شرايط تغيير خاصي نكرده. امكاناتمان همان است كه بود. يعني در اين زمينه شاهد پيشرفتي نبودهايم. اما روي دور برد هستيم و اين جاي خوشحالي و شكر دارد. تيمملي به جام جهاني ميرود. كشتي قهرمان ميشود، استقلال به نيمه نهايي جام باشگاههاي آسيا ميرود. بسكتبال قهرمان جام ملتهاي آسيا ميشود و واليبال، در اولين حضورش در ليگ جهاني واليبال، شگفتيساز ميشود، فوتسال بانوان براي اولين بار نايب قهرمان بازيهاي فوتسال بانوان آسيا ميشود و خلاصه اتفاقات خوبي ميافتد كه نشان ميدهد روي دور برد هستيم.
نمي خواهيم اين اتفاقات را روي حساب شانس و اقبال بگذاريم. يعني حتي اگر هم شانس و اقبال در آن دخيل باشد، آنقدر در عين شايستگي با بدشانسي رو به رو بودهايم كه اين موفقيتها اگر چاشني شانس هم داشته باشند، باز نميتواند فقط خوششانسي باشد.
اين روزها روزهاي خوبي است براي ورزش. روزهايي كه اگر چه بيپولي از يك سوي آن مانع حضور برخي رشتههاي ورزشي در مسابقات جهاني ميشود و بازيهاي دوستانه را كنسل ميكند، اما در كنارش بردها و قهرمانيهايي به دست ميآوريم كه ميتواند با اتفاقات ناگواري كه بيپولي رقمشان ميزند، سر به سر شود. اما قسمت سخت ماجرا از اينجا شروع ميشود. از همين موفقيتهايي كه چهرهها را بشاش و خندان ميكند. از همين جا كه خوشحالي آنقدر ما را به خودش سرگرم ميكند كه فراموش ميكنيم به مرحلههاي سخت رسيديم و هر پيروزي كه به دست آوردهايم، نشان رسيدن به روزهاي سختي است كه در پي خود پيروزيهاي بعدي را دارد. مهم نيست استقلال چطور بوريرام را شكست داد. مهم اين است كه اين تيم را شكست داد. مهم اين است كه اين تيم دستيار مورينيو را روي نيمكت خود داشت و بازيكناني كه بيشتر اروپايي بودند تا تايلندي.
مهم نيست كه اكبري براي پايان دادن به سلطه روسها در كشتي شخصاً كشتيگير روس را شكست نداد. مهم اين است كه كشتيگيري را شكست داد كه حتي كشتيگير روس هم نتوانسته بود از عهدهاش برآيد. اما حالا، مهمتر از اين موفقيتها، مهمتر از قهرماني كشتي، مهمتر از حضور در جام جهاني و رسيدن به نيمه نهايي جام باشگاههاي آسيا، حفظ اين موفقيتهايي است كه به آساني هم به دست نيامده و براي دستيابي به هر كدام، كوله باري از مشكلات را به دوش كشيدهايم و تلاش فراواني انجام دادهايم.
امروز، باوجود تمام مشكلات، باوجود تمام سختيها و كاستيهايي كه در ورزش وجود دارد و آنقدر پررنگ هست كه نتوان آن را كتمان كرد، موفقيتهاي خوب و قابل قبولي به دست آوردهايم، اما صرف به دست آوردن اين موفقيتها مهم نيست. بلكه حفظ آنهاست كه اهميت دارد. موفقيتهايي كه به راحتي به دست نيامدهاند و نتيجه تلاشي سخت، در روزهايي سخت است و به همين دليل هم هست كه نبايد اجازه دهيم به سرنوشت موفقيتهاي قبلي دچار شوند.
يكي از عادتهاي ورزشي بد ما اين است كه بعد از به دست آوردن هر موفقيتي، تصور ميكنيم به پايان راه رسيدهايم و ديگر دست از تلاش بر ميداريم تا آنچه را كه به سختي به دست آوردهايم به آساني از دست بدهيم. مثل اتفاقي كه براي فوتسال بانوان درپي كسب موفقيت در آسيا افتاد. فراموشي و حتي احتمال منحل شدن.
اين البته نه اولين بار و نه آخرين بار است كه شاهد يك چنين اتفاقاتي در ورزش هستيم. اتفاقاتي كه شايد نتيجه بيتوجهي باشد. بيتوجهي به ادامه راه بعد از كسب يك موفقيت چشمگير. موفقيتي نظير كسب جواز حضور در جام جهاني، قهرماني در جهان و آسيا در رشتههاي غيرفوتبالي و رسيدن به نيمه نهايي جام باشگاههاي آسيا. كشتيگيران روز گذشته وارد كشور شدند، با عنوان قهرماني، قهرمانياي كه خوشحالي را به ملت ايران هديه داد، اما طولي نميكشد كه همه چيز به دست فراموشي سپرده ميشود. چمدانها كه باز شد، عكسهاي يادگاري كه قاب شد، همه برميگردند سر كارهاي قبلي خود و فراموش ميكنند بايد در راهي قدم بردارند كه منجر به حفظ اين قهرماني و پيشرفت هر چه بيشتر كشتيگيران شود.
اين البته فقط مختص كشتي نيست. استقلال با شكست بوريرام راهي نيمه نهايي جام باشگاهها شده است. راهيابي به اين مرحله موفقيت كمي نيست، اما تجربه ثابت كرده كه خيلي زود با رسيدن به اين چنين موفقيتهايي كه پايان راه نيست، خيلي زود سير ميشويم و دست از تلاش برميداريم. شايد به همين دليل هم هست كه در عين شايستگي، در آخرين مرحلهها حذف ميشويم. شايد براي اينكه رسيدن به نيمه نهايي برايمان معناي قهرماني دارد. حال آنكه حضورنيمه نهايي با وجود آنكه يك موفقيت چشمگير است، قهرماني نيست و حذف شدن در اين مرحله، يك ضعف بزرگ است. بزرگتر از موفقيت رسيدن به نيمه نهايي و اين ضعف نياز به چاره دارد و چاره آن هم تنها اين است كه خيلي زود با به دست آوردن هر موفقيتي تصور نكنيم همه چيز تمام شده و ديگر بايد دست روي دست گذاشت. مثل كاري كه تيمملي فوتبال بعد از صعود به جام جهاني كرده است. توقف مطلق.