بيتا ملحي هستم. متولد 1373 در شهر اردبيل كه تقريباً از اول دبيرستان وارد بسيج شدم و اين حضور در دوره دانشجويي يعني تا همين الان ادامه يافت. اكنون دانشجوي رشته كامپوتر سختافزار هستم و مسئول بسيج بانوان مؤسسه غيرانتفاعي نوين اردبيل، تقريباً از ابتداي سال جاري هم گروه جهادي كوثر را تأسيس كرديم و مسئوليت اين گروه را برعهده دارم. اينكه چطور با بسيج آشنا شدم برميگردد به نگاه خانوادهام كه هم پدر و هم برادرم عضو بسيج هستند و با شناختي كه از اين نهاد داشتم كمكم جذب شدم، البته تا مرحله جذب شايد از طريق اطرافيان باشد اما وقتي يك نفر چند سال در بسيج حضور پيدا ميكند، اين به دليل جاذبههاي آن است كه باعث ماندگاري فرد ميشود.
چه جاذبههايي؟
حضور در بسيج شايد دلي باشد اما اين نهاد ساز و كارهاي خودش را دارد، مثلاً اينكه به شكل سنتي مسئوليتپذيري جوانان را زياد ميكند، چون به آنها مسئوليت ميدهد و فرد در روند اين مسئوليتپذيري پخته ميشود. از طرف ديگر چون بسيج از فعاليتهاي علمي و فرهنگي حمايت ميكند، هرچند كم ولي مشوقي است براي امثال من كه طرحهاي توي سرمان را عملياتي كنيم. خود من با استفاده از مشاورهاي كه از مربيهايم در بسيج گرفتم دو بار در جشنوارههاي «شاهد و ايثارگران» و «مبتكرين و مخترعين بسيجي» كه هر دو در اردوگاه شهيد باهنر تهران برگزار شد، شركت كردم. به اتفاق دوستان به ترتيب رتبههاي دوم و سوم را هم كسب كرديم. همين گروهي كار كردن و مشوقها و فضاي نسبتاً بازي كه بسيج در اختيار يك جوان قرار ميدهد باعث ميشود كه دلگرم شده و حضورش را در بسيج تداوم بخشد، البته عرصههاي فعاليتي بسيج بسيار گسترده است و همين هم مزيد بر علت ميشود.
در آن دو جشنواره چه ابتكاراتي به ثبت رسانديد؟
سال 89 با مقاله «فيزيك و كاربرد آن در زندگي» در جشنواره شاهد و ايثارگران شركت كرديم و سال 90 هم سامانه كنترل ديجيتال دما با قابليت استفاده همزمان صنعتي و خانگي را به اتفاق دو تن از دوستانم به جشنواره مبتكرين و مخترعين بسيجي برديم كه عنوان سوم را به دست آورد. همين الان هم سه طرح دارم كه اگر حمايتهاي بسيج دانشجويي مثل دوران دانشآموزي شامل حالم شود، ميتوانم آنها را اجرا كنم.
حضور در بسيج در پرداختن شما به مسائل علمي مؤثر بوده است؟ حمايت بسيج از اين فعاليتها چه نقاط قوت يا ضعفي دارد؟
همان طور كه قبلاً هم گفتم، بسيج ساز و كارهاي حمايتي خودش را دارد. همان دادن مسئوليت به فرد يكي از اجزاي اين ساز و كار است. اتفاقاً خود من وقتي كه به بسيج دانشجويي آمدم، ابتدا مسئول بخش علمي بودم، بعد بخش فرهنگي هم به آن اضافه شد و كمي بعد مسئول بخش خواهران شدم اما گذشته از اين موارد خود روحيه بسيجي شور و نشاط و جنب و جوشي دارد كه محرك افراد براي فعاليت بيشتر ميشود. در خصوص حمايت بسيج ميتوان گفت موارد مثبتي را شامل ميشود ولي كافي نيست، به عنوان نمونه مشكل مالي و عدم حمايت ولو حداقلي بسيج به لحاظ مالي مشكلي است كه براي خود من بارها پيش آمده است. به نظرم مسئولان سازمان بسيج ميتوانند از اين حيث بيشتر فعال باشند تا انرژي حاصل از تفكر بسيج در سمت و سوي مشخص و خوبي هدايت شود.
از فعاليتهاي جهاديتان هم بگوييد. اصلاً چطور شد كه گروه جهادي كوثر را تأسيس كرديد؟
من از قبل مطالبي در مورد حركتهاي جهادي شنيده بودم، اما آشنايي چنداني با اين مسئله نداشتم تا اينكه تقريباً از ابتداي سال جاري از طريق ناحيه اعلام شد كه ميتوانيم در اين حركتها شركت كنيم. ثبت نام كردم و شكر خدا با پيگيريهايي كه داشتيم گروه جهادي كوثر را با 17 عضو خواهر و 10 عضو برادر تشكيل داديم. خودم مسئول بخش بانوان گروه شدم و مسئول بخش برادران هم آقاي حسنزاده هستند.
اگر بخواهيم روند شروع يك حركت جهادي را دنبال كنيم، شما در اولين قدم چه اقدامي انجام داديد؟
براي شروع ما اقدام به عرصهيابي كرديم. ابتدا عرصهيابي عمومي و بعد هم تخصصي كه به اين منظور خودمان به روستاهاي اطراف رفتيم و در اولين قدم روستاي قره حسنلو را به دو دليل انتخاب كرديم؛ يكي اينكه اين روستا از آب آشاميدني محروم بود و از نظر امكانات بهداشتي هم دسترسي به درمانگاه يا حتي خانه بهداشت نداشت. در تابستان گذشته بيشتر از دو هفته در اين روستا ساكن شديم و چون آبرساني به آنها هزينه بسياري را طلب ميكرد، اقدام به آموزشهاي علمي و فرهنگي كرديم و همين طور تنها مدرسه اين روستا را بازسازي كرديم. همزمان از طريق فرمانداري، شهرداري و آب و فاضلاب اردبيل هم براي رفع بيآبي قره حسنلو تلاش كرديم كه هماكنون تا مرحله كنتورگذاري پيش رفته است.
براي سالهاي بعدي هم فعاليتي در نظر داريد؟
براي سالهاي بعدي ميخواهيم ادامه فعاليتهاي عمراني اين روستا را ادامه دهيم. همان طور كه گفتم عدموجود مركز بهداشت يكي از كاستيهاي قرهحسنلو است كه بايد به همت جهادگران و مسئولان مرتفع شود، البته در اين بين اشتياقي كه مردم روستا نشان دادند هم مزيدي بر علت شده تا حتيالمقدور فعاليتهاي آموزشي بچههاي اين روستا را به سرانجام برسانيم. ما امسال در مسجد روستا از آموزش رباتيك گرفته تا تشكيل گروه سرود، آموزش تكواندو، كلاسهاي هنري و... را داير كرديم كه بسيار مورد توجه بچهها و خانوادههايشان قرار گرفته بود. همين اشتياق و درخواست آنها باعث شده كه تمامي بچههاي گروه ما، حتي دو سه نفري كه فارغالتحصيل شدهاند، مشتاق باشند كه سال بعد براي اردوهاي جهادي به قرهحسنلو بياييم و فعاليتهاي امسال را پيگيري كنيم.
گذشته از فعاليتهايي كه در اردوهاي جهادي براي مردم محروم انجام ميشود، اين حركتها چه فوايدي براي يك جهادگر دارد؟
مسلماً جواني كه در محيط شهري زندگي ميكند، كافي است سفري به مناطق محروم داشته باشد تا با ديدن كاستيها و محروميتهاي آن مردم قدر داشتههاي خودش را هرچه بيشتر بداند. چه برسد به اينكه اردويي چند روزه را در مناطق محروم تجربه كند و با شرايط همان مردم چند صباحي زندگي كند. خود من وقتي كه ميخواستم از اردبيل به قرهحسنلو بروم، چندين بطري آب با خودم همراه ميبردم. تصور اينكه بايد حتي دو ساعت بدون آب زندگي كنم برايم بسيار سخت ميآمد اما وقتي چندين روز در شرايط مردم آنجا قرار گرفتم، احساس مسئوليتم بيشتر شد، چنانچه پس از بازگشت از اردو همچنان به فكر رفع مشكل بيآبي آنجا بودم. از طرف ديگر گرفتن مسئوليت در حركتهاي جهادي و سپردن مسئوليت به ساير افراد گروه در حالي كه ميدانيم فعاليتهاي ما در نظر مردم آنجا چقدر باارزش است، باعث ايجاد احساس اعتماد به نفس ميشود. در يك نگاه كلي قرار گرفتن در يك جمع با روحيه بسيجي كه همگي هدفي خيرخواهانه براي برداشتن بار از دوش محرومان را در پيش گرفتهاند، آنقدر ارزشمند است كه به اتفاق تمامي افراد گروه جهادي كوثر از همين الان براي شركت در اردوي سال بعد ثبتنام كردهايم.