جشنواره فيلم كودك هر ساله مهرماه در كشور برگزار ميشود. اكثريت قريب به اتفاق فيلمهاي شركتكننده در اين جشنواره عموماً فيلمهاي «رئال» هستند و چيزي به نام «انيميشن» در اين گستره محلي از اعراب ندارد.
برخلاف اينكه در سينماي امروز جهان، «انيميشن» بيشترين جذابيت و طرفدار را در بين كودكان و حتي بزرگسالان پيدا كرده است، متأسفانه در بخشهاي متولي و مسئول توجه به توليد انيميشن و كاناليزه هدايت كردن بخشي از بودجه و سرمايه به منظور تقويت اين حوزه با ترديد و محافظهكاري بيش از اندازه همراه است. با توجه به سرعت بالاي تسخير بازارهاي جهاني و سلايق مخاطبان با توليدات «انيميشني»، لازم است كه مديران با ريسكپذيري و جسارت بالاتري به اين حوزه وارد شوند. شركتهاي مطرح دنيا از جمله شركت والت ديزني در حدود 80 سال پيش اقدام به ساخت و توليد انيميشنهايي كرده است كه هنوز هم داراي جذابيت هستند. ما در سينماي بينالمللي كودك (سينمايي كه تمام كودكان دنيا از تماشاي آن لذت ميبرند) در حدود 70، 80 سال عقب هستيم. اين مسئله كه كودكان دنياي امروز و هزاره سوم مجذوب انيميشن و بازيهاي رايانهاي (گيمنت) هستند، واقعيتي انكار نشدني است. اين مدعا به راحتي و در قالب انجام يك پژوهش علمي ساده، قابل احصا و دستيابي است. غلبه اصلي در سينماي كودك كشور ما به توليد فيلمهاي احساسي– اجتماعي تعلق دارد كه به مسائلي از جمله گرفتاري و بدبختي برخي كودكان يا ديگر افراد خانوادههاي محروم جامعه ميپردازند. ممكن است چنين فيلمهايي با درآوردن اشك مخاطبانش حتي مورد توجه قرار گيرد، اما اين فيلمها به هيچ عنوان«فيلم كودك» نيستند! اين دسته از فيلمها براي كودك نيست بلكه براي بزرگسالان است اما موضوعش يك مسئلهاي است كه حالا چند كاراكتر و شخصيت كودك هم دارد يا يك اتفاقي پيرامون زندگي آنها را روايت ميكند. در كشور ما و يكسري كشورهاي جهان سوم هميشه اينگونه بوده كه تلقي و ذهنيت فيلمساز اين است كه تلاش بكند يك حرفي را بزند و اين حرف يا بحث، تأثيري اخلاقي يا آموزنده داشته باشد. برخي مديران ما گمان ميكنند اگر كودكان را از ديدن فيلمهاي انيميشن خارجي محروم كنيم و آنها را به ديدن توليدات سينمايي داخلي(آثاري كه به اسم كودك توليد ميشوند) ترغيب يا مجبور كنيم، پس با تهاجم فرهنگي غرب مقابله كردهايم!
فيلمهاي كودكي كه در كشور توليد شده يا ميشوند (منظور تحليل كيفيت يا خوب و بد دانستن اين فيلمها نيست) تناسبي با دنياي كودكان و تخيلاتشان ندارند. چه اينكه عمدتاً كودكان به آثاري علاقهمندند كه آميختهاي از نگاه، رؤيا و تخيلات كودكانه به همراه جذابيتهاي خاص اين دوره است، حال ميخواهد اين اثر انيميشن باشد يا تلفيقي از سينمايي ـ انيميشني يا توليدات ديگر. از طرفي هم متأسفانه به دليل نداشتن يك استراتژي و راهبرد برنامهريزي شده مصوب در زمينه ارتقاي توانايي و كيفيت ساخت و محتواي انيميشن، با تغيير مسئولان و مطابق با دغدغه، سليقه و نوع نگاه آنها عرصه توليد و محتواي آثار هم تغيير ميكنند!
برخي از مديران و مسئولان ذي مدخل در اين مبحث هنوز در پذيرفتن اين موضوع كه انيميشن اولويت اول «سينماي كودك» محسوب ميگردد دچار شك و ترديد هستند. موضوع توليد محتوا در قالب انيميشن «براي كودكان» و نه «درباره كودكان»، بدون ترديد زمينهساز انتقال فرهنگ و ارزشهاي اجتماعي، فرهنگي و ديني در هر جامعهاي ميتواند باشد. برنامهريزي مدون و استراتژيك به همراه اقدامات اجرايي و عملياتي قطعاً نگرانيهايي را كه درباره اوضاع سينماي كودك و توليد محتواي مطلوب و مختص كودكان است، مرتفع ميكند. از طرفي هم اين كار ما را در مقابله با تهاجم فرهنگي و ترويج سبك زندگي مغاير با فرهنگ اسلامي ـ ايراني كه در آثار انيميشن وجود دارند، قدرتمندتر و اثرگذارتر ميكند.