اگر بخواهيم چند چارچوب مفهومي براي تبيين و تحليل مواضعي كه دكتر روحاني رئيسجمهور كشورمان و هيئت همراه در سفر به نيويورك براي شركت در نشست سالانه مجمع عمومي سازمان ملل و نشستهاي حاشيهاي اتخاذ كردهاند به كار بگيريم شايد بتوان گفت: بازي برد- برد يكي از اين مفاهيم باشد كه دكتر روحاني از زمان پيروزي در انتخابات بارها بر آن تأكيد كرده بود و در سخنان خود در مجمع عمومي سازمان ملل نيز بر آن تصريح كرد. وي در اين سخنان پس از تشريح بيمها و اميدهايي كه در جهان وجود دارد و با نقد گفتمان «ما»ي برتر كه از ميراثهاي دوران جنگ سرد به شمار ميرود و همچنين با تصريح و تأكيد بر اينكه هر يك از بازيگران بايد درك صحيحي از جايگاه خود در دوران گذار حاكم بر نظام بينالملل داشته باشند و در عين حال به اين توجه كنند كه دوران بازيهاي حاصل جمع صفر گذشته است، غلبه بر چالشها و مشكلات را در سايه گفتمان تدبير و اميد و اعتدال امكانپذير دانست. نكته جالب در اين ميان اين است كه باراك اوباما نيز در بخشي از سخنان به اين موضوع اشاره كرد كه دوره بازيهاي حاصل جمع جبري صفر گذشته است و اين يكي از وجوه مشترك سخنان دو رئيسجمهور ايران و امريكا به شمار ميرود كه هر دو در پوشش آن از تمايل خود براي همكاري سازنده خبر دادهاند.
اما چارچوب مفهومي ديگري كه ميتوان در تحليل و تبيين دولت تدبير و اميد در عرصه سياست خارجي به خصوص در عرصه سياست هستهاي به كار گرفت «موازنه منفي اتمي» است كه بر اساس آن بايد مطابق پيمان انپيتي از يكسو امكان استفاده صلحآميز از انرژي هستهاي را براي همه كشورها فراهم كرد و به تبعيضها در اين زمينه پايان داد و از ديگر سو بايد با اقدامات همه كساني كه خارج از معاهده انپيتي به توليد و انباشت تسليحات هستهاي اقدام ميكنند، مقابله كرد كه اين به طور مشخص در خاورميانه رژيمصهيونيستي را مورد هدف قرار ميدهد.
سخناني كه دكتر روحاني در مجمع عمومي سازمان ملل ايراد كردند يا نقشه راهي كه در نشست ويژه جنبش غيرمتعهدها به عنوان رئيس اين جنبش بيان كردند در همين چارچوب قابل ارزيابي است. به نظر ميرسد آنچه ميتواند ديدگاههاي ايران و امريكا را در مسير بهبود رابطه به يكديگر نزديكتر سازد، اعتقاد طرف امريكايي به موازنه منفي هستهاي است كه در اين راستا ايران انتظار دارد كه همكاري آن با آژانس بينالمللي انرژي اتمي زمينه را براي ايجاد منطقه عاري از سلاحهاي هستهاي در خاورميانه از طريق اعمال فشار جهاني بر اسرائيل جهت پيوستن به معاهده انپيتي فراهم سازد.
همين هدف از منظر خلع سلاحهاي شيميايي سوريه نيز دنبال ميشود و در واقع سوريه و حاميان منطقهاي و بينالمللي آن يعني ايران و روسيه نيز با اين هدف از اين روند استقبال كردند كه آخرين بهانهها را از اسرائيل براي ادامه سياست ابهام هستهاي سلب كند.
حتي ميتوان گفت خود دولت امريكا و اوباما نيز انتظار چنين نتيجهاي را دارند و در پوشش خلع سلاح شيميايي سوريه يا حل موضوع هستهاي ايران در پي فراهم كردن مقدمات التزام رژيم صهيونيستي به معاهده ان پي تي هستند. از اين رو در مجموع ميتوان از بازي برد- برد و موازنه منفي هستهاي به عنوان دو چارچوب مفهومي براي تبيين رويكرد سياست خارجي دولت تدبير و اميد در عرصه سياست خارجي به خصوص در بهبود رابطه با امريكا و حل موضوع هستهاي ارزيابي كرد.