«مگر فوتباليستهاي رشيد ليگ دسته دوم و هنرپيشههاي نازنين نقش سوممان خداي ناكرده مردهاند كه ميخواهند براي توي كج و كوله بزرگداشت بگيرند؟»اين را يكي از دوستان شاعرم ميپرسد وقتي خبر ميشود عدهاي راه افتادهاند براي من مراسم نكوداشتي بگيرند. باري بر و بچههاي مركز فرهنگي «اوج» از سال گذشته، با همان كمي كه داشتند، آمدند سراغ بر و بچههاي شعر انقلاب و سلسله محافلي را بنيان گذاشتند با عنوان «شب شاعر»، از آن روز تا حال چندين محفل بزرگداشت گرفتهاند براي استاد «فريد اصفهاني»، «يوسفعلي ميرشكاك» و... اين بار بيشتر از لياقتم به سراغ من آمدند. خدا ميداند اين «بيشتر از لياقتم» را از سر شكستهبندي و ننربازيهاي معمول در چنين احوالي نگفتم. چندي پيش در همين ستون آرزوي روزي را كردم كه كارهاي باشم در اين سرزمين و بزرگداشتي چنان باشكوه براي «احمد عزيزي» بگيرم كه چشمان همه گرد شود، حتي اگر شده با همان تخت بيمارستان و سرمها و دستگاههايي كه به جسم رنجورش وصل است، او را بياورم روي صحنه. باشد لااقل از رهگذر چنين محفلي نسل امروز يكي از غولهاي ديروز شعر و ادبيات اين آب و خاك را ببيند و بشناسد. حالا بر و بچههاي اوج كه در ميان متوليان رسمي فرهنگ اين مملكت چون صاحب اين قلم، محلي از اعراب ندارند و حتي «احسان خان حسني» قول دادهاند پرسوجو ميكنند و اگر پزشكان احمد رخصت دادند و خطر آسيبي نبود، اين رؤياي مرا عملي ميكنند.
بگذريم. حالا قرعه به نام من افتاده است. سهشنبه، يعني فردا، ساعت پنج عصر در خيابان «برادران مظفر شمالي» (روبهروي سينما فلسطين) و در مجموعه فرهنگي اوج به قول استاد «عليرضا كمرهاي» مجلس ترحيمي است با حضور و شعرخواني متوفي و دوستانش! ويژگي اين محافل آن است كه حداقل گاه پس از سالها دوستان دور و نزديك ديداري تازه ميكنند و تازه متوفي را تسلا ميدهند و ياد همه روزگاران سالخورده و سپري شده، فرصت زنده شدن مييابند. اميدوارم شب شاعرهاي بعدي با همكاري و همراهي تمام نهادهاي مربوطه و در شمايلي هرچه باشكوهتر براي بزرگاني چون «استاد محمد جواد محبت»، «استاد حميد سبزواري»، «استاد غلامرضا شكوهي» و... حتي جوانترهايي چون «استاد محمدكاظم كاظمي» كه غنيمتي است خدا ميداند نزد ما ايرانيان برگزار شود. خلاصه همه آنها كه چنين محفلي را از خود ميدانند دعوتند. از مخاطبان شعر امروز اين آب و خاك تا عموم مردم و حتي مديران ارشد فرهنگي و حتي وزير محترم ارشاد و حتي رياست محترم جمهور! خدا را چه ديديد، شايد آن بزرگواران هم ستون ما را بخوانند شايد آنها هم به اين محافل آمدند!