نسبت اصلاحطلبان با الهه راستگو چيزي است شبيه به نسبت احزاب اصلاحطلب با جمهوري اسلامي. راستگو قوانين و قاعده رفتار حزبي را رعايت نكرد. او در حالي به كانديداي رقيب اصلاحطلبان در انتخابات شهرداري تهران رأي داد كه «اصلاحطلبان» راه را براي ورود او به شوراي شهر باز كرده بودند و او «بايد» بنا بر تعهد حزبي و بر اساس قاعدههاي حزبگرايي به محسن هاشمي رأي ميداد اما رأي نداد و بنا بر قاعده حزبي - هر چند خلاف ژستهاي تحمل مخالف اصلاحطلبان ـ به درستترين وجه، از حزب اسلامي كار اخراج شد. كسي كه قاعدههاي حضور و حمايت از بازي را رعايت نكند بايد اخراج شود.
نسبت جمهوري اسلامي و اصلاحطلبان نيز چيزي شبيه نسبت اصلاحطلبان و الهه راستگو است. اصلاحطلبان از بركت انقلاب آبرو و اعتبار يافتند، همه چيزشان از انقلاب و جمهوري اسلامي است اما اصلاحطلبان نيز بارها قواعد و قوانين جمهوري اسلامي را زير پا گذاشتند. آنان نان اين سو را خوردند و زمين كسي ديگر را بيل زدند! اگر بنا بود بر اساس رفتاري كه اصلاحطلبان با الهه راستگو داشتند، جمهوري اسلامي با اصلاحطلبان برخورد كند، اكنون اصلاحطلبان بايد كجاي اين حكومت قرار ميگرفتند؟!