
كليد نيروگاه اتمي بوشهر سرانجام در دست متخصصان ايراني قرار گرفت تا آرزوي 40 ساله ايرانيان براي توليد برق هستهاي به دست دانشمندان و متخصصانشان برآورده شود. آرزويي كه اگرچه با فراز و نشيبها و در نهايت بد قوليهاي شركت روسي سازنده، داشت كم كم به يك كابوس تلخ براي ايرانيان تبديل ميشد اما در نهايت برآورده شد تا از اين پس متخصصان داخلي برق توليدي از اين نيروگاه را به منازل هموطنانشان بفرستند.
اما مروري بر فراز و نشيبهاي ساخت اين نيروگاه در كشور ميتواند اين حقيقت را اثبات كند كه نميتوان به گفتهها و قولهاي طرفهاي خارجي در خصوص انتقال تكنولوژيهاي حساس نظير ساخت نيروگاه هستهاي چندان خوشبين بود و بايد خود دانشمندان كشور براي دستيابي به اين تكنولوژيها و بومي كردن آنها دست به كار شوند.
پيشرفت 75 درصدي در 3 سالقرارداد ساخت نيروگاه اتمي بوشهر در دي ماه سال ۱۳۵۳ و در زمان حكومت پهلوي كه گفته ميشد روابط بسيار خوبي با غربيها دارد ميان ايران و يك شركت آلماني به نام كرافت ورك اونيون منعقد شد. شركتي كه يكي از زير مجموعههاي شركت مشهور زيمنس بود. با عقد اين قرارداد، كار مكانيابي نيروگاه در داخل ايران آغاز شد و در نهايت 4 ماه بعد، مصوب شد كه اين نيروگاه در ۱۸ كيلومتري جنوب بندر بوشهر بين دو روستاي هليله و بندرگاه بنا شود. پس از اين در تاريخ مرداد سال ۱۳۵۴ كار ساختماني آن آغاز شد. تا زمان وقوع انقلاب اسلامي در بهمن ماه سال 57، ساخت نيروگاه بوشهر پيشرفتي 75 درصدي داشت اما پس از انقلاب شركت طرف قرارداد آلماني، كار تكميل نيروگاه را نيمه تمام رها كرد تا ماجراهاي ايران با كشورهاي مختلف بر سر تكميل اين نيروگاه آغاز شود. پس از اين در حالي كه كار ساخت نيروگاه بوشهر متوقف بود، دولت وقت ايران از شركت آلماني در دادگاه بينالمللي شكايت كرد كه براساس رأي ۱۳ مارس ۱۹۸۲ دادگاه بينالمللي، مقرر شد، كليه قطعات و دستگاههاي ساخته شده نيروگاه بوشهر تا آن زمان، به اضافه نيمي از سوخت هستهاي به مالكيت ايران درآيد و پيمانكار موظف شد كه اين قطعات را به صورت تحويل در بندر بوشهر، به ايران تحويل دهد. اين شكايت باعث شد كه بار ديگر شركت آلماني به نيروگاه بوشهر بازگردد و كار تكميل نيروگاه در دهه ۶۰ از سر گرفته شد، اما همزمان با حضور كارشناسان آلماني در نيروگاه، حمله موشكي عراق به بخشي از ساختمان نيروگاه بوشهر، آلمان را بار ديگر از ادامه پروژه منصرف كرد. كشورمان كه از تكميل نيروگاه توسط آلمانيها نااميد شده بود، مذاكراتي را با برخي از شركتهاي ژاپني براي تكميل اين نيروگاه انجام داد، اما در شرايط جنگ تحميلي ژاپنيها نيز حاضر به حضور در بوشهر نشدند و اين پروژه ملي به صورت نيمه كاره رها شد. البته در اين ميان حملات مكرر ارتش بعثي به اين نيروگاه نيمه ساخت نيز خساراتي را به بار آورد اما اين خسارات به حدي نبود كه بتواند در آينده مشكلي جدي براي نيروگاه بوشهر به وجود آورد.
از سرگيري ساخت نيروگاه بوشهربا پايان جنگ تحميلي و بازگشت آرامش به كشور، عزم دولت براي تكميل اين نيروگاه جديتر شد و در جريان سفر سال 68 آيتالله هاشمي رفسنجاني رئيسجمهور وقت به روسيه قرارداد همكاري هستهاي ميان دو كشور به امضا رسيد كه بخشي از اين قرار داد مربوط به تكميل نيروگاه بوشهر بود. همين قرارداد پاي روسها را به جنوب ايران باز كرد و از سال 71 كه رسماً كار بازسازي اين نيروگاه توسط روسها آغاز شد تا به امروز كه نزديك به 21 سال از آن زمان ميگذرد، متخصصان و مهندسان روسي در بوشهر حضوري فعال و جدي داشتند.
بدقولي به سبك روسهابراساس قرارداد اوليه ساخت نيروگاه اتمي بوشهر كه بين ايران و روسيه امضا شد، قرار بود اين نيروگاه ماه جولاي سال 1999 ميلادي يعني بيش از 14 سال پيش به كار افتد اما هربار روسها با بهانههاي مختلف اين راهاندازي را به تعويق انداختند، تا بدقوليهاي آنان در اين زمينه باعث اعتراضات مردم و مقامات مختلف كشور به اين روند شود. البته طي 14 سال گذشته، روسيه دلايل مختلف فني و مالي را عامل تعويق در تكميل اين طرح عنوان كرده اما واقعيت آن بود كه روسها ساخت و تكميل اين نيروگاه را به مسائل سياسي موجود در پرونده هستهاي ايران گره زده بودند.
در نهايت نيروگاه بوشهر با تمام بدقوليهاي طرف روسي در تابستان سال 89 فعاليت خود را به صورت آزمايشي آغاز كرد و اگرچه در بهمن ماه همان سال حمله ويروس استاكس نت به اين نيروگاه توسط دشمنان جمهوري اسلامي طراحي شد اما اين نيروگاه هستهاي كه حالا به نمادي از ايران هستهاي تبديل شده بود از كار نيفتاد تا در نهايت در شهريور ماه سال 90، نخستين برق هستهاي، خانه ايرانيان را روشن كند. حال بعد از گذشت دو سال از اتصال نيروگاه بوشهر به برق سراسري، نيروگاه در اختيار متخصصان ايراني قرار گرفت تا داستان طولاني اين نيروگاه رنگ پايان را به خود ببيند.
نكتههايي از يك داستاناگرچه در اختيارگيري اين نيروگاه توسط متخصصان ايراني واقعهاي خوشايند در تاريخ كشور به شمار ميرود اما داستان ساخت اين نيروگاه بايد سمبل و نمادي براي تمامي ايرانياني باشد كه براي پيشرفت چشمان خود را به دست طرفهاي خارجي دوختهاند. بيشك امروز اكثر مديران كه در اين پروژه نقش داشتهاند به خوبي ميدانند كه چه هزينههاي گزافي بر اثر همين بدقوليها و سنگاندازيها براي ساخت نيروگاه به كشور تحميل شد. هزينههايي كه بسياري معتقدند با آن امكان ساخت يك نيروگاه جديدتر وجود داشت. قطعا نيروگاه بوشهر به عنوان نماد پيمانشكني خارجيها در ذهن مردم ايران ثبت خواهد شد. بنابراين حال كه جمهوري اسلامي صاحب نخستين نيروگاه هستهاي خود شده و قرار است در آينده نيز چندين نيروگاه ديگر در كشور ساخته شود، سزاوار است كه ضمن درس گرفتن از اين واقعه، اتكا به كشورهاي خارجي براي ساخت اين نيروگاهها را به حداقل ممكن برسانيم و با اتكا به دانش و تجربه متخصصان داخلي در اين مسير حركت كنيم. قطعاً اتكا به توان داخلي نه تنها هزينههاي موجود اين پروژهها را پائين ميآورد بلكه مانع از تبديل شدن اين پروژهها به ابزاري سياسي خواهد شد...