کد خبر: 612316
تاریخ انتشار: ۲۴ شهريور ۱۳۹۲ - ۲۲:۲۱
پسر رجوي: پدرم دجال‌ترين فرد دنيا است
اين رفتار متناقض غرب در حمايت از سازمان تروريستي منافقين در حالي است كه آنها همواره موضوع تروريسم را به ابزاري براي فشار بر جمهوري اسلامي تبديل كرده بودند، اما حالا با سكوت خود در قبال گروهك تروريستي منافقين و حتي پناه دادن به اعضاي اين سازمان در داخل خاك خود، عملاً وجهه ضدتروريستي خود را زير سؤال برده‌اند
سينا تكاور

سرانجام با خروج آخرين گروه منافقين از پادگان اشرف، پرونده 27 ساله حضور منافقين در اين پادگان جهنمي بسته شد؛ پادگاني كه با حمايت صدام و غرب و كمك‌هاي گسترده آنان در 80 كيلومتري مرزهاي ايران احداث شده بود تا اين گروه از سوي غرب به يك اهرم فشار براي جمهوري اسلامي تبديل شود. حمايت‌هاي مالي و لجستيكي غربي‌ها از منافقين در اين پايگاه به حدي بود كه توهم حضور دائمي اعضاي اين گروهك در كمپ اشرف در ميان اعضاي آن ايجاد شده بود و اين عبارت را با خطي بزرگ در داخل اين پايگاه جهنمي نوشته بودند كه «كوه اگر بجنبد، ‌اشرف زجا نجنبد» اما حالا با سرنگوني حكومت صدام به عنوان اصلي‌ترين حامي اين گروهك تروريستي سرانجام اشرف ز جا جنبيد و اهرم فشار به ايران شكست.

شكستي كه سرانجامش فروپاشي و انحلال گروهك تروريستي منافقين شده است. اگرچه رهبران اين گروهك همچنان در تلاش هستند تا با انتقال اعضاي اين گروهك به كشورهاي اروپايي و همچنين ايجاد دفتر در واشنگتن عملاً شاكله و ساختار اصلي اين گروهك را حفظ كنند و همچنان به عمليات‌هاي خود عليه منافع جمهوري اسلامي در داخل و خارج از كشور ادامه دهند.

كادر‌سازي منافقين در خاك اروپا

اين انتقال اعضاي گروهك به كشورهاي اروپايي در حالي است كه پيشتر از اين نيز ‌گروهك منافقين فرزندان اعضاي اين گروهك را از خانواده‌هايشان جدا و براي شست‌وشوي مغزي و آموزش به خانه‌هاي تيمي اين گروهك در كشورهاي مختلف اروپايي اعزام مي‌كردند.

اين تصميم از آنجايي آغاز شد كه بعد از شكست سنگين منافقين در عمليات مرصاد، مسعود رجوي سركرده اين گروهك با برگزاري نشست‌هايي تحت عنوان تنگه و توحيد سعي كرد تقصير اين ناكامي بزرگ را بر گردن خود اعضا بيندازد.

منظور از تنگه همان تنگه چهارزبر بود كه در آنجا نيروهاي گروهك توسط رزمندگان ايراني تارومار شدند و منظور از توحيد نيز همان حربه رجوي بود كه سعي داشت عدم موفقيت در اين عمليات را برگردن عدم توجه ذهن و فكر نيروها به كسب پيروزي و انجام مأموريت بيندازد.

وي با اين بهانه مسئله انقلاب ايدئولوژيك و طلاق اجباري را مطرح كرد تا به قول خودش نيروها ذهن و فكر خود را از غير تشكيلات پاك و دلبستگي‌هاي دنيايي خود را فراموش كنند.

تحليل رجوي اين بود كه كودكان مانعي درراه رهايي فكري وابستگان گروهك هستند و با دور كردن بچه‌ها، ‌انرژي بيشتري براي براندازي نظام ايران آزاد خواهد شد.

پدرم دجال‌ترين فرد دنيا است

يكي از همين كودكاني كه تحت تاثير انقلاب ايدئولوژيك مسعود رجوي به اروپا فرستاده شد، مصطفي رجوي فرزند مسعود رجوي و اشرف ربيعي بود.

فردي كه در جريان درگيري مسلحانه بامداد 19 بهمن سال 1360 ميان اعضاي كميته انقلاب اسلامي و افراد حاضر در خانه تيمي زعفرانيه كمتر از يك سال سن داشت و پس از مرگ مادرش در اين درگيري توسط مأموران كميته نجات يافت. اگرچه همچنان مشخص نيست كه چگونه در ادامه سر از خانه‌هاي تيمي منافقين در اروپا و سپس كمپ اشرف درآورد. وي كه اكنون بيش از 30 سال سن دارد، با افكار و سياست‌هاي پدرش به شدت اختلاف داشته و معتقد است كه «من بدبخت‌ترين بچه دنيا هستم.

وقتي كه نوزاد بودم مادرم در خانه تيمي در تهران كشته شد، بعد از آن با پدر بزرگم بودم كه توسط تشكيلات به فرانسه برده شدم. در آنجا روزها با چهار تا محافظ به مدرسه مي‌رفتم و عصر‌ها هم معلم خصوصي داشتم. حق نداشتم با بقيه بچه‌ها بازي كنم و بعد هم كه به اينجا(عراق) آورده شده‌ام.»

مصطفي رجوي كه هيچ‌گاه مايل نبوده در عراق باشد، بارها اشاره كرده كه «مسعود» دجال‌ترين فرد در دنياست. وي در زماني كه در اشرف نگه داشته مي‌شد يك بار با چند نفر از اطرافيانش با يك كاميون اقدام به فرار كرده و سعي داشت از سيم‌خاردارها و سياج اشرف عبور كند كه دستگير مي‌شود.

وي در بهار سال 2003 به همراه چند نفر ديگر با تهيه مقداري دلار و تهيه نقشه عراق اقدام به فرار مي‌كنند كه لو مي‌روند، آنها در اوايل شب بعد از شام با يك آيفا به يك قسمت از سيم خاردار اشرف مي‌زنند و هنگام پرش از سقف كاميون، توسط مأموران مراقبت مصطفي دستگير مي‌شوند.

حمايت‌هاي غربي از سازمان تروريستي

تمامي اين‌ موضوعات در حالي است كه مقامات اين سازمان مخوف تروريستي به رغم تمامي اقدامات ضد بشري خود، مدت‌ها به دنبال خارج كردن نامشان از ليست بين‌المللي سازمان‌هاي تروريستي بودند؛ ماجرايي كه سال ۸۷ پس از مدت‌ها اتحاديه اروپا به آن تن داد و نام اين گروهك تروريستي را كه دستش به خون هزاران ايراني بي‌گناه آلوده است از ميان سازمان‌هاي تروريستي خارج كرد تا شايد عملاً از اين طريق چراغ سبزي به منافقين براي ادامه فعاليت‌هايش عليه جمهوري اسلامي نشان دهد.

اين در حالي است پس از آن امريكا نيز به تأسي از شركاي اروپايي خود نام گروهك منافقين را از ليست سازمان‌هاي تروريستي خارج كرد تا نه تنها اين گروهك بتواند در دل پايتخت امريكا و چند صد متري مانده به كاخ سفيد دفتري تاسيس كند، بلكه بتواند اعضاي وابسته به خود را به كشورهاي اروپايي بفرستد و همچنان تشكيلات اين گروهك را هرچند دور از مرزهاي ايران حفظ كند. اين اتفاقات در شرايطي افتاده است كه پرونده گروهك منافقين به خاطر ترور و قتل‌عام بيش از ۱۷ هزار شهروند ايراني همچنان در مراجع مختلف كشورمان مفتوح است و اوج اين جنايات به نقش اين سازمان در ترور دانشمندان هسته‌اي كشور و در كنار آن فروش اطلاعات هسته‌اي كشور به سازمان‌هاي جاسوسي غربي باز‌مي‌گردد؛ اقداماتي كه خشم ملت ايران از منافقين را بيش از پيش مي‌كند.

اين رفتار متناقض غرب در حمايت از سازمان تروريستي منافقين در حالي است كه آنها همواره موضوع تروريسم را به ابزاري براي فشار بر جمهوري اسلامي تبديل كرده بودند، اما حالا با سكوت خود در قبال گروهك تروريستي منافقين و حتي پناه دادن به اعضاي اين سازمان در داخل خاك خود، عملاً وجهه ضدتروريستي خود را زير سؤال برده‌اند.

خدمت متقابل منافقين به غرب

اما شايد بتوان تلاش‌هاي غرب براي حفظ اين گروهك تروريستي را چنين مورد بررسي قرار داد كه اين گروهك‌ با سازماندهي مجدد خود، دوباره اين توانايي را پيدا خواهد كرد تا عمليات‌هاي تروريستي‌اش را عليه ايران ادامه دهد و حتي پس از مدتي با گسيل ‌سمپادهاي خود به داخل خاك ايران، اطلاعات تازه‌اي را از ايران به سازمان‌هاي جاسوسي غرب ارائه دهند.

علاوه بر اين، با توجه به ادعاهايي مكرر غربي‌ها در خصوص اقدام نظامي عليه كشورمان، بي‌شك سازماندهي مجدد منافقين اين امكان را در اختيار غرب قرار مي‌دهد كه با بهره‌گيري از افراد اين گروهك تروريستي كه آشنايي كامل به محيط‌هاي جغرافيايي كشور و همچنين زبان‌هاي محلي دارند، همواركننده مسير غربي‌ها در برخورد با شرايط ايران باشند.

هزينه‌هاي يك حمايت

در عين حال حمايت و پناه دادن منافقين در غرب در حالي است كه اين كشورها گويي ذات واقعي اين گروهك را فراموش كرده‌اند و نمي‌دانند كه ممكن است اعضاي اين سازمان روزي دست به اقدامات تروريستي عليه خودشان بزنند. چراكه منافقين ثابت كرده‌اند كه در ازاي پول و قدرت حاضر به انجام هركاري هستند و نوع هدف برايشان هرگز مهم نيست. موضوعي كه در داخل خاك ايران صورت گرفت و اعضاي اين سازمان كه خود را ايراني مي‌دانند بارها هموطنان خود را مورد حمله تروريستي قرار داده‌اند. علاوه بر اين در جريان انتفاضه شعبانيه نيز اعضاي سازمان به شهروندان كشور ميزبان خود حمله كردند و آنان را قتل عام كردند.

قطعا اين موضوع در خصوص اتباع كشورهاي اروپايي نيز مصداق خواهد داشت و اعضاي اين گروهك بي‌شك تهديدي جدي براي آنان خواهد بود.

اين موضوع مورد تأكيد منصور حقيقت پور از اعضاي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس نيز است و وي به طرف‌هاي غربي هشدار مي‌دهد كه در خصوص اعطاي پناهندگي به منافقين و پناهندگي متمركز هزينه - فايده كنند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار