معصومه طاهري
همواره از هنر به عنوان سرمنشأ اثرگذاري در جامعه ياد كردهاند؛ چراكه هنرمند بهوسيله هنرش با زبان احساسات سخن ميگويد و باعث غليان و جوشش حس دروني مخاطب ميشود در اين بين هنرمندان مسلمان در سطح دنيا، ايران را مركز ثقل و مطمئني ميدانند كه ميتواند برايشان الگوي ناب اسلامي باشد، زيرا آنها ازسرچشمه انقلاب اسلامي سيراب گشتهاند و چون تربيت يافتگان مكتب حضرت امامخميني(ره) هستند، نگاهشان فراتر از ماديات و نفسانيات شده و فكرشان والاتر از امور پيراموني گرديده است از اينرو ميتوانند هر كدامشان يك رهبر فرهنگي و هنري براي ساير هنرمندان باشند و نماينده جمهوري اسلامي بهحساب آيند، اصولاً هنرمندان در جريانسازي فرهنگي نقش بسزايي دارند به همين خاطر، دقت و اهميت كارهنري و ديگر عرصههاي حوزه فرهنگي دركشور ما بنا به توصيه امام خامنهاي، تلاش و همت مضاعف را ميطلبد، زيرا هرچه ما روي اين قضايا برنامهريزي و سرمايهگذاري داشته باشيم و كار كنيم، باز هم كم است و هر چقدر روي اينگونه اتفاقات تأثيرگذار و مؤثر در سطح ملي و فراملي وقت بگذاريم و به نوعي هزينه كنيم، كم است.
البته لازم است تا هنرمندان سازماندهي و مديريت شوند، زيرا خاصيت هنر سليقهاي بودن آن است و هنرمندان به تبع اين مشخصه، زود تحت تأثير تحركاتي قرارميگيرند كه با روحيات آنها همخواني دارد و به قولي احساساتي شده و متأثر از افراد كاريزماتيك هنري ميشوند، بصيرت سياسي اكثر اين افراد به دليل عدم مطالعات سياسي و شناخت جريانها و اهداف آن، آنچنان كه بايد بالا نيست، شايد براي همين است كه درمباحث هنري در كشورمان دشمن بيشتر توانسته نفوذ كند و تأثيراتي را كه ميخواهد بر هنرمندان ميگذارد. مفاهيمي چون اصالت هنر براي هنر، هنر فارغ ازسياست و... هرچند مفاهيم زيبا و دهان پركني هستند اما گاه همينها ابزاري براي به بيراهه كشاندن هنرمندان و بيشتر سياسي كردن آنها است بدون اينكه حتي خودشان هم متوجه شوند. محافل هنري و مجالس اختصاصي هنرمندان نيز ميتواند درجريانسازي فرهنگي اين طيف بسيار اثرگذار باشد؛ اينكه امام خامنهاي كه خود يك هنرمند هستند چه رهنمودهايي در اين زمينه طرح و ارائه دادهاند جاي بسي تأمل و تدبر دارد و مهم است. جلسات پي درپي ايشان بهخصوص جلسات سالانه معظمله درماه رمضان با شعرا و ادبا تأثير خوبي بر فضاي هنري كشور دارد، چندي پيش يكي از شاعران ميگفت براي من خيلي جالب است رهبري با اين همه مشغله كاري و فكري باز وقت ميگذارند و اشعار و دستنوشتههاي شاعران پير و جوان را ميشنوند.
البته هرچند ايشان خود وارد ميدان عمل شدهاند برعكس مسئولاني كه تنها به حرف اكتفا ميكنند يا مقطعي امور را انجام ميدهند، اما طبيعتاً كافي نيست زيرا ايشان راهبر هستند و خطوط كلي را ترسيم ميكنند و بقيه مسئولان مديران فرهنگي بايد امتداد بخش اين خطوط باشند.
بهطور حتم هنرمندان جريانساز فرهنگي در راه اعتلاي فرهنگ اسلامي نقش زيادي دارند براي همين هم بايد ارزشها ميان هنرمندان نهادينه شود. پر واضح است ايران بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، بهعنوان كشور مسلمان و مستقل در جايگاه مهمي واقع شده است كه همه دنيا اعم از موافق يا مخالف توجه و نگاهش به ما و عملكرد ماست لذا دراين ميان از وزارت فرهنگ و ارشاد در اين بحبوحه جنگ نرم، انتظار بيشتري ميرود تا از هنرمندان واقعي درهمه عرصههاي هنر حمايت و پشتيباني كند. درحقيقت اين فرصت گرانبهايي است كه دراين دوره زماني، به مدد الهي نصيب ما شده و بايد براي صدور انقلاب اسلامي از آن استفاده مطلوبي ببريم. در اين ميان هنرمندان آزاديخواه و متعهد دنيا روي ما حساب ديگري ميكنند و اين فضاي ايجاد شده و امكاناتي كه پيش آمده بهترين زمان بهحساب ميآيد.
واقعيت امر اين است كه مسائل فرهنگي كشور نياز به يك واقعبيني و تيزبيني بسيار بالايي دارد، زيرا فرهنگ كشور ديني ـ ملي ما به عنوان يك فرهنگ كهن و قديمي برآيندي از فرهنگهاي مختلف و متنوع است كه هميشه مطمح نظر بسياري از ملتها و دولتها قرارگرفته است اين تنوع هم در پهنه و گستره فعلي فرهنگي ما وجود دارد و هم درگذشته ما، لايههاي بسيار متنوع و مختلفي را پشت سرگذاشته است.