
تقريباً از بين تمام كتابها و مقالاتي كه درباره فقر در امريكا نوشته شدهاند، تنها كتابهايي ارزش خواندن دارند كه مسئله شكست اخلاقيت را مطرح كرده باشند. در يك تعريف پيچيده، موضوع، موضوع شكست جامعه امريكا يا شكست فقرا يا مؤسسات و شخصيتهاست. فقر، ارزشهاي اصلي، بنيادين و اعتقادي امريكا را نقض ميكند. فقر وعده رؤيايي امريكاييها درباره رفاه همه سختكوشان و ايمان به اخلاق ملي اين كشور را به چالش ميكشد.
ريچارد رايت، نويسنده مشهور امريكايي، اين ايمان را « جلوه حقيقي قدرت اميد و آرزو » ميخواند. اين رؤياي امريكايي در همان صفحات اول كتاب ساشا آبرامسكي ميميرد. آبرامسكي، روزنامهنگار مستقل كه در نشريات مختلفي چون «نيشن» و «آتلانتيك » قلم زده است به نابرابريهاي جامعه به عنوان مكانيزمي براي كنترل جامعه مينگرد و معتقد است كه اعتقاد منافع مالي امريكا به مطلوبيت حكومت اليگارشي پشتوانه چنين مكانيزمي است. او در كتابش كه به تازگي در امريكا منتشر شده است، اين مفهوم را مورد تأييد قرار ميدهد كه فقر، فراتر از آن چيزي است كه به نظر ميرسد؛ به عقيده او فقر يكي از ويژگيها و اسباب نظام امريكايي است. روزنامه نيويورك تايمز امريكا به تازگي به تحليل نگاه واقعبينانه كتاب « راه امريكايي فقر » پرداخته است.
نگاه غيرمتعصب آبرامسكي به پديده فقر در امريكا
به عقيده تحليلگر روزنامه نيويورك تايمز آنچه آبرامسكي در كتابش مينويسد، هرگز جزمي و متعصبانه نيست. او براي ملاقات با مردم فقير به ايالات متحده امريكا سفر ميكند و در كنار تجزيه و تحليلهاي دادهمحور و تشريح دقيق برنامههاي دولتي امريكا، داستانهاي غمانگيز اين مردم فقير را شرح عكسهاي كتابش ميكند. كشوري كه او به تصوير ميكشد با بيتفاوتي بيش از حد دولت به اين معضل اجتماعي آسيبديده اما گاه و بيگاه به واسطه تلاش شهروندان دلسوز در به ثمر نشاندن برنامههاي مبتكرانه ضد فقر نجات پيدا كرده است.
آبرامسكي در كتابش چشماندازي از ابعاد فقر در امريكا را ارائه داده و ابراز شگفتي كرده است كه چرا در اين جامعه براي ايجاد تغيير، حركت و جنبش قدرتمندي ايجاد نميشود. او مينويسد: « در امريكا مردمان فقيري وجود دارند كه حتي تحصيلات متوسطه هم ندارند اما در عين حال در صف فقرايي كه براي دريافت غذا از نهادهاي خيريه انتظار ميكشند گاهي فارغ التحصيلان دانشگاهي هم به چشم ميخورند. برخي فقر را به خاطر انتخابهاي نادرست زندگيشان تجربه ميكنند؛ آنهايي كه معتاد شدهاند و پل ارتباطيشان را با دوستان و اعضاي خانوادهشان خراب كردهاند. اما در امريكا مردماني هم پيدا ميشوند كه در عمرشان حتي يك بار هم به سراغ مواد مخدر نرفتهاند؛ آنهايي كه اتفاقاً داراي ارتباطات خوب اجتماعي هستند.»
آبرامسكي در بخش ديگري از كتاب « راه امريكايي فقر» مينويسد: « اين بيبضاعتي شامل كساني ميشود كه تا به حال موفق به پيدا كردن شغل مناسبي براي خود نشدهاند يا كساني كه چند شغله هستند و اغلب هم براي قدرتمندترين سازمانهاي روي زمين كار ميكنند اما حقوقشان كفاف زندگيشان را نميدهد.»
بازگويي فقر از نماي نزديك
جامعه امريكا زخمهاي عميق بسياري از اين مردم دردكشيده را نميبيند. آبرامسكي در ادامه نمونههايي بارز از فقر را كه خود در سفر به امريكا از نزديك با آن مواجه شده است، بازگويي ميكند: « فرانك نيچي، آشپز اهل پنسيلوانيا است كه پا و نيز شغل خود را بر اثر ابتلا به بيماري ديابت از دست داده است. او حتي ديگر قادر به حضانت پسر هشت ساله خود نيست. لورنزا و جرج كارو در يك انباري در شهر نيومكزيكو زندگي ميكنند كه معمولا گاز پروپان آنها در زمستان ته ميكشد و براي درمان بيماريهايشان از گياهان دارويي و تيلنول استفاده ميكنند. يك مادر 40 ساله در كاليفرنيا تازه از كارش اخراج شده بود و سنش نيز ديگر به او اجازه استفاده از خدمات سيستم رفاهي امريكا را نميداد. او تازه بچهدار شده بود و ديگر سود، مزايا و خدمات اين سيستم رفاهي شامل حالش نميشد. اين زن بيخانمان شد و پسر بزرگش براي جبران مخارج زندگي از كالج ترك تحصيل كرد و يك زن اهل هاوايي به نام اميلي كماكان درگير مصرف مشروبات الكلي و خشونت خانوادهاش بود.»
سرزنش محافظهكاران دولت امريكا در كتاب آبرامسكي
اين نويسنده و روزنامه نگار مطرح امريكايي در كتابش اين سؤال را مطرح ميكند كه با كسي مانند اميلي كه چنين شرايطي را دارد چه بايد كرد؟ پاسخ او سرزنش قرباني نيست بلكه آبرامسكي در كتاب «راه امريكايي فقر» محافظهكاران دولت امريكا را به خاطر اين اوضاع ملامت ميكند.
او سپس مينويسد:« اينكه فقر نتيجه عملكرد بد دولتمردان امريكايي است يا اينكه عملكرد بد دولتمردان، خود محصول فقر است يا اين احتمال كه هم عملكرد بد مسئولان و هم فقر هر دو حلقههاي يك سيستم پيچيدهتر و در خدمت يك جامعه بزرگتر هستند كه به واسطه آنها اين جامعه خود را از شر مشكلاتش خلاص ميكند در هر حال بايد اذعان داشت كه اين موضوع حكايت از شكست و تباهياي عميق در بطن تخيل اخلاقي دارد.»
آبرامسكي به وجود فقر در طيف گستردهاي از مسائل روز اشاره كرده و همچون پانارومايي، عناصر فقر را از حوزههايي چون آموزش و پرورش گرفته تا بحث مسكن و عدالت كيفري به تصوير ميكشد. جمع كردن همه اينها در حجمي محدود گاه او را به سطحينگري در برخورد با برخي قضايا وا ميدارد اما او اين سطحينگريها را در نهايت هزينه يك نگاه ارزشمند گسترده، جامع و دقيق كرده است. آبرامسكي در كتابش تنها به طرح صورت مسئله اكتفا نميكند؛ او هم معضل را توصيف كرده و هم براي رفعش راهحل تجويز ميكند.
او به شماري از راهكارها اشاره ميكند كه دولت امريكا به عنوان بسيج منابع مالي آن را براي عوام تعريف كرده است و سپس مينويسد: « فقر بيشتر از آنكه بخواهد يك تراژدي باشد يك نوع رسوايي است. فقر نتيجه تصميمات اتخاذ شده يا نشده توسط سياستمداران و رهبران اقتصاد امريكا است كه به تصويب مجلس اين كشور رسيده است.»
ساشا آبرامسكي در كتاب « راه امريكايي فقر » اين استدلال را دارد كه اگر مردم امريكا اراده آن را داشته باشند ميتوان تصميمهاي متفاوتي گرفت. به گفته آبرامسكي خطر قدم گذاشتن در علفهاي هرز سياست ليز خوردن است و او جسورانه با نوشتن اين كتاب به يكي از معضلات جامعه امريكا اشاره كرده است؛ كتاب او نقصهايي هم دارد اما آبرامسكي با نوشتن اين كتاب جامعه امريكا را به يك بازانديشي جدي واداشته و در عين حال كه گفته است رؤياي امريكايي كماكان يك اسطوره امريكايي باقي ميماند، مسئولان دولت امريكا را به اقدام عملي جدي در قبال مشكل فقر در امريكا فراخوانده است. كتاب 99/26 دلاري او در فروشگاههاي امريكا به فروش ميرسد.