اگرچه در پيامد اوليه و احتمالي توافق روسيه و امريكا براي خلع سلاح شيميايي سوريه، سايه جنگافروزي تا حدود زيادي كم رنگ شده است و بيشتر از همه، رژيمصهيونيستي،عربستان و تركيه، دندانهاي خود را ميفشارند، ولي نگاه كار كردي و پيامدهاي امنيتي و حقوقي آنچه در توافق روسيه – امريكا و در متن پيوست آن در بخش سياسي وجود دارد، علامتهاي استفهام و تا حدودي نگرانكننده را پيشرو ميگذارد.
اوباما هم مانند جان كري وارد صراحت بيشتر شده و اميدوار است از آنچه در خلال توافق با روسيه حاصل ميشود و يا در عمل و اجرا به دست ميآيد، مدل و پايهاي براي رويكرد فشار – مذاكره و تحريم – ديپلماسي در قبال ايران شكل بگيرد.
درست است كه سوريها يك ابزار بازدارنده در دكترين نظامي خود را از دست ميدهند، ولي به جاي آن با تكيه بر اتحاد و ائتلاف با روسيه، به موازنه امنيتي در قبال رژيم صهيونيستي و تا حدودي امريكا دست مييابند. روسها هم از مزيت تنزل يكجانبهگرايي و يا اراده نظام تكقطبي امريكا بهرهمند شده و حداقل به سطحي از نظام دوقطبي دست يافتهاند و طبيعي است كه افسارگسيختگي رفتار امريكا در نظام جهاني را مهار كردهاند و از اين بابت خوشحالند. در حالي كه امريكا و رژيم صهيونيستي در يك نگاه تطبيقي و مقايسهاي از ذخاير گسترده سلاحهاي هستهاي، شيميايي،ميكروبي و بيولوژيك برخوردارند و هيچ گاه از قواره و قوانين بينالمللي پيروي نميكنند و تمامي كنوانسيونها و سازمانهاي جهاني را اسير يك بهانه،به نام امنيت ملي و منافع حياتي و غيرحياتي خود قرار دادهاند، قواعد محدوديتساز جهاني را براي ديگران مصوب ميكنند و به اجرا ميگذارند.
در حالي كه سازمان ملل و گزارش تحقيق آن در جنگ 22 روزه غزه، با صراحت از به كارگيري سلاح هاي كشتار جمعي و غيرقانوني و مواد فسفري عليه مردم بيدفاع غزه توسط رژيم صهيونيستي ياد كرد، نه دبيركل سازمان ملل و نه هيچ يك از سازمانهاي جهاني و بقيه قدرتهاي بزرگ، زحمت مخالفت و درخواست خلع سلاح ابزارهاي كشتار جمعي را به خود ندادند و امروز با يك اقدام ساختگي در سوريه، رويه گذشته را با مشكل جديدي براي سوريه نهادينه ميكنند و اين كار را قابل تكرار و نسخهبرداري براي ايران هم ميدانند. آنچه بديهي است و بايد از سوي دستگاه ديپلماسي و مقامات امنيتي و مراجع حقوقي در كشور مورد توجه قرار گيرد اينكه اين «توافق و رويهسازي» و افزودن مفاد جديد به مواد كنوانسيون مواد شيميايي، داراي چه پيامدهاي احتمالي در حوزه امنيت ملي و منافع ملي و منطقهاي ايران است و براي آن تدبير و هوشمندي لازم را به اجرا بگذارند.
اوباما و نتانياهو از يك ادبيات استفاده ميكنند تا با به كارگيري اتهام ساختگي و تهديد معتبر نظامي، يا از طريق يك توافق بازيگران بزرگتر و از طريق اقدامات غيرقانوني – فراقانوني و جنگ افروزانه و غيرانساني به نتيجه مطلوب و امتياز اساسي در قبال ايران دست يابند. اين گزاره نياز به دقت و پاسخ دارد.