کد خبر: 615209
تاریخ انتشار: ۱۳ مهر ۱۳۹۲ - ۲۳:۲۹
رژيم‌صهيونيستي، ارتجاع عرب و دلالان اقتصادي مثلث تخريب رابطه ايران و امريكا
مذاكره ديپلماتيك ميان ايران و امريكا شايد بتواند مهم‌ترين خبر سياسي سال 2013 را به خود اختصاص دهد؛
جعفر تكبيري
مذاكره ديپلماتيك ميان ايران و امريكا شايد بتواند مهم‌ترين خبر سياسي سال 2013 را به خود اختصاص دهد؛ مذاكراتي كه هياهوي زيادي در دنيا و در ميان سياستمداران كشورهاي مختلف ايجاد كرد. عده‌اي از سياستمداران خوشحال از شكل‌گيري رابطه ميان ايران و امريكا و عده‌اي ديگر نگران از بابت تخريب منافع‌شان، نظاره‌گر اين عرصه بودند. توقف روابط ميان ايران و امريكا به مدت 34 سال و قرار‌‌گيري در حالت مخاصمه ميان دو كشور در اين مدت باعث شده بود كه بسياري از كشورها بابت دلالي ميان ايران و امريكا امتيازهاي كلاني را به خود اختصاص دهند يا در سوي ديگر تلاش كنند با سوء استفاده از قدرت‌گيري جمهوري اسلامي در منطقه خاورميانه، با نزديك‌تر كردن خود به امريكا و بهانه قرار دادن قدرت جمهوري اسلامي، با تقويت خود در حوزه‌هاي مختلف نظامي و اقتصادي خود را به عنوان يك بازيگر جدي در منطقه معرفي كنند؛ بازيگراني كه با مطرح شدن برقراري رابطه ميان جمهوري اسلامي و امريكا كه قطعاً در بلندمدت عاملي براي افزايش قدرت بيش از پيش جمهوري اسلامي در منطقه خواهد شد، نگران از اين موضوع در جبهه مخالفان برقراري اين رابطه قرار بگيرند؛ موضوعي كه سياستمداران داخلي را از شكل دادن به اين روابط نااميد كرده است و در اين مسير يك مثلث قوي مخالف را در مواجهه با خود مي‌بينند. 
 
  ماهيت ضدايراني رژيم‌صهيونيستي
شاخص‌ترين گروهي كه امروز بيش از تمام كشورها نگران برقراري اين رابطه هستند، رژيم اشغالگر قدس است كه با راه‌اندازي پروژه ايران‌هراسي در طول 34 سال گذشته و فعال كردن لابي‌هاي خود در امريكا توانسته علاوه بر افزايش فشارها به جمهوري اسلامي، سرزمين‌هاي اشغالي را به زرادخانه‌اي بزرگ از انواع تسليحات نظامي تبديل كند و در كنار اين ساز توسعه‌طلبي را خود بلندتر از هر زمان ديگري به صدا درآورد. اگرچه اين واقعيت نيز در لايه‌هاي زيرين حاكميتي رژيم اشغالگر قدس شنيده مي‌شود كه شايد برقراري اين رابطه و پس از آن فشارهاي ايالات متحده به جمهوري اسلامي، ايران مجبور به پذيرش ماهيت رژيم‌صهيونيستي شود و سايه سنگين‌محور مقاومت از روي سرزمين‌هاي اشغالي برداشته شود اما واقعيت آن است كه لابي ضدايراني در اين رژيم بسيار قوي‌تر از صداهايي از اين دست است؛ لابي‌هايي كه ماهيت اصلي‌شان با جنگ و فروش تسليحات پيوند خورده و وجود دشمني به نام ايران در داخل منطقه متضمن حيات و قدرت‌گيري آنها خواهد بود. بنابراين نخستين گروهي كه با استفاده از نفوذ شديد خود در امريكا مشغول سنگ‌اندازي در مسير برقراري اين رابطه‌اند، نيروهاي وابسته به رژيم‌صهيونيستي هستند. 
  
 ارتجاع عرب نگران اما ساكت
دومين گروه نگران از برقراري روابط ايران و امريكا برخي مرتجعين عربي حاشيه خليج فارس هستند؛ حكومت‌هايي كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، هر كدام كوشيدند تا نقش حكومت پهلوي در منطقه خاورميانه را به عهده بگيرند و در اين مسير از هيچ تلاش و خوش‌خدمتي نيز فروگذار نكردند. اين كشورها حالا پس از 34 سال، خوش‌خدمتي و هزينه‌هاي كلاني كه كرده‌اند نمي‌توانند شاهد بازيابي قدرت ايران در منطقه خاورميانه باشند چراكه ايران بدون داشتن دشمني به نام امريكا قطعاً پله‌هاي ترقي و قدرت‌گيري را بسيار سريع‌تر از هر زمان ديگري طي خواهد كرد؛ قدرتي كه بي‌شك مي‌تواند خطرهاي جدي براي حكومت‌هاي استبدادي عربي ايجاد كند؛ خطرهايي نه از جنس نظامي و تسليحاتي بلكه خطراتي ناشي از الهام‌بخشي حكومت جمهوري اسلامي به جريان‌هاي فعال در عرصه بيداري اسلامي. . . اين واقعيتي غيرقابل انكار است كه جمهوري اسلامي مهم‌ترين و فعال‌ترين نقش را در قضاياي بيداري اسلامي در منطقه داشته و كشورهاي عربي براي حفظ حاكميت خود از موج اين بيداري تلاش‌هاي گسترده‌اي را براي مهار جمهوري اسلامي انجام داده‌اند. بنابراين قطعاً بازيابي قدرت ايران در منطقه بر اثر شكل‌گيري اين روابط، بزرگ‌ترين خطر براي حكومت‌هاي استبدادي كشورهاي حاشيه خليج‌فارس خواهد بود و شايد باعث شعله‌ور شدن آتش زير خاكستر نهضت‌هاي بيداري منطقه باشد. از اين رو ارتجاع عرب دومين گروهي هستند كه تمامي لابي خود را به كار گرفته‌اند تا مانع از شكل‌گيري اين روابط شوند، البته نكته مهم در خصوص اين لابي سنگين، سكوت عجيب و غريب اعراب است؛ سكوتي كه بسياري بر اين باورند به دليل چشم انتظاري اعراب براي به ثمر نشستن لابي‌هاي خود و رژيم‌صهيونيستي است و قطعاً در صورت عدم‌موفقيت، توپخانه رسانه‌اي اعراب نيز در اين خصوص فعال خواهد شد. 
  
 دلالان اقتصادي نگران‌تر از هميشه
سومين دسته از كساني كه نگران حل و فصل مسائل ميان ايران و امريكا هستند، دلالان اقتصادي‌اند. كساني كه در طول 34 سال گذشته به دليل خصومت ميان ايران و امريكا و اخيراً افزايش فشارهاي اقتصادي از جانب اين كشور و همپيمانانش عليه كشورمان، بابت دلالي‌هاي اقتصادي خود از مسير فروش نفت ايران، فروش اجناس مورد نياز داخل و اقدامات ديگر، پول‌هاي گزافي به جيب زده‌اند و اقتصاد ترك خورده خود را بازيابي كرده‌اند، بنابراين عادي‌سازي روابط ميان ايران و امريكا قطعاً منافع اين گروه‌ها را نيز به خطر خواهد انداخت و آنها نيز براي به ثمر نشستن اين مذاكرات بي‌شك سنگ‌اندازي‌هاي فراواني خواهد كرد. 
    
نياز به اتحاد ملي 
اما شكاف ايجاد شده در ميان دشمنان جمهوري اسلامي به مناسبت اين مذاكرات دوجانبه در حالي است كه متأسفانه در داخل كشور نيز يك دوگانگي و شكاف در حال شكل‌گيري است و كم‌وبيش اتحاد ملي را مورد تهديد قرار داده است؛ موضوعي كه بي‌شك مايه خوشحالي دشمنان خواهد بود و قطعاً به دنبال آن خواهند بود كه از ايجاد همين دوقطبي به اهدافشان در داخل ايران برسند. دو گروهي كه يكي بسيار خوشبينانه به مذاكرات ايران و امريكا مي‌نگرند و گروهي ديگر كه برقراري اين روابط را بسيار تاريك و سياه مي‌پندارند. اين در حالي است كه در شرايط فعلي نيازمند رعايت اعتدال و ميانه‌روي در اين مواجهه‌ها هستيم؛ موضوعي كه رهبري معظم انقلاب نيز در سخنان ديروز خود تلويحاً به آن اشاره كردند و ضمن حمايت از تحركات ديپلماتيك دولت، امريكايي‌ها را در اين مسير غيرقابل اعتماد خواندند، بنابراين لازم است در داخل كشور ضمن هماهنگي با ميزان و معياري كه از سوي رهبري معظم در اين خصوص اعلام شده و پرهيز از خوشبيني و سياه‌بيني مفرط، ‌از فضاي به وجود آمده در عرصه بين‌الملل و شكاف ميان دشمنان جمهوري اسلامي به بهترين نحو استفاده كرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار