمي گذاشت...

ظاهراً خود او هم عراقي وحتي عرب نيست؟

نبايد فراموش كنيم كه طارق‌الهاشمي اصالت عربي ندارد. اصالتش ترك است و ادعاي سيادت دارد و خودش به عمليات‌هاي تروريستي كمك مي‌كرده و متواري شده و الان هم در تركيه است. اين قانون براي تشخيص اصالت و شيعه و سني بودن افرادي است كه توسط افسري مخصوص امضا مي‌شد. اگر فرد ايراني و شيعه بود در شناسنامه او الف مي‌گذاشتند و اگر سني بود رمزي ديگري. اولين كسي كه خواست ايراني‌ها و شيعيان از عراق بيرون بروند در زمان نوري السعيد بود كه نزديك 60 سال و اندي دست به اين كار زد. ايراني‌ها در اينجا دست به كار جالبي زدند. بيل و كلنگ برداشتند و در كنار قبر عبدالقادر گيلاني از بزرگان تصوف ـ‌كه در بغداد دفن است‌ـ شروع به كنده‌كاري كردند و دولت پرسيد:«چه كار مي‌كنيد؟» ايراني‌ها پاسخ دادند:«او هم ايراني است و بايد با ما بيايد». دولت ديد شلوغ مي‌شود اين كار را متوقف كرد، اما سياست‌هاي ضد شيعي خود را ادامه داد. در قيام سال 192، اكثر شهدا شيعه هستند و انگليسي‌ها را راندند.

اشاره كرديد به دو اشتباه تاريخي شيعيان. اشتباه دوم اين اكثريت چه بود و در چه زماني روي داد؟

اشتباه بعدي در ابتداي حكومت جمهوري عراق بعد از حكومت نوري السعيد بود. در كودتايي كه تدارك ديده شد، عبدالكريم قاسم به قدرت رسيد. متذكر مي‌شوم، مادر عبدالكريم قاسم شيعه و پدرش سني بود و منطقه زندگي‌اش شيعه نشين، لذا محب اهل‌بيت بود و هر شب جمعه به زيارت موسي‌بن جعفر مي‌رفت، مرجع اعلي شيعه آيت‌الله سيد‌محسن حكيم كه به بيماري مبتلا شد، با ادبي قابل توجه به عيادت او شتافت و با شيعه‌ها متعادل رفتار كرد. بهترين كاري كه براي شيعه انجام داد ايجاد شهرك صدر است. ساكنين اين شهرك بغدادي اصيل نيستند، عمدتاً كشاورز بودند و وضعيت مناسبي نداشتند، لذا مجبور به كارگري شده بودند و در خانه‌هاي حلبي زندگي مي‌كردند. همه اين افراد شيعه هستند. ژنرال عبدالكريم قاسم، اقدام به ايجاد شهرك صدر، آزادي و...براي اسكان اين افراد محروم كرد. مي‌شود گفت در زمان او شيعه در بغداد نفس نسبتاً راحتي كشيد. متأسفانه در اين دوره اشتباه ديگري رخ داد. ژنرال عبدالكريم قاسم به ديدار مراجع نجف رفت و به ايشان گفت:«مي‌توانيد وزراي شيعه در كابينه داشته باشيد. چه كساني را پيشنهاد مي‌دهيد؟» پاسخ مراجع منفي بود و گفتند:«با ما كاري نداشته باشيد، در اين مسائل قصد دخالت نداريم!»

به نظر شما بايد قبول مي‌كردند؟

به هرحال مي‌توانست مفيد باشد. عبدالكريم آدم منصفي بود، اما بعد از او شيعه‌ها بي‌بال و پر شدند. بعثي‌ها در 1968 به حكومت رسيدند و دو سال بعد در 1970 ايرانيان شيعه را بيرون كردند. در مقابل اين حركت هم كسي نتوانست مقاومت كند. اين يك ضعف اساسي بوده است كه شيعه دچار آن شد. در سال 1980 قبل از وقوع جنگ عراق و ايران شيعيان ايراني را بيرون و مصري‌ها را جايگزين كردند. توجه فرماييد ما با وحدت و همزيستي با سني‌ها مشكلي نداشتيم و نداريم و‌لكن افرادي كه از مصر وارد بغداد و عراق شدند، مجرمين و محكوميني بودند كه دادگاه‌هاي مصر آنها را به 20،15 سال محكوم كرده و آنها را به بغداد آوردند.

برحسب شواهد از اين عده حمايت هم مي‌شد. اين جانبداري چگونه صورت مي‌گرفت؟

قانون گذاشته بودند هر كسي از عراقي‌ها با مصري‌ها دعوا و جدل كند، شش ماه زندان دارد. اگر زن شيعه عرب با يك شيعه ايراني ازدواج مي‌كرد شوهرش را بيرون مي‌كردند و زن بايد از او طلاق مي‌گرفت و با فلسطيني‌ها، مصري‌ها، سوداني‌ها و سني‌هاي ناصبي ازدواج مي‌كرد تا شيعيان را از بغداد محو كنند. بعثي‌ها با محو كردن شيعيان در بغداد و ديگر شهرها سعي كردند تا سني‌هاي ديگر كشورها و ناصبي‌ها را جايگزين سازند.

ظاهراً اين همان روشي است كه در بحرين هم در حال اجراست...

همين روش در بحرين در حال اجراست. سريلانكايي‌ها و هندي‌هايي كه گرايش‌هاي تند وهابي دارند در اين كشور به عنوان شهروند پذيرفته مي‌شوند. افرادي كه حتي يك كلمه عربي نمي‌توانند صحبت كنند در اين كشور شهروند درجه يك شناخته مي‌شوند!

در ايام تحريم عليه عراق كه 13 سال طول كشيد، مردم و شيعيان به‌شدت فقير شده بودند، وهابيون با اين روش دست به فعاليت وسيعي زدند. اينها با تزريق پول جامعه را تحت تأثير عقايد خويش قرار دادند، به‌طور مثال به هر نفر ماهانه 200 دلار مي‌دادند و مي‌گفتند به سمت وهابيت گرايش پيدا كنيد. در دوران حكومت عبدالكريم قاسم (1963-1958) اگر شيعه در مسائل حكومتي دخالت مي‌كرد، اوضاع بهتر مي‌شد. آن هنگام كه بعثي‌ها بر سر كار آمدند، امام خميني(ره) به مرجع وقت شيعه، آيت‌الله‌العظمي سيد‌محسن حكيم گفتند:«دستور جهاد بدهيد» اما مرحوم حكيم بنا به شرايطي قبول نكردند. در حكومت 40 ساله بعثي‌ها قضيه آشكار شد كه اينها چه كساني هستند و هدفشان چيست و به آزار و اذيت شيعيان و نسل‌كشي آنان مي‌پرداختند.

شيعيان از چه مقطعي دريافتند كه بايد در حكومت مشاركت داشته باشند و منفعل نباشند؟

بعد از وقوع انقلاب اسلامي ايران شيعيان عراق دريافتند بايد در حكومت عراق ايفاگر نقشي باشند و كناره‌گيري نكنند، لذا در ابتداي سرنگوني صدام ملعون در سال 2003 كشورهاي مرتجع عربي با هدف تداوم محروميت‌هاو تضييقات عليه شيعيان با ايجاد اغتشاش و درگيري سعي كردند اكثريت شيعه را از حقوق خود محروم كنند. بعضي از افراد با هدف ايجاد اختلاف افكار ناصحيحي را در ميان اقوام عراقي رايج كردند تا بين مسلمانان اختلاف بيندازند، نظير آنكه به اهل سنت القا مي‌كردند به همان روشي كه خواجه نصيرالدين طوسي دانشمند و متكلم شيعي هولاكوخان مغول را تحريك كرد تا بغداد را ويران سازد، امروزه شيعيان امريكايي‌ها را تحريك و همراهي مي‌كنند! اين مسئله يك دروغ تاريخي است. ذهن ما كشتارها و قتل‌عام‌هاي فجيع صدام و حاميانش را فراموش نمي‌كند. اقدامات وي شباهت كامل به جنايات مغول دارد، اما صد افسوس خلاف آن بيان مي‌شود.

تحركات و تبليغات دشمن براي ايجاد اختلاف معمولاً به چه شيوه‌هايي انجام مي‌شود؟ مناطقي كه بيشتر در اين‌باره مورد استفاده قرار مي‌گيرد، كجاست؟

تحركات و تبليغات دشمن در ايجاد اين درگيري‌ها بسيار است و از هر گونه مسائل و ضعفي استفاده مي‌كنند، به‌طور مثال در درگيري‌هاي اخير، در منطقه المنصور عراق شهرداري پيگير تعمير و گذاردن دو‌باره مجسمه يادمان ابوجعفر منصور خليفه عباسي شد كه به دلايلي ساقط شده بود. در همين اثني بعضي از گروه‌ها نزاعي شديد بر‌پا كردند و در اين باب از مسائل تبليغي و رسانه‌اي بسياري استفاده شد. نمي‌توان نقش دولت‌هاي بيگانه نظير سعودي را در اين فتنه‌ها منكر شد كه در چنين فعاليت‌هاي فتنه‌خيزي حضور و دخالت جدي دارند.

راه‌حل مشكلات و وحدت شيعيان شيعيان در عراق امروز را در چه مي‌بينيد؟ كدام كانون مي‌تواند عامل و بسترساز چنين هماهنگي باشد؟

گام اول وحدت شيعيان است. به نظر من راه‌حل اين مشكل فقط مرجعيت است، لذا خود سياستمداران مي‌گويند آيت‌الله‌العظمي سيستاني كلامي بگويند تمام است، چون تجربه شده است و حتي از ايشان در خصوص جنگ‌هاي داخلي فتوايي خواستند كه ايشان گفتند:«خون و خونريزي حرام است، فلذا نيازي به فتوا نيست». الان هم مگر آيت‌الله سيستاني حكم بدهد هر چند يقين دارم، بعضي هستند كه به حرف او هم گوش نمي‌دهند. اگر شيعه‌ها واحد باشند و نظراتشان يكي باشد، ديگر گروه‌ها نمي‌توانند به شيعيان فشاري وارد كنند، چون بيشتر مناطق نفت‌خيز و كشاورزي متعلق به شيعيان است.

معارضين با شيعه در پنهان در پي به دست آوردن چه چيزي هستند؟ آنها در نهان چه چيزي را تعقيب مي‌كنند؟

عمده حرف معارضين اين است كه حكومت بغداد را به دست بگيرند و اگر نتوانستند مي‌خواهند مناطق خودمختار ايجاد كنند كه پشت پرده تمام اينها سياست امريكا و انگليس قرار دارد. چون ديده‌اند شيعيان به‌درستي جايگاه خود را در حكومت دريافته‌اند.

بهانه اخير معارضين هم از اين داستان شروع شد كه يكي از محافظان وزراي عراق مقابل قانون اعتراف كرد كه در عمليات تروريستي نقش داشته است. اين افراد از اين مسئله سوءاستفاده كرده و فتنه جديدي را راه انداختند. جالب است كه مي‌گويند ايران در اين عمليات نقش داشته است، درحالي كه عربستان و تركيه هستند كه به وضوح دخالتشان در عراق ديده مي‌شود.

گام بعدي پرهيز از ورود به درگيري‌هاي طايفه‌اي و مذهبي در عراق است. اگر عامل خارجي و وهابيون دخالت نكنند، شيعه و سني در عراق با هم زندگي مسالمت‌آميزي خواهند داشت. به هم زدن اين فضا و ايجاد جنگ مذهبي در عراق برنامه آنها براي مسلط كردن يك ديكتاتور وابسته در عراق است. ديكتاتور وابسته شيعه و سني نمي‌شناسد. مگر مبارك سني نبود ديديد چه بلايي سر مردم مصر آورد.

زمامداران تركيه نيز نقشي فعال درتحولات عراق دارند. تا چند سال قبل به دليل تظاهراًت ديني اردوغان، نوعي خوشبيني نسبت به آنان وجود داشت كه البته در يكي دو سال اخير، ترك‌ها هم دست خود را روكردند. آنها در عراق به دنبال چه هستند؟ هماوردي با ايران؟

قبلاً گفتم حاكميت تركيه لائيك است و مسلمان شدن يك‌شبه آنها فقط براي مقابله با ايران است. يك كشور مسلمان غير‌عرب در مقابل ايراني كه خود مسلمان غير‌عرب است. چنين كشورهايي دارند دخالت مي‌كنند تا كردها و مسلمين را عليه سوريه تحريك سازند. علتش مشخص است زيرا با آنان همسو نيست. زماني كه صدام ما را بيرون كرد فقط ايران و سوريه بودند كه به ما پناهندگي دادند، اما كشور تركيه هم هر كسي از ما پناهندگان را مي‌گرفت به صدام تحويل مي‌داد! ملك عبدالله اردني گفت:«مراقب هلال شيعي باشيد كه ايران، عراق، سوريه و لبنان است»، لذا مي‌بينيم عليه مقاومت لبنان فعاليت مي‌كنند كه در جنگ 33 روزه در مقابل مقاومت شكست خوردند، فعاليت آنان در ايران و عراق هم اثري نكرد.

متأسفانه حلقه ضعيف را پيدا كردند و آن هم سوريه بود كه از طريق تركيه بر آن متمركز شدند. در زمان شاه فقط حركت‌هاي شيعي در قم و نجف بود، اما بعد از انقلاب اسلامي نهضت عليه غرب و اسرائيل جهاني شده است كه اين مسئله از قواعد انقلاب اسلامي، تفكر شيعه و گرو‌ه‌هايي نظير حزب‌الله است و اكنون نيز قصد دارند اين حركت را خفه كنند.

در پايان از جنابعالي چند سؤال شخصي هم داشته باشيم. شما يكي از موفق‌ترين مصححان معاصر زبان عربي در ايران هستيد. از شما كتب زيادي مانند الشعراء من اصحاب علي اميرالمومنين (ع)، ادب المقابر، السلطان المفرج عن اهل الايمان، تصحيح رشح الولاء في شرح الدعاء، تصحيح الوصيه، تصحيح جديد نهج‌‌البلاغه و...منتشر شده است. از آخرين آثار منتشره از شما تصحيح نهج‌‌البلاغه است. قدري در اين باره توضيح دهيد.

بايد بگويم كتاب نهج‌‌البلاغه را از دو سال قبل، با چهار نسخه خطي به چاپ رساندم و بعد از آن شروع به تحقيق دو نسخه ديگر كردم كه ضبط علي بن السكون را داشته باشد زيرا ابن السكون يكي از بزرگ‌ترين ادباي شيعه (متوفي در اوائل قرن 7) مي‌باشد و روايت و ضبط صحيفه سجاديه دارد كه متأسفانه روايت نهج‌‌البلاغه ايشان تاكنون ارائه نشده است، ضمناً نكته‌هاي ادبي، تاريخي و عقايد لطيفي در ضبط ابن السكون يافت مي‌شود. براي نهج‌‌البلاغه كارهاي زيادي انجام نشده است، به عنوان مثال با آنكه نام اين كتاب شريف «نهج‌البلاغه» است و مبناي تصنيف آن طبق بلاغت بوده است ولي تاكنون كسي به تجزيه تركيب و فنون بلاغت تمام آن نپرداخته است. پس اولين كار و از مهم‌ترين كارهايي كه مي‌توان براي نهج شريف انجام داد، تجزيه تركيب و بيان فنون بلاغت (‌اعم از معاني بيان بديع‌) است. علاوه بر اين تحقيق شروح نهج‌‌البلاغه است كه تعداد بسيار كمي تا‌كنون به تحقيق كاملِ امروزي انجام شده است، به عنوان نمونه يكي از مهم‌ترين شروح نهج‌‌البلاغه شرح ابن‌ابي‌‌الحديد است كه نسخه‌هاي نفيسي هم در كتابخانه‌هاي كشور دارد ولي تاكنون تحقيقي شايسته از آن نشده است و تا‌كنون اعتماد به تحقيق‌هاي ديگران نموده‌‌ايم! مورد ديگر اين است كه نهج‌‌البلاغه تاحدي كه بنده اطلاع دارم تا 100 سال گذشته از كتب درسي حوزه‌هاي علميه بوده است. از همين جهت دعوت مي‌كنم از علما و مدارس علميه تا به اين امر اهتمام ورزند تا دو مرتبه اين كتاب شريف به عنوان كتاب درسي تلقي شود.

يكي از آثار تصحيحي شما «رشح الولاء في شرح الدعاء» بود. چه شد كه به تصحيح اين كتاب پرداختيد؟ گويا برخي اشكالات به آن وارد شده، آيا اين اشكالات را وارد مي‌دانيد؟ از مؤلف دانشمند آن اثر نكته جديدي يافته‌ايد يا همان مطالب قبلي است؟

دعا از مهم‌ترين وسايل ارتباط با خداست و از همين جهت اين كتاب به عنوان يكي از ميراث‌هاي ادبي و فرهنگي در راستاي دعا بوده است، بنابراين احساس نياز به تحقيق و طبع آن ديدم. اسعد بن عبد القاهر الاصفهاني مؤلف اين كتاب يكي از بزرگان علماي شيعه در قرن هفتم بوده و داراي كتاب‌هاي بسياري است كه بعضي از آنها هم به تازگي چاپ شده است. مانند مطلع‌الصباحتين و مجمع‌الفصاحتين كه به تحقيق سيد‌صادق حسيني‌اشكوري به طبع رسيده و داراي مطالب مهمي پيرامون تاريخ اصفهان و تشيع در آن زمان و زندگاني خود ابو‌السعادات مي‌باشد.
 

پشت پرده اختلافات قومي در عراق

به نظر شما امروز اختلافات قوميتي در عراق توسط چه كساني مديريت مي‌شود؟ چه طيفي بيشترين سود را در اين معركه برده و در صورت تداوم خواهد برد؟

به حقيقت صحنه‌گردان اصلي آن وهابيون هستند كه در كنار اين نوع تحريفات تاريخي و پاشيدن تخم كينه بين مسلمانان با تخريب اماكن مقدس شيعيان قصد ايجاد جنگ داخلي در عراق را دارند. اين بهانه دفاع از وطن و مليت كه مي‌گويند بعضي از گروه‌هاي شيعي به امريكايي‌ها اجازه حضور در عراق را دادند، بهانه‌اي بيش نيست، درحالي كه نوري مالكي و ديگر گروه‌هاي شيعي بيشتر از ديگر گروه‌ها تأكيد بر خروج امريكايي‌ها از عراق داشتند، شيعيان عمليات محكم و حساب‌شده‌اي بر ضد امريكايي‌ها انجام دادند درحالي كه ديگر گروه‌ها فعاليتي نداشتند و اگر داشتند، كار كارگران و فقيران اين اقشار بوده است.

با تشكر از جنابعالي كه پذيراي اين گفت‌وشنود شديد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار