
بعد از بازگشت دكتر روحاني از نيويورك به ايران و بازتات مواضع هوشمندانه و ديپلماسي قوي ايشان خصوصاً سخنراني مقتدرانه در مجمع عمومي سازمان ملل كه اخبار رسانههاي برتر دنيا را در برگرفت، اكنون شاهديم مقامات امريكايي از يك اقدام رئيسجمهور ايران قصد سوءاستفاده دارند و با حالتي كه حاكي از هراس و عجز است براي حريف سياسي خود كه پس از پيروزي، تشك كشتي را ترك كرده، رجز ميخوانند و با آنكه در ميدان كشتي ديپلماسي در برابر مقاومت ملت ايران و اراده رئيسجمهور كشورمان به خاك افتادند، حالا همچون كودكان كه صورتشان خيس از اشك و گريه است، از دور فرياد ميزنند كه زور ما از تو بيشتر است و زمين كج بود و آنكه به خاك افتاد تو بودي و اصلاً ما زورمان خيلي زياد است و تو در برابر ما زمين خوردي و. . .
ادعايي براي جبران شكستضعف و پريشاني حالاتي است كه ميتوان از اين روزهاي اوباما و ساير مقامات امريكايي دريافت. رئيسجمهور امريكا پس از ديدار با نتانياهو در برابر خبرنگاران اعلام كرد: «براي جلوگيري از دستيابي ايران به سلاح هستهاي مصمم است و با چشماني باز وارد مذاكره شده و هيچ گزينهاي از جمله گزينه نظامي را از روي ميز برنداشته است.» وي در ادامه گفته كه «ايران به خاطر تحريمها آماده مذاكره شد و ما هم ميخواهيم با حسن نيت، اراده آنها را بيازماييم.»
مقصود اوباما از «مذاكره ايران به خاطر تحريمها» همان 15 دقيقه مكالمه تلفني با رئيسجمهور ايران است كه بعد از رد درخواست آنها براي ملاقات حضوري و شش بار تقاضا براي تماس تلفني، سرانجام با موافقت رئيسجمهور ايران مواجه شد. آن هم در شرايطي كه آقاي روحاني از هيچ يك از مواضع سابق خود و نظام جمهوري اسلامي كوتاه نيامده بود و باراك اوباما رسماً و علناً حاضر شد در سخنراني مجمع عمومي سازمان ملل از برخي مواضع سابق دولت امريكا عدول كند و اين يعني عقبنشيني امريكا براي رسيدن به چند دقيقه گفت و گو با ايراني كه همچنان در مقاومت و ايستادگي به سر ميبرد. حال بر چه اساسي رئيسجمهور امريكا تصور كرده كه دولت ايران به خاطر تحريمها حاضر به مذاكره شد، موضوعي است كه در ادامه به آن خواهيم پرداخت.
برخي از صاحبنظران در داخل كشور معتقدند مذاكره تلفني اوباما با روحاني روي همين پاشنه ميچرخد، يعني امريكا به اين مذاكره نياز داشت تا به جهان اعلام كند تحريمها باعث فشار به ايران براي مذاكره با امريكا شد. اين نظر هرچند از يك بعد واقعيت ميتواند باشد اما طبيعت كار ديپلماسي براي دو دولتي كه 35 سال با هم در شرايط قهر و قطع رابطه به سر بردهاند همين است كه هر دو بكوشند بعد از برقراري اولين تماس، در ميان افكار عمومي برتري خود را القا كنند كه ما توانستيم طرف ديگر را مجبور به مذاكره كنيم و ما پيروز مذاكره بوديم و ما از موضع قوت بوديم و آنها از سر ضعف و ناچاري. در اين بين اما يك طرف راست ميگويد و طرف ديگر براي جبران شكست و از اين باب كه در ميان ملل و دول مختلف تحقير نشود، مجبور است كه ادعاي دروغ خود را به قدري تكرار كند كه بعد از مدتي حتي خود هم به آن باور پيدا كند، بنابراين در شرايط فعلي بايد ديد كه كدام طرف مذاكرهكننده از ميان ايران و امريكا براي اعلام پيروزي راست ميگويد و ادعاي رئيسجمهور امريكا كه از زبان معاونش جو بايدن هم تكرار شده، چقدر به واقعيت نزديك است؟
تحريمهاي فلج شده در برابر مقاومتدر حالي كه هنوز هيچ اتفاق خاصي بعد از مذاكره تلفني اوباما با روحاني رخ نداده و با آنكه شواهد حاكي از دست برتر ايران در اين ارتباط است، رئيسجمهور اوباما اين اقدام را كه البته با التماسهاي خودشان انجام شد، ناشي از فشار تحريمها و ناچاري ايران دانسته است اما آيا واقعيت هم مبتني بر اين ادعاي اوباماست؟ براي دريافت پاسخ اين سؤال در ادامه به چند نشانه اشاره ميكنيم:
1ـ شايد اگر اين اتفاق چهار سال يا شش سال قبل افتاده بود و بعد شاهد اين ادعاي اوباما بوديم، ميشد آن را ولو به اندازه يك سانتيمتر به واقعيت نزديك دانست زيرا در آن سالها خصوصاً سال 88، جمهوري اسلامي ايران با يك فتنه عميق داخلي برآمده از نقشههاي خارجي مواجه بود و از طرفي هم بار تحريمها براي حمايت از اغتشاشگران روز به روز سنگينتر ميشد و در منطقه هم خبري از حوادثي كه ناشي از بيداري اسلامي و الگوگيري از جمهوري اسلامي باشد، نبود، هرچند در آن موقعيت هم «مقاومت» نقطه مركزي قلب ملت ايران بود اما مانند امروز كه به وضوح دست برتر ايران در منطقه و جهان پيداست، چنين شرايطي وجود نداشت. با اين حساب اگر قرار بر كوتاه آمدن ايران از دريچه فشار تحريمها و روي آوردن به مذاكره با امريكا بود، بايد در آن روزها اتفاق ميافتاد. امروز اما شرايط منطقه به نفع جمهوري اسلامي و زيان ايالات متحده و دولتهاي غربي در حال پيشرفت است، بيداري اسلامي هنوز در خواب و خمودگي فرو نرفته و به زودي نقطه اوج آن را كه به آرامش و آرايش اسلامي منجر ميشود، شاهد خواهيم بود. انتخابات اخير در ايران شور و نشاط خاصي به همراه آورد و از بار تأثيرات منفي تحريمها به نسبت گذشته تا حدودي كاسته شده و «وحدت»، «همدلي»، «آرامش»، «اميد به آينده» و «توكل بر خدا و روحيه مقاومت» در ميان ملت تقويت شده است. اينها مواردي است كه به راحتي ميتوان در فضاي جامعه مشاهده كرد. از طرف ديگر، دست برتر ايران و شكست امريكا در منطقه و حتي جهان است كه به وضوح ديده ميشود، آنچنان كه خود امريكاييها بارها به طور علني يا غيرعلني و مكاتبهاي اعلام كردهاند حل شرايط منطقه و جهان بدون همكاري ايران و بدون در نظر گرفتن قدرت ايران امكانپذير نيست. در اين زمينه «كراكر» سفير سابق امريكا در عراق و افغانستان با اشاره به اينكه واشنگتن به عمل و تعهد ايران در قبال جامعه بينالمللي نياز دارد، تأكيد ميكند كه «هرگونه تفاهم بين تهران و واشنگتن به نفع ثبات در منطقه است.» تأكيد بشار اسد بر تأثير مثبت روابط ايران و امريكا بر سوريه و كل منطقه و همچنين شكست سياستهاي جنگطلبانه امريكا عليه سوريه بر اساس طرح روسيه كه حالا از زبان «لاوروف» وزير امور خارجه روسيه فاش شده كه آن طرح در واقع طرح ايران بود، همگي گوياي اين حقيقت است كه مديريت منطقه به دست ايران است و قدرت امريكا در منطقه بدون در نظر گرفتن قدرت ايران، يك تصور باطل است.
حال با اين نشانهها چگونه ميتوان باور كرد كه در اين شرايط، ايران بر اثر فشار تحريمها به سمت مذاكره با امريكا رفته است؟ و اصلاً بايد پرسيد كه آيا ايران خواهان چنين مذاكرهاي بود كه حالا بخواهيم دليلي براي آن بتراشيم يا واقعيت در التماسهاي امريكا نهفته است؟
2ـ در آخرين نظرسنجي سيانان مشخص شد كه 75 درصد امريكاييها خواهان مذاكره با ايران هستند و اين در حالي است كه تا چند سال گذشته شايد نيمي از مردم امريكا موافق حمله نظامي به ايران بودند. اين نشانه حاكي از آن است كه امروز علاوه بر دولت امريكا، ملت امريكا نيز به اين سطح از فهم و درك سياسي رسيده است كه برخي از مشكلات امريكا فقط با كمك و همكاري ايران حل خواهد شد. بر اين اساس شايد بتوان نتيجه گرفت كه امروز ظاهراً دود تحريمهاي امريكايي بيش از آنكه به چشم ملت ايران برود، به چشم ملت امريكا رفته است و فشار تحريمهاي ضدايراني به ملت امريكا، دولت امريكا را پس از آزمايش بيفرجام تمامي راهها براي شكست ايران مجبور به تغيير موضع و عقبنشيني كرد. اين در حالي است كه درخواست لغو تحريمها از سوي ايران، حداقل خواسته براي دريافت كمترين سيگنالهاي صداقت و حسن نيت از طرف امريكا به قصد ادامه ارتباطات است نه چيزي فراتر از آن كه بتوان به عنوان ضعف ايران تلقي كرد.
3ـ امروز نشانههاي ديگري هم ديده ميشود كه ثابت ميكند فشار تحريمها عامل مذاكره با امريكا نبوده است. قطعاً اگر ادعاي فشار تحريمها به ايران براي مذاكره با امريكا واقعيت داشته باشد، امروز امريكاييها نه فقط در لفظ و ادعا بلكه بايد براي آنكه ايران را بيش از پيش به سمت مذاكره بكشانند، در عمل بر بار تحريمها ميافزودند و اگر اين كار انجام ميشد هرچند بيصداقتي امريكاييها براي تمام افكار عمومي آشكار ميشد اما اين واكنش لااقل معلوم ميكرد امريكاييها نه براي جبران شكست و كم كردن از بار تحقير بينالمللي كه در واقعيت احساسشان بر اين است كه تحريمها باعث فشار بر ايران و اجبار براي مذاكره با امريكا ميشود اما اينك در شرايطي كه خبر ميرسد سناي امريكا، تحت فشار مقامات كاخ سفيد بررسي تحريمهاي جديد ضدايراني را به بعد از مذاكرات ژنو موكول كرد يا آنكه آلن اير سخنگوي بخش فارسيزبان وزارت امور خارجه امريكا در مصاحبه با يك روزنامه ايراني ميگويد: «ما خواستار آنيم كه تحريمها لغو و برداشته شوند و اقتصاد ايران مجدداً به اقتصاد دنيا متصل شود» همه حاكي از آن است كه اگرچه تحريمها مشكلاتي را براي ايران به وجود آورده اما در قد و قواره فشار براي مذاكره با امريكا نبوده است چراكه اگر اينطور بود امريكاييها امروز در راستاي تسريع در امر مذاكره بايد بر حجم تحريمها ميافزودند نه آنكه مقابل آن بايستند يا آنكه خواستار لغو تحريمها باشند و «اشتون» رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا به صورت تلويحي به قانونگذاران در اروپا و امريكا و همچنين تيم سياست خارجي كاخ سفيد توصيه كند كه از اعمال تحريمهاي بيشتر عليه ايران ـ كه ميتواند جو مذاكرات را منفي كند ـ خودداري كنند.
مضاف بر اين بايد پرسيد مگر چند درصد از تحريمهاي ضدايراني منحصراً به دست امريكا بوده كه حالا بخواهيم از طريق مذاكره با امريكا در پي رفع آن باشيم. آنطور كه الجزيره درباره امكان توافق ميان تهران و واشنگتن گزارش داده است: «دست باراك اوباما براي توافق بسته است چراكه فقط يكچهارم تحريمها مستقيماً به دست كاخ سفيد ميتواند لغو شود.»
واقعيت اين است كه امروز گرچه كسي منكر تأثيرات منفي تحريمها بر اقتصاد كشورمان نيست، اما نه تنها مانعي در برابر اهداف متعالي نظام ايجاد نكرد كه در برابر مقاومت ملت ايران، اين تحريمها و دولتهاي مسبب آن هستند كه در مسير فلجشدن قرار گرفتهاند و چارهاي غير از كنار زدن مواضع سابق خود به منظور ارتباط با ايران نيافتهاند.
آزمون بزرگ امريكا براي اعتمادسازي
و اثبات صداقت
تأكيد جان كري وزير امور خارجه امريكا بر حق غنيسازي در ايران و اذعان بر اينكه توافق ميان ايران و امريكا ميتواند در كمتر از شش ماه صورت گيرد در كنار سخنراني نسبتاً آرام اوباما در سازمان ملل و محترم شمردن حق استفاده ايران از انرژي هستهاي به اين معناست كه امريكاييها براي ارتباط گرفتن با ايران مواضعي خلاف تندرويهاي گذشته خود اتخاذ كردهاند و اراده ملت ايران براي ادامه مقاومت به هر ترتيب را باور كردهاند. حال اينكه چرا بعد از مذاكره تلفني رؤساي جمهور ايران و امريكا، اوباما در ديدار با نتانياهو نخستوزير رژيمصهيونيستي، مشي خلاف اهداف مذاكره ديپلماتيك با ايران گرفت هرچند تا حدودي به مختصات عقدههاي نتانياهو و اجبار از سر ناچاري اوباما براي ساكت كردن سگ نگهبانش در منطقه مربوط ميشود ولي اين نكته را نيز اوباما و ساير مقامات امريكايي نبايد فراموش كنند كه ايران تحت تاكتيك «فشار، تهديد و مذاكره» به هيچ وجه زير بار ارتباط ديپلماتيك نخواهد رفت و اين را در گذشته ثابت كرده است. جمهوري اسلامي ايران همچنان بر سر مواضع قانوني و حقوقي خود ايستاده و تا اين مرحله از ارتباط تلفني هم افكار عمومي دريافتهاند كه پيروز ميدان ايران بوده كه با يك نرمش قهرمانانه امريكا را مجبور به عقبنشيني و بازي در ميدان خود كرده است، از اين پس نيز در شرايطي كه به قول بان كي مون دبير كل سازمان ملل «ايران فرصتي براي اثبات صلحآميز بودن فعاليت هستهاي خود فراهم كرده است» دولت ايالات متحده در برابر افكار ملت ايران و امريكا و ساير مردم جهان در آزموني بزرگ قرار گرفته تا ميزان صداقت خود را با اعتمادسازي نشان دهد. اوباما كه اكنون از بقاي گزينه نظامي عليه ايران صحبت ميكند، بايد بداند كه دولت و ملت ايران بارها ثابت كردهاند ترسي از حمله نظامي ندارند اما واقعيت اين است كه امريكا حتي توان يك حمله محدود به سوريه كه اكنون گرفتار بحران داخلي هم شده را نداشت، حال چگونه جرئت ميكند عليه كشور قدرتمندي چون ايران اينگونه صحبت كند.
همانطور كه محمدجواد ظريف وزير امور خارجه كشورمان با انتشار پيامي به اظهارات رئيسجمهور امريكا پاسخ داده و اوباما را به ثبات در موضعگيري و اجتناب از پيشفرضهاي غلط و متكبرانه فراخوانده است، اكنون امريكاييها بايد دقت داشته باشند كه اگر مذاكره را فقط تا حد انجام يك مذاكره بخواهند و بعد از آن به دنبال بهرهبرداري سياسي و بر هم زدن غيرعقلاني نبرد ديپلماتيك باشند، آنكه در ميدان بينالمللي و ميان افكار عمومي ضرر خواهد كرد، قطعاً امريكاييها خواهند بود كه با اين كارشان براي چندمين بار «حقانيت ايران و دورويي امريكا» را ثابت ميكنند.
امروز مردم ايران از اين اقدامات نه آنچنان ذوقزده و خوشبين هستند و نه خيلي بدبين و ناراحت. مردم فكور ايران به خوبي ميدانند كه اهداف كلان ايران و امريكا 180 درجه با هم متفاوت است و فقط دليل اختلافات بر سر رژيم صهيونيستي كافي است تا اين مذاكرات را به بنبست بكشاند اما طبق گفته وزير امور خارجه كشورمان بايد دقت داشت كه «اين مسير يك نبرد ديپلماتيك است و نه يك رابطه دوستانه و صميمي»، بنابراين مردم صبور ايران و رسانههاي حامي حقوق ملت ضمن تأكيد بر موضع قهرماني و پرهيز از تكرار حرف دشمن، صبر ميكنند تا نتيجه نهايي كار آشكار شود.