کد خبر: 612472
تاریخ انتشار: ۲۶ شهريور ۱۳۹۲ - ۰۹:۲۸
آقاي روحاني بر اساس تعاريف و دسته‌بندي‌هاي رايج نه يك اصولگراست و نه يك اصلاح‌طلب
زينب شريعتي
آقاي روحاني بر اساس تعاريف و دسته‌بندي‌هاي رايج نه يك اصولگراست و نه يك اصلاح‌طلب. آقاي روحاني به رغم قرابت‌ها و شباهت‌هايش، حتي با آقاي هاشمي رفسنجاني هم متفاوت است لذا شايد بتوانيم آقاي روحاني را هم يك « پديده‌» بدانيم!
 انتخابات 24 خرداد با پيروزي غيرقابل پيش‌بيني حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر حسن روحاني به سرانجام رسيد؛ فردي كه در تمام دوران تبليغات انتخاباتي، خود را مستقل معرفي كرد و نسبت به اظهاراتي كه سعي داشت وي را به اصلاح‌طلبان منتسب كند به موضعگيري صريح واداشت. پس از روي كار آمدن دكتر روحاني، سه گرايش عمده در مواجهه با ايشان در بين اصولگرايان شكل گرفته است.
يك گرايش، آقاي روحاني را بيگانه با اصولگرايي و نه جزو جريان اصلاحات اما با تفكراتي ليبرال مآبانه و در دسته‌بندي‌هاي رايج كشور زيرمجموعه آيت‌الله هاشمي رفسنجاني مي‌داند و بر اين باور است كه آقاي روحاني و دولت وي نه مي‌توانند و نه مي‌خواهند كه به همه ارزش‌هاي انقلاب اسلامي وفادار باشند.
بي‌توجهي به عدالت و آلوده شدن به اشرافي‌گري، به فراموشي سپردن توده‌هاي مردم، نگاه ليبرال در حوزه فرهنگ و مقاوم نبودن در برابر فشارهاي غرب، از دغدغه‌هاي اصلي اين جريان نسبت به آقاي روحاني است.  اين گرايش از ابتدا در موضعي تقريباً تقابلي با رئيس‌جمهور يازدهم قرار گرفت و در جريان رأي اعتماد به وزراي پيشنهادي نيز نمايندگان اين گرايش در مجلس عمدتاً در مخالفت صحبت كردند. اين گرايش همچنين معتقد است نيروهاي اصولگرا نبايد در دولتي كه رياست آن بر عهده فردي مثل دكتر روحاني است قبول مسئوليت كنند چراكه حضور اصولگرايان، به اين دولت مشروعيت مي‌دهد و جامعه و خصوصاً نيروهاي انقلابي را در نوع مواجهه با دولت، دچار ابهام و ترديد مي‌كند.  اما در بين اصولگرايان گرايش ديگري هم وجود دارد و آن اينكه اگر چه آقاي روحاني نامزد اصولگرايان نبود و مشي ايشان با اصولگرايان انطباق كامل ندارد اما اولاً خاستگاه اصلي دكتر روحاني با توجه به سوابق طولاني فعاليت سياسي وي و عضويت در شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز كه همچنان ادامه دارد، خاستگاهي اصولگرايانه است و ثانياً با توجه به شعار اعتدال و دولت بين جناحي و نه فراجناحي ايشان، اصولگرايان نيز مي‌توانند با وي همكاري كنند.
به اعتقاد اين دسته از اصولگرايان، كنار كشيدن اصولگرايان زمينه را براي حضور هر چه بيشتر نيروهاي اصلاح‌طلب فراهم مي‌سازد و اين موجب مي‌شود آقاي روحاني ناخواسته در چنبره اصلاح‌طلبي بيفتد و اين همان است كه اصلاح‌طلبان مي‌خواهند و براي آن تلاش مي‌كنند.  از نظر اصولگرايان طرفدار اين رويكرد، مشروعيت دولت آقاي روحاني ناشي از بود يا نبود اصولگرايان نيست بلكه از تأييد رهبري نشأت مي‌گيرد كه علاوه بر نقش تنفيذ در اين مشروعيت، تأييدات و سفارشات خاص رهبر فرزانه انقلاب در مورد آقاي روحاني بايد ملاك عمل قرار گيرد.  رهبر فرزانه انقلاب در روز تنفيذ، آقاي روحاني را اينگونه توصيف كردند: «جناب آقاي روحاني جزو عناصر خدمتگزار قديمي به نظام اسلامي در بخش‌هاي مختلف هستند؛ يك فرد آزموده شده‌اي در نظام جمهوري اسلامي هستند؛ چه در دوره دفاع مقدس، چه در مجلس شوراي اسلامي، چه در شوراي عالي امنيت ملي، كارهاي فراواني بر دوش ايشان بوده است كه آن خدمات بزرگ را انجام دادند...» حضرت آيت‌الله خامنه‌اي همچنين در ديدار هفته دولت درباره آقاي روحاني چنين فرمودند: «ايشان فرد باسابقه‌‌اي در انقلاب، با سابقه‌ا‌ي در مبارزات انقلابي، با مواضع خوب و درست در طول سي و چند سال گذشته، خودشان را در معرض ديد و قضاوت گذاشتند و بحمدالله امروز هم به عنوان رئيس‌جمهور مطلوب و مورد اعتمادي در رأس دستگاه اجرايي قرار دارند.» ضمناً معظم‌له در مراسم تنفيذ سفارش فرمودند: «همه سعي كنند كمك كنند. من از همه جريان‌هاي گوناگون سياسي درخواست مي‌كنم و اصرار دارم و همچنين از همه شخصيت‌هاي متنفذي كه داراي نفوذ كلمه هستند، داراي حوزه تأثيرگذاري در ميان ملت هستند، درخواست مي‌كنم به مسئولان، به دولت، به رئيس‌جمهور كمك كنند تا ان‌شاءالله بتوانند وظايف سنگيني را كه بر عهده دارند، به خوبي انجام دهند...» بر اين اساس اين گروه از اصولگرايان رويكرد «تعاملي» را با آقاي روحاني و دولت وي برگزيده‌اند و بر اين باورند نه تنها اگر امكاني فراهم شد، بايد با حضور خود به دولت كمك كنند بلكه فراتر از اين، اصولگرايان مستعد بايد خودشان را در معرض قرار بدهند و براي همكاري اعلام آمادگي كنند.  اما رويكرد سوم، رويكردي است تلفيقي از دو نگاه و دو رويكرد قبلي. طرفداران اين رويكرد دغدغه‌هاي اصولگرايان دسته اول را دغدغه‌هاي مهم و قابل اعتنايي مي‌دانند و خصوصاً با توجه به تجربه‌اي كه از عملگرايان وجود دارد، نگران تفوّق و غلبه عملگرايي بر آرمان‌گرايي توأم با واقع‌بيني هستند.  در عين حال مخالف همكاري و كمك به دولت دكتر روحاني نيستند و تأييدات رهبر معظم انقلاب را ملاك مهمي براي همكاري با دولت مي‌دانند. اصولگرايان طرفدار اين رويكرد، قرار گرفتن زودهنگام در مقابل دولت را صحيح نمي‌دانند و معتقدند مادامي كه نشانه‌اي از عدول از اصول انقلاب بروز نكرده تقابل توجيهي ندارد.  هر چند موضوع اين نوشتار نيست اما اجمالاً اينكه اين چنددستگي در جريان اصلاحات نيز وجود دارد. گروهي از اصلاح‌طلبان كه كمتر موضع‌گيري مي‌كنند و بيشتر در محافل و پشت صحنه فعالند، به آقاي روحاني نه اعتماد دارند و نه اعتقاد؛ اينها معتقدند نبايد به نحوي رفتار كرد كه هزينه‌هاي عملكرد دولت يازدهم به پاي جريان اصلاحات گذاشته شود. اما گروه ديگري از اصلاح‌طلبان دولت ايشان را فرصتي براي احياي اصلاحات مي‌دانند و معتقدند از اين فرصت بايد به عنوان دوران گذار حداكثر استفاده را كرد.  دولت يازدهم به رياست دكتر روحاني، تركيبي است از اصولگرايان و اصلاح‌طلبان نوع دوم. دولت يازدهم هنوز دوران ماه‌عسلش را طي مي‌كند و به بزنگاهي نرسيده كه معلوم شود اين دو گروه اولاً چقدر با آقاي روحاني همراهند و ثانياً تا كجا مي‌توانند با هم هماهنگ باشند و يكديگر را تحمل كنند.  به هر حال واقعيت اين است كه آقاي روحاني بر اساس تعاريف و دسته‌بندي‌هاي رايج نه يك اصولگراست و نه يك اصلاح‌طلب. آقاي روحاني به رغم قرابت‌ها و شباهت‌هايش، حتي با آقاي هاشمي رفسنجاني هم متفاوت است، لذا شايد بتوانيم آقاي روحاني را هم يك «پديده‌»بدانيم! ظاهراً اين سال‌ها، سال‌هاي ظهور پديده‌هاست آن هم از خطه سمنان!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار