علي خدايي بيجاري | تاكنون طرحهاي زيادي كه بيشتر آثار حجمي بوده، از اين هنرمند در شهرهايي چون همدان، زنجان، كرج و بيجار كار شده است. ايرجي در كنار انجام وظيفه در شهرداري، تمام وقت خود را صرف فعاليت هنري ميكند. فرهنگ غني كشور و شخصيتهاي مبارزي چون آيتالله فاضل گروسي، شهيد دريادار بايندر و امير نظام گروسي، هميشه الهام بخش وي بوده است. اين هنرمند در حال حاضر مراحل پاياني ساخت مجسمه «امير نظام گروسي»، يكي از مفاخر ملي ما را ميگذراند. سرداري كه همسو و همجهت با اميركبير، در زمان قاجار و با توجه به بيلياقتي خاندان قاجار، با رشادتهايش مانع دست درازي نيروهاي اجنبي و توفيق تجزيهطلبان آذربايجان و كردستان شد. آنچه در پي ميآيد، گپ و گفتي بيپرده با اين هنرمند است.
آقاي ايرجي شما از چه موقعي كار هنري را شروع كرديد و مشوق اصليتان چه كسي بود؟
من از دوران كودكي به هنر علاقهمند بودم و از همان دوران با تشويق و راهنمايي پدرم آقاي غلامرضا ايرجي كار هنري را شروع كردم.
هنر با جامعه چه ارتباطي دارد. بعضي از هنرمندان، گوشهگيري و انزوا از جامعه و اتراق و اسكان در محيطي دورافتاده را به عنوان سبك زندگي خود برميگزينند، نظر شما در اين رابطه چيست؟
نخير. اين تفكر اشتباهي است. هنر هر هنرمندي در دل جامعه نمود پيدا ميكند. يعني در واقع مخاطب اثر هنري جامعه انساني است. تا يك اثر هنري مورد رويت و انتقاد مردم و جامعه قرار نگيرد، آن اثر نميتواند اثري پر بار و حرفهاي باشد. بنابراين ارتباط هنرمند با جامعه مثل ارتباط روح و جسم است.
فرق بين يك انسان معمولي و يك هنرمند در چيست؟
خب هنرمند روحي حساس و ذهني آگاه دارد. به همين خاطر يك قدم از آدمهاي معمولي شايد جلوتر باشد كه سعي ميكند با هنرش در خدمت جامعه خود باشد و همين رمز پيوند هنرمند و جامعه است. هنرمند خيلي به بايدها و نبايدها پايبند و حساس است و سعي ميكند فرهنگ مادري خود را ارتقا ببخشد و باعث افتخار سرزمين و كشور خود باشد.
تا به حال اتفاق افتاده كه شما به خاطر همين يك قدمي كه جلوتر از بقيه هستيد، به ديگران فخرفروشي كنيد؟
[ميخندد] خدا نكند به چنين جايگاهي برسم كه به ديگران فخرفروشي كنم. من هميشه گفتهام و البته از سر تجربه و مواردي كه از نزديك ديدهام، گفتهام كه اگر روزي هنرمند در پي تشويقها و تعريف و تمجيد كردنهاي بيمورد، مغرور شود و به ديگران فخرفروشي كند، آن روز، روز مرگ او خواهد بود. روزي كه درجا زدن او آغاز ميشود و ديگر مسير تعالي و پيشرفت را نخواهد پيمود. از همين رو فخرفروشي و غرور بيجا و بيجهت براي هنرمند مرگ به حساب ميآيد.
هنر چه تأثير و جايگاهي ميتواند درسبك زندگي مردم ما داشته باشد؟
من فقط ميتوانم بگويم كه با «هنر» و آن هم هنر ناب، به ويژه هنر ايراني، ميتوان بسياري از چالشها و برخوردهاي منفي، كه در حال حاضر در اجتماع ما به وفور يافت ميشود را درمان كرد. به اين مفهوم كه هنر مانند روغن ميتواند چرخ دندههاي اجتماع را نرم و روحيه جمعي مردم در هر اجتماعي را تلطيف كند. به شرط آنكه مردم با هنر ارتباط بهتري پيدا كنند و هنر را به زندگي خود وارد كنند.
چطور مردم ميتوانند ار تباط بهتري با هنر پيدا كنند؟
يكي از راهها اين است كه هر خانوادهاي نسبت به بضاعت خود آثار هنري خريداري كند و محيط زندگي خود را با اين آثار تزئين كند و از تأثيرات آثار هنري مثل جادوي رنگ و حجم درتلطيف زندگي خود استفاده كنند. بايد اين فرهنگ براي مردم ما جا بيفتد كه از آثار ارزشمند هنري استفاده كنند. چون متأسفانه اغلب مردم هزينههاي سنگيني را براي تزئينات منزل و محل كار و زندگي خود ميپردازند، كه هيچ ارزش هنري ندارد و بيشتر چشم و همچشمي است. در حالي كه با كمتر از اين هزينهها ميتوان آثار هنري خريداري كنند.
اين هنر ناب كه گفتيد، بايد چگونه هنري باشد؟
اين هنر بايد آينه تمام نماي اجتماع باشد و در بطن اين هنر، بايد نبض زندگي بتپد و نفس زندگي در آن جاري و ساري باشد. چون هنرمند رنگها را با منظور به كار ميبرد و اين رنگها و احجام و خطوط و سطوح روي روح و روان انسان ميتواند تأثيرات خوبي بگذارد و روح انسان را بانشاط كند.
شما از كدام دسته هستيد؟ كار دلي؟ يا كار پولي؟
مسلماً كار دلي را ميپسندم و اين در كارهايم جلوهگر است.
يعني اوضاع مالي و پولي برايتان مهم نيست؟
خب چرا. هر كس بگويد ماديات برايم مهم نيست مبالغه كرده. اما نه به آن اندازه كه با كار فرهنگ و هنر به كاسبي پرداخت.
شما كاسب نيستيد؟
خدا نكند با كار و هنرم كاسبي كنم.
يعني تا به حال پيش نيامده كه به خاطر ترافيك كاري و پذيرفتن دو يا چند سفارش همزمان، كارها را سرسري انجام دهيد؟
نخير. چون من هيچ وقت سفارش دو يا چند كار همزمان با هم را نپذيرفتهام.
اين كار شما، يعني نپذيرفتن چند كار با هم و مدت زمان كار روي آثار و ماندگاري كارهايتان با رزق حلال رابطهاي دارد. اصلاً حلال و حرام در كار از نگاه شما چه شاخصههايي دارد؟
كسي كه از كار نميدزدد و زماني چند برابر را خرج كارهايش ميكند، قطعاً اهل حلال و حرام است و اعتقاداتي محكم به شرع و عرف دارد.
به عنوان آخرين سؤال بگوييد كه رزق و به اصطلاح، «نان» سفره آدمها كي حلال و كي حرام ميشود؟
خب معلوم است. وقتي كه يك نفر براي پولي كه دستگيرش شده نهايت زحمت و صداقت را انجام داده باشد. يعني يك نفر در هر شغل و موقعيتي كه باشد، وقتي به كيفيت و كميت كارش و عملكرد خودش نگاه كند، نه تنها هيچ نقطه تاريك و ابهامي در آن نبيند، بلكه افتخار هم بكند و وقتي شبها سرش را روي بالش گذاشت، بيعذاب وجدان و راحت بخوابد.