سپيده آماده| «شهر مورچهها» در اين دوره از جشنواره توانست عنوان اول را در بخشهاي بازيگري مرد، بازيگري زن، طراحي لباس، موسيقي، كارگرداني كودك و نوجوان و نمايشنامه كودك و نوجوان از آن خود كند. به همين بهانه با «رضا بيات» نمايشنامهنويس و كارگردان نمايش «شهر مورچهها» كه جايزه نفر اول در بخش كارگرداني و نمايشنامهنويسي اين دوره از جشنواره تئاتر مقاومت را از آن خود كرده، گفتوگويي انجام دادهايم تا از نمايش و حال و هواي كار در حوزه تئاتر مقاومت بپرسيم.
به نظرتان كدام خصوصيت نمايش «شهر مورچهها» باعث شد كه نظر هيئت داوران را در رشتههاي مختلف به خود جلب كرده و اين همه جايزه را در كارنامه خود ثبت كند؟
خدا را شكر نظر مثبت هيئت داوران جشنواره تئاتر مقاومت به نمايش «شهر مورچهها» جلب شد و اين باعث افتخار من است. خوشحالم اين جوايز تقسيم نشدند چون روالي كه در برخي از جشنوارهها وجود دارد كه زماني يك كار در يكي دو رشته عنوان برتر را به خود اختصاص ميدهد، داوران سعي ميكنند ساير جوايز را به رغم توانايي گروه، به گروههاي ديگر اختصاص دهند اما در جشنواره تئاتر مقاومت اين اتفاق نيفتاد و جوايز تقسيم نشد.
براي پرداخت به موضوع مقاومت آن هم در قالب حساس كودك و نوجوان چه راهكاري را پيش رو قرار داديد تا به تكرار نرسيد و بتوانيد مفهوم مورد نظرتان را به شكلي درست ارائه كنيد؟
به باور من، هر موضوعي اگر مورد اشاره مستقيم قرار گيرد، شهيد ميشود و در هر مقولهاي اگر پرداخت مستقيم باشد، مخاطب در برابرش جبههگيري ميكند. به نظر من هر چيزي اگر در مسير مناسبش طرح شود بهتر و سريعتر به نتيجه ميرسد، من هم مقاومت را به عنوان يك تم در نظر گرفتم و به دنبال اين نبودم كه با بيان چند اصطلاح و چند مؤلفه، لقب مقاومت را بر اثرم بگذارم. مقاومت تم كار من بود و با يك ديد فانتزي و كودكانه به اين سوژه پرداختم، از طرف ديگر من در نمايش شهر مورچهها سعي كردم كه براي كودك كار كنم نه براي جشنواره به اين ترتيب كه كودكان بتوانند با نمايش ارتباط برقرار كنند، خوشبختانه داوران جشنواره فجر هم خوششان آمد.
به باور شما عرصه كودك و نوجوان چقدر ميتواند در القاي مفهوم مقاومت در ذهن كودكان نسل امروز كه فاصله زيادي از دوران جنگ دارند، تأثيرگذار باشد؟ كودكاني كه در اين دوره مورد هجمههاي گسترده رسانهاي غربي به سر ميبرند.
مقاومت فقط جنگ نيست. مقاومت براي كودكان از يك زورگويي كودكانه در مدرسه آغاز ميشود تا مقابله با موانعي كه بر سر راه رسيدن به خواستههايش قرار دارد. كودك از جنگيدن خوشش ميآيد. اگر شما نگاهي به نقاشيهاي كودكان كلاس اول و دوم دبستان بيندازيد، ميبينيد كه پر از توپ و تانك و اسلحه است و هفت تير يكي از اسباببازيهاي اصلي پسر بچهها محسوب ميشود، يعني ما از كودكي جنگنده بزرگ ميشويم اما بعدها به دليل تربيت خانواده اين حس جنگندگي گرفته شده و كودكان منفعل ميشوند و سعي و تلاشي براي رسيدن به خواستههايشان نميكنند.
متأسفانه جوي به وجود آمده است كه بر اساس آن برخي از هنرمندان تئاتر، كار در حوزه مقاومت را سفارشي كاري ميدانند و گرايش چنداني به آن ندارند. خود شما چه شد كه كار در ژانر مقاومت را انتخاب كرديد؟
اگر مقاومت را جنگ در نظر بگيريم، به معني همين هشت سال دفاع مقدسي كه داشتيم، اگر دلخواه من بود دوست داشتم هر ماه يك اثر دفاع مقدس كار كنم. ديني كه شهدا و جانبازان و اسرا و رزمندهها بر گردن ما دارند با يكي دو سه كار نمايشي، قابل جبران نيست. شما وقتي به نمايشهاي كشورهاي پيشرفته غربي مانند فرانسه كه حرف اول را در عرصه تئاتر دنيا ميزند يا كشورهايي مانند آلمان نگاه ميكنيد، ميبينيد كه توليد آثار نمايشي اين كشورها در حوزه جنگ بسيار بيشتر از ساير حوزههاست. به نظر من كار در حوزه مقاومت و دفاع مقدس به هيچ عنوان سفارشيكاري نيست و هر آدمي در هر زمينهاي بخواهد سفارشيكاري كند، قلمش را فروخته است. اگر كسي واقعاً به دفاع مقدس احساس دين ميكند بايد با جان و دلش در اين حوزه فعاليت كند نه سفارشيكاري چون ارزش كار خود را پايين ميآورد.
در آينده قصد داريد فعاليت در عرصه تئاتر مقاومت را ادامه دهيد؟
«شهر مورچهها» اولين نمايش من در عرصه دفاع مقدس نبوده و مطمئنا آخرينش هم نخواهد بود. به باور من اگر تا آخر عمرم هم براي جنگ دفاع مقدس كار كنم، كم كار كردهام.
در ژانر كودك؟
من علقه خاصي به ژانر كودك دارم و سعي ميكنم هر يكي دو سال لااقل يك كار در عرصه كودك داشته باشم اما كار اصليام نيست.
خب يكي از مسائل مهمي كه در مورد تمام نمايشها مطرح ميشود، داستان اجراي عمومي است. با توجه به وعدههايي كه مديران جشنواره در خصوص اجراي عمومي نمايشهاي برتر جشنواره تئاتر مقاومت دادهاند، شما اجراي عمومي نمايش «شهر مورچهها» را چطور پيشبيني ميكنيد؟
به نظر من جشنواره يك تك اجراست كه خستگي بسيار زيادي دارد تنها چيزي كه خستگي گروه تئاتري را از تنش بيرون ميكند، تنها اجراي عمومي است؛ اينكه نمايش مستقيماً با مخاطب ارتباط برقرار كند و اصلاً فلسفه تئاتر كار كردن اجراي عموم است. جشنوارهها هم مخاطب خاص خود را دارند اما ما براي مردم كار ميكنيم و ميخواهيم مفاهيمي را كه مدنظر داريم به مردم انتقال دهيم.