احمد محمدتبريزي | چند سالي ميشود كه آزمون كنكور از يك سد بلند به يك مانع كوتاه تغيير ارتفاع داده و كساني كه خواهان شركت در دانشگاه هستند به راحتي ميتوانند در اين آزمون نمره قبولي كسب كنند. دليل چنين تغييري هم واضح است؛ كم شدن تعداد فرزندان خانوادهها بر تعداد افراد شركتكننده در آزمون ورودي دانشگاهها تاثير مستقيم گذاشته و باعث شده تا افراد به راحتي از پس كنكور بر بيايند. همچنين افزايش واحد دانشگاهها در سراسر كشور شانس افراد براي پذيرش در دانشگاه را زياد كرده است. ديگر زمان مانند يك دهه پيش نيست كه تعداد زيادي جوان دهه شصتي كه روزهاي دانشآموزي را در نيمكتهاي سه نفره درس ميخواندند مجبور باشند براي قبولي در دانشگاه روزي 10 ساعت درس بخوانند. رقابت شديد بچه كنكوريهاي يك دهه پيش به قدري شديد بود كه فرد داوطلب براي قبولي از يك سال قبل قيد تمام تفريحات زندگياش را ميزد و فقط به درس و تستزني فكر ميكرد.
آن روزها پشت كنكور ماندن براي خيليها به يك امر طبيعي تبديل ميشد. بعضيها آنقدر پشت كنكور ميماندند كه با برگه ورودي آزمون خود ميتوانستند يك آلبوم پر و پيمان تهيه كنند. كساني هم كه پشتكار لازم را نداشتند قيد شركت دوباره در كنكور را ميزدند و در بازار كار به دنبال شغلي براي خود ميگشتند.
مجاز شدن 100درصدي شركتكنندگان
اگر به درصد قبولشدگان در اين چند ساله نگاهي بيندازيم متوجه سير صعودي درصد قبولشدگان خواهيم شد. دكتر ابراهيم خدايي رئيس سازمان سنجش آموزش كشور در رابطه با كنكور امسال به مجاز شدن 100 درصدي داوطلبان حاضر در جلسه آزمون اشاره كرد و گفت: در گروه علوم رياضي و فني 218 هزار و 404 داوطلب مجاز به انتخاب رشته شده است كه با توجه به ظرفيت پذيرش 238 هزار و 109 نفري بيش از 100 درصد، داوطلبان شانس قبولي دارند. در گروه آزمايشي علوم انساني هم 247 هزار و 304 داوطلب مجاز به انتخاب رشتهشدهاند كه ظرفيت پذيرش در اين گروه 245 هزار و 22 نفر ميباشد، بنابراين شانس قبولي در اين گروه 08/99 درصد است.
حرفهاي رئيس سازمان سنجش آموزش كشور تنها در رابطه با دانشگاههاي دولتي است و قطعاً اين درصدها در ديگر دانشگاهها بيشتر ميشود. دانشجويان نسل جديد مثل نسل گذشته خيلي دغدغه قبولي در دانشگاه را ندارند و بيشتر بايد بر سر قبولي در رشته و شهر مورد علاقهشان رقابت كنند.
با اين حساب كار اصلي براي دانشجويان جديد از زماني كه پا به دانشگاه ميگذارند شروع ميشود. آنها حالا بنا به رشتهاي كه قبول شدهاند با مقولهاي به نام پاياننامه مواجه ميشوند. با اينكه پاياننامه بيشتر در دوره كارشناسي ارشد و دكترا وجود دارد اما بعضي رشتههاي دوران كارشناسي مكلف به تحويل پاياننامه هستند.
پاياننامه دوران كارشناسي با اينكه نسبت به مدارج علمي بالاتر كار كمتر و سبكتري ميخواهد اما باز خيلي دانشجويان از انجام دادن آن عاجز هستند. بسياري از دانشجويان ترم آخري از انجام پروژهاي به نام پاياننامه فرار ميكنند و در دل ترس عميقي از اين موضوع دارند. شايد سادهگرفتنهاي ابتدايي براي پذيرش در دانشگاه باعث شده دانشجويان تنبل شوند و اين تنبلي تا فارغالتحصيلي همراه آنها باشد.
همچنين رشد قارچگونه مراكزي كه سفارش پاياننامه انجام ميدهند باعث شده تا دانشجويان به راحتي و با پرداخت هزينهاي كار پاياننامه خود را به آنها بسپارند. استقبال دانشجويان به خصوص دانشجويان مقاطع ارشد باعث گسترش اين مراكز شده است.
مراكزي كه با يك جستوجوي ساده در اينترنت ميتوان آنها را پيدا كرد. جالبتر اينكه بعضي افراد به خود زحمت راهاندازي و ثبت شركت را ندادهاند و با ايجاد يك وبلاگ شخصي و گذاشتن شماره تلفن همراه خود به راحتي كار پاياننامه دانشجويان را انجام ميدهند.
افرادي را در ميان دوستان و همكاران ميشناسم كه تمام واحدهاي تئوري و عملي رشته خود در مقطع كارشناسي ارشد را طي كردهاند و از ترس يا تنبلي انجام پاياننامه بيخيال دو سال درسي كه در اين مقطع خواندهاند شدهاند و ارشد خود را نيمهكاره رها كردهاند.
پاياننامه دكترا هفت ميليون
با گشتوگذاري در اينترنت شماره چند مركز كه سفارش پاياننامه قبول ميكردند را گرفتم تا با آنها درباره قيمت و نحوه كارشان صحبت كنم. اين مراكز عمده فعاليت خود را براي پاياننامههاي دوره ارشد و دكترا گذاشتهاند و انجام پاياننامههاي دوره كارشناسي براي آنها كار چنداني ندارد.
اين مراكز با مبلغي زير پانصد هزارتومان كارهاي مربوط به پاياننامههاي دوران كارشناسي را انجام ميدهند ولي طبق گفتههايشان در دوران كارشناسي ارشد و دكترا كه موضوع پاياننامه ثبت ميشود و دفاعيه جدي و سختي در پيش است حجم كارها و هزينهها افزايش مييابد.
وقتي با يكي از اين مراكز درباره قيمت پاياننامه ارشد يك رشته علوم انساني سؤال كرديم، جواب داد كه اگر پروپوزال را نداشته باشيد با واريز مبلغ 300هزار تومان ما موضوعات و پروپوزال را به شما ميدهيم. در مورد هزينه نهايي پاياننامه هم گفت كه مبلغي حدود يك تا 2ميليون و چهارصد هزارتومان هزينه دارد.
وقتي از او پرسيدم كه آيا واقعاً پاياننامه را مينويسيد يا از روي پاياننامههاي ديگر كپي ميكنيد، پاسخش اين بود كه نميتوانيم از يك پاياننامه كپي كنيم چراكه با اين كار مطالب آن سوخت ميشود و ديگر قادر به استفاده از آن نيستيم! «افرادي واقعاً براي نوشتن پاياننامه مسئول اين كار ميشوند.» از مؤسسه ديگري درباره پاياننامه يكي از رشتههاي فني و مهندسي پرسيدم. متصدي اين كار از آن سوي خط گفت براي تهيه پروپوزال مبلغ 400 هزار تومان گرفته ميشود. او ادامه ميداد پاياننامه در مدت زمان 4 ماه در ازاي پرداخت مبلغ 2ميليون 700 هزار تومان به ما تحويل داده ميشود.
نكته جالب در مورد اين مؤسسه اين بود كه آنها پاياننامه را يك جا تحويل نميدادند و يك جا هم پول را نميگرفتند. نوع كار آنها به اين شكل بود كه يك يا دو فصل پاياننامه را تحويل ميدادند و 20درصد مبلغ را ميگرفتند. اما نرخ پاياننامههاي دكترا كاملاً متفاوت از ارشد است. مؤسسه ديگري درباره قيمت پاياننامه در دوران دكتري اينگونه توضيح داد: قيمتها بر اساس موضوع انتخابي فرق ميكند. قيمت را كساني كه پاياننامه را تهيه ميكنند بنا به آساني و سختي موضوع ميگذارند. قيمتها از هفت ميليون تا 12 ميليون تومان در نوسان است. براي هر پاياننامه هم حدود شش، هفت ماه زمان لازم است. وقتي از او پرسيديم چه كساني اين پاياننامهها را تهيه ميكنند، گفت: اغلب دانشجويان دكترا يا فارغالتحصيلان آن رشته اين كار را انجام ميدهند. او همچنين ضمانت صددرصد كرد كه پاياننامهها اصلي و اورجينال هستند چراكه در دوران دكترا حساسيتها زياد است و نميتوان كار مشابه ارائه داد. حالا كه مظنه قيمتها در تهران دستم آمد تصميم گرفتم به يكي از مؤسسات فعال در شهرستان زنگ بزنم و ببينم قيمت آنها با تهران تفاوت دارد يا نه. وقتي قيمتها را شنيدم فهميدم كه نرخها به شدت با پايتخت تفاوت دارد.
اين مؤسسه در ازاي انجام كار در مقطع دكترا مبلغي بين 2ميليون و 500 هزار تومان تا 4ميليون ميگيرد. كارمند اين مؤسسه ادعا ميكرد كه كار انجام پروژه را دانشجويان دكترا، استادان دانشگاه و استادان حاضر در هيئت علمي دانشگاهها انجام ميدهند.
فكر ميكنم با اوضاع امروز دانشگاهها وضعيت اين مؤسسات حسابي سكه باشد. اگر سكه نبود كه اين همه مركز و مؤسسه براي نوشتن پاياننامه به وجود نميآيند. تقاضاي بالا باعث رشد اين مراكز شده است. نميدانم چرا نسل امروز تنبل شده و دنبال پژوهش و تحقيق و توليد نيست. همه چيز را حاضر و آماده ميخواهد.
در پايان اين گزارش ياد دو خاطره از دو استاد چند نسل پيش افتادم. در يكي از مجلات از قول يكي از روزنامهنگاران ميخواندم كه ميگفت در زمان انقلاب وقتي متني و پيامي از امام را ميشنيديم، ميرفتيم درباره آن پيام چندين كتاب ميخوانديم تا نسبت به آن موضوع دانش و آگاهي پيدا كنيم تا بتوانيم در مقابله ديگران با ادله و منطق حرفمان را بزنيم. ولي نسل امروز مانند گذشته نيست. تنها به دانستن چند جمله از موتورهاي جستجوي اينترنتي اكتفا ميكند.
خاطره ديگر آنكه دوران دانشجويي استادي داشتم كه در رشته خود از بهترينها بود. تعريف ميكرد زماني كه موضوع پاياننامه دكترايش را انتخاب كرده آن موضوع هنوز در ايران ناشناخته بوده و كتابي در اين زمينه وجود نداشته. او براي نوشتن پاياننامهاش مجبور ميشود بيش از صد كتاب انگليسي را بخواند و فيشبرداري كند. بعد از نوشتن اين پاياننامه او به يكي از استادان بنام در رشتهاش تبديل ميشود.